دکتر محمدتقی صراف پزشک صاحب نام یزدی

              روز یکشنبه 5 فروردین 1397 دبیرستان ماندگار ایرانشهر یزد میزبان یکی از دانش آموختگان قدیمی و از مفاخر معزز خود بود.به همین مناسبت در محفلی خودمانی در دفتر دبیرستان به پای سخنان ارزشمند جناب دکترصراف نشستیم که گوشه هائی از آن در 2 بخش به نظرخوانندگان محترم می گذرد.

             «من محمدتقی فرزندمحمدقاسم صراف و درخشنده صداقت در سال 1304  در خانواده ای مذهبی متولدشدم. جد پدری ام نیز محمدتقی نام داشت که از شیراز به یزد مهاجرت و ساکن  می شوند

             دوره‌ی ابتدایی را در دبستان هدایت یزد به مدیریت سید مهدی استوار گذراندم وگواهی نامه ششم ابتدایی رادریافت و همانسال وارد دبیرستان ایرانشهر که یکی از دبیرستان‌های معروف ایران به‌شمار می‌آید به مدیریت میرزا احمدخان طاهری و سپس دکتر حسین محبوبی شدم دبیرانم آقایان کاظم علائی و حسین فخرالدینی و دکترابوالقاسم قلمسیاه بودند. و  خدمتگزار خوب و مدبر مدرسه مرحوم نوروزعلی پاشاهی بود که یاد همه این عزیزان را گرامی میدارم.

           در سال 1319 یا 20 بود که  به اخذ دیپلم طبیعی نائل شدم  سپس در آزمون متفرقه ششم ریاضی شرکت کرده و موفق به دریافت دیپلم ریاضی شدم

             در سال 21یا22درکنکور دانشکده‌ی پزشکی شیراز قبول شدم اما بسبب مشکلاتی نتوانستم وارد دانشگاه شوم. لذا سال بعد در آزمون دانشکده‌ی حقوق تهران پذیرفته شدم. اما باز هم بدلایلی قادر به ادامه تحصیل  نشدم.  در نهایت با تشویق ها و حمایت های پدرم درسال   1328 یا 1329 بعداز پذیرفته شدن در آزمون، دانشکده پزشکی مشهد به تحصیل پرداخته و با امتیاز شاگرد اولی و کسب نمره‌ی ممتاز در پایان‌نامه‌. در سال 1335 - 1336 ازدانشکده پزشکی  فارغ التحصیل و از طرف وزارت فرهنگ موفق به دریافت مدال و نشان درجه یک علمی شدم .  

             دوران تحصیلم در دانشگاه در محضر فرهیختگان و اساتید بزرگی چون دکتر سامی راد، دکتر قوام نصیری، دکتر شهیدی، دکتر سالاری (رضا، احمد و علی)، دکتر قریشی، دکترمیردامادی، دکتر اسکوئیان، دکتر بهپور، دکتر قهرمان و دکتر محلاتی شاکردی کردم. همچنین، در جوار دکتر رادپور، دکتر شهرستانی، دکتر شاهین فرد (محمد و احمد)، دکتر مستقیمی و مهندس شهرستانی کسب فیض نمودم که همگی الگوی حقیقی از انسانیت و اخلاق برایم بودند.

           از سال 1336 تا 1340 با استفاده از بورس دولتی (شاگرد اول) در دانشکده پزشکی پاریس دوره تخصصی بیماری های کودکان و همچنین دوره طب کار را در دانشگاه. پاریس دریافت داشتم.. که همزمان با تبلیغات گسترده برای استفاده از شیرخشک بجای شیر مادربرای نوزادان بود.من که می‌دانستم هیچ غذ‌ائی برای بچه‌ها بهتر از شیر مادر نیست؛کتابی به زبان فرانسه درمورد برتری شیر مادر چاپ کردم. در ایران نیز کتابی  راجع به بیماری ارثی متابولیسم در کودکان نوشتم که موارد نادری از آن بیماری در همه‌جای ایران دیده می‌شد.

             سپس به دلیل علاقه فراوان به امام هشتم (ع) و برای خدمت به هموطنانم ساکن مشهد شده و به طبابت پرداختم. در سال 1343 پس از موفقیت در امتحان استادیاری و در سال 1347 به مقام دانشیاری ارتقاء پیدا کردم و در سال 1355 با کسب امتیازات لازم به مرتبه استادی نائل شدم. بعلاوه در سال 1370 موفق به کسب مدرک فوق تخصص بیماری های عفونی کودکان شدم.

             در مدت بیش از سی سال همکاری با بخش کودکان که همه اساتید آن از نخبگان کشوری می باشند به آموزش دستیارهای رشته تخصصی کودکان پرداختم.

            من به همکاری با این بزرگان افتخار می کنم و هیچ گاه محبت های آن ها را از یاد نمی برم از جمله الطاف این دوستان نام گذاری سالن کنفرانس و آموزش دانشجویان بخش اطفال بیمارستان امام رضا (ع) و سالن اجتماعات سازمان نظام پزشکی مشهد به نام اینجانب است.

               سپس جهت تدریس و درمان کودکان به بیمارستان امام رضا (ع) معرفی شدم. در آن زمان بخش اطفال بیمارستان امام رضا (ع) تنها بخش درمانی کودکان استان خراسان بود. در آنجا از مصاحبت با اساتیدی چون دکتر سامی راد؛ ریاست دانشگاه، دکتر هدایت یغمایی و دکتر قهرمان برخوردار گشته و کسب علم کردم. ضمنا دانش، اخلاق و وجدان پزشکی آنان را سرلوحه کار خود قرار دادم. من برای چندین سال مداوم و بدون استفاده از مرخصی و با کشیک شبانه به خدمت مشغول بودم و در این دوران به دانشجویانم همچون فرزندان خود عشق می ورزیدم. بی شک جایگاه علمی امروز آن ها سبب مباهات و افتخارم خواهد بود.

          آقای دکتر ادامه می دهند: «در شرایطی طبابت کودکان را در ایران آغاز کردم که درمان کودکان از بُعد تخصصی در خراسان ، تنها 3 نفر متولی در حال انجام وظیفه داشت . در واقع می توان گفت، همکارانم در پی‌ریزی پایه‌های سیستماتیک درمان تخصصی و علمی کودکان در آن روزگار پیشتاز بوده اند. در حقیقت اگر بگوئیم که نسل امروز، سلامت خود را مدیون فداکاری‌ها و علم‌آموزی سخت و طاقت‌فرسای آنان می داند و مدیونشان هستند، سخنی به گزاف نگفته‌ام.

         حدود 81 مقاله ام در مجلات ایرانی و خارجی به چاپ رسیده و پنچ مقاله به زبان فرانسه در مجله بیماری‌های کودکان پاریس به نام «Annule pediatic» ارائه دادم.

        استاد راهنمای پایان‌نامه‌ی پزشکی 7 پروژه‌ی تحقیقاتی بودم که مورد تائید دنیا قرار گزفت.

       آخرین مقاله‌ی خارجی ام  در بیست و نهمین کنگره‌ی بین‌المللی در شهر ریودوژانیرو برزیل ارائه گردید. در مدت استادیاری چندین سال در بخش کودکان بیمارستان قائم (عج) مسئولیت آموزش و درمان را بعهده داشتم.

            از دیگر مسئولیتهایم:  مدیر گروه بیماری های کودکان دانشکده پزشکی مشهد بمدت20 سال، عضو هیأت بورد تخصصی بیماری های کودکان (1373-1353)، عضو هیأت ممیزه دانشگاه علوم پزشکی مشهد، عضو شورای هماهنگی، برنامه ریزی، بازآموزی و نوآموزی پزشکان، عضو شواری عالی نظام پزشکی در چهار دوره متوالی، عضو انتخابی هیأت مدیره سازمان نظام پزشکی مشهد در هفت دوره (سه دوره متوالی رئیس هیأت مدیره)، رئیس هیأت مدیره انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه های مشهد رئیس هیأت مدیره انجمن متخصصین کودکان استان خراسان، رئیس کمیته ترویج تغذیه با شیر مادر، برگزارکننده دو کنگره بیماری های کودکان در سطح بین المللی در شهریور ماه 1348 و 1362 در مشهد، صاحب امتیاز انتشار فصلنامه بیماری های کودکان و نوزادان خراسان و انتشار 90 مقاله در مجلات پزشکی داخلی و خارجی از جمله فعالیت های سازمانی، آموزشی و پژوهشی اینجانب می باشد.

              دوران طبابت و خدمت در سازمان نظام پزشکی:

           در سال 1339 قانون نظام پزشکی به تصویب مجلس شورای ملی رسید. دستور انجام انتخابات در شهرستان ها صادر شد. اولین دوره انتخابات سازمان نظام پزشکی مشهد در سال 1349 برگزار گردید. از آن جا که سازمان نظام پزشکی حافظ حقوق پزشکان در برابر جامعه و بیماران و همچنین موظف به حفظ حقوق بیماران در مقابل پزشکان است، پس از برگزاری انتخابات، هیأت مدیره مکانی استیجاری را در خیابان رازی جنب بیمارستان امام رضا (ع) برای ارائه خدمت در نظر گرفت. از ابتدای پایه گذاری سازمان نظام پزشکی مشهد در هفت دوره در این سازمان به عنوان عضو هیأت مدیره مشغول به فعالیت بودم و از سال 1371 تا 1383 در سه دوره متوالی به عنوان رئیس سازمان انتخاب شدم. در سال 1380 با مرحوم آیت الله طبسی ملاقات کردم و از ایشان درخواست مساعدت جهت خرید زمین برای ساختمان نظام پزشکی کردم. ایشان نیز با عنایت ویژه که به بنده داشتند زمینی را در خیابان حامد جنوبی در راه خدمت به خلق به مبلغ ناچیز در اختیار سازمان نظام پزشکی قرار دادند. در همه این سال ها، تلاش و اهتمام همکاران محترم سبب ارتقای جایگاه پزشکی و حرف وابسته به آن در استان خراسان رضوی در حوزه سلامت گردیده است.

    خاطرات دوران پزشکی  :

             درک و لمس مهر و محبت مادری ماندگارترین خاطره کل سال های خدمت من است. زبان قاصر از ادای مطلب است، هر آنچه امروز در ذهن دارم فغان، ناراحتی و اشک مادرانی است که بی صبرانه خواستار بهبود فرزند خود بودند، از مادرانی که به دلیل ابتلای فرزند به زردی یا ایکترفیزیولوژیک قادر به دیدن آن ها نبودند تا مادری که سرپرست خانواده بود و به دلیل استرس فراوان برای بالا بودن تب فرزندش دچار ناراحتی اعصاب و روان شد.

          ازدیگر کارهای خیری که در آن سهیم بودم . ارائه خدمت در درمانگاه خیریه امام رضا ع از ابتدای استخدام ، کمکهای مادی به خیریه های متعدد ، ساخت خوابگاه دانشجویان دانشگاه مشهد و ..... 

        خانواده و فرزندانم:

             به جهت داشتن چهار فرزند صالح همیشه خداوند را شکرگزار هستم که بی شک موفقیت آن ها مرهون ایثار، توجه و همراهی فراوان همسرم بوده است. دکتر حمیدرضا صراف؛ پزشک عمومی، دکتر علیرضا صراف؛ استاد دندان پزشکی کودکان، دکتر محمد صراف؛ متخصص بیماری های عفونی و فلوشیپ ایدر، و مهندس حسین صراف فرزندان من هستند که به وجود همگی آن ها افتخار می کنم.

         در پایان نصیحتم به دانشجویان و همکارانم اینست که در همه حال به خصوص در زمان معاینه و مداوای بیمار به یاد خدا باشند، بیماران را از اقوام خود بدانند و با آن ها همانند نزدیکان خود رفتار کنند. یاری رسان بیماران نیازمند باشند. به منظور حفظ احترام خود یا بیمار، انتقادی از همکاران نداشته باشند. اخلاق پزشکی را رعایت نمایند و چنانچه خدایی ناکرده از طرف خانواده بیمار اهانتی شد پاسخی ندهند زیرا آن ها پس از بهبودی بیمار عذرخواهی خواهند کرد به یاد داشته باشیم که از لحاظ روانی همیشه حق با بیمار است.

       با آرزوی سلامتی و طول عمر برای همشهری خوب و خیر و مهربان جناب آقای دکتر محمدتقی صراف

/ 0 نظر / 42 بازدید