سالروزتولدودومین سال گرد درگذشت استادخدابخش منیری فرهیختۀ عرصۀ فرهنگ یزد 1/7/89

 شادروان خدابخش منیری فرزند رستم شهریارمنیری در1/7/1293متولد شد

                   پدر سالها درتهران به کار تجارت مشغول و بعدا در یزد کسب آزاد داشت سواد خواندن ونوشتن را بخوبی میدانست و بسیارخوش خط بود بطوریکه این هنر را  به بچه های محله می آموخت و مدتی نیز به شغل آموزگاری اشتغال داشت .  مادرش گل نام داشت وهنرآشپزی و کشاورزی را خوب میدانست .

دبستان مهرنرسی آبادباکوشش خانواده اودرسال 1312 خورشیدی درنرسی آباددایروسالها بصورت ملی توسط روانشاد منیری وخانواده اش اداره می شد تا اینکه  درسال  1335 به اداره فرهنگ وقت واگذار گردید .

 

 

 

 تا سوم ابتدائی دردبستان رستمی نرسی آباد (مؤسس رستم خداداد فرامرز نرسی آبادی ) تحصیل کرد، نحوۀ اداره دبستان درآن زمان بصورت مکتب خانه ای بود،بدین ترتیب که تنها یک میز ویک صندلی برای آموزگاردرکلاس وجود داشت و شاگردان به صورت دایره وار، و درجه بندی دورمیز می ایستادند و هرگاه شاگردی پاسخ معلم را نمی دانست درجه بندی دور میز تغییر میکرد. چهارم و پنجم را در دبستان خسروی و دبیرستان را در کیخسروی یزد گذراند.

                            

مطب سررتن تا تا

 آقای منیری حدودا درسن 17-18سالگی درمطب سررتن تاتا که اولین درمانگاه رایگان عمومی ، ودانش آموزان یزد واقع درخیابان آیت ا..کاشانی فعلی وروبروی آتشکده (درمحل مخابرات)در تابستانها افتخاری و تنها برای رضای خداکارمی کرد.این مرکز توسط همسرآقای رتن تاتا بنام نواز بانو  که از پارسیان زرتشتی مقیم هندوستان بود درسالهای1301 دریزد، بیاد ونام همسرش دایر گردید که در ابتداپزشک ازبمبئی برای مداوا به یزد اعزام می شد. اولین پزشک آقای دکتر جمشید پتل بود وبه ترتیب دکتر گودرز، دکترسهراب ، دکترمنوچهروسونا ودکتر زال  واز مهر 1315 آقایان دکتر خسرو خسروی یزدی، دکترخدارحم رئیس بهرامی ودکتر فرخ جمشیدی درآن محل خدمت کردند . دارو نیز از بمبئی بوسیله کشتی بادبانی به بندرعباس منتقل واز آنجا با شتر به یزد حمل می گردید، پس ازآن زایشگاه بهمن درچهارآذرهزاروسیصد و پانزده توسط گشتاسب خودی کلاه کوچه بیوکی بنام فرزند ناکامش بهمن ساخته وشروع بکارکرد .

آقای منیری درسال20- 1319 در رشتۀ زبان انگلیسی (مقطع کارشناسی) ازدانشگاه تهران به ریاست وقت دانشگاه آقای دکترعیسی صدیق علم فارغ التحصیل شد. از جمله همکلاسیهای ایشان خانمها سیمین دانشور، دختران رام وزیر کشاورزی و خواهر دکتر حکمت وزیر فرهنگ وقت و خواهر دکتر صورتگر و آقایان شهیدی نویسندهء معروف، روستا، مفتاح، فیاض اهل یزد، بازرگان، ستودیان، شادان و مرحوم معصومخانی رئیس فرهنگ یزد درسال های 1327 را می توان نام برد.

               دانشسرایعالی احتمالا سال تحسلی 18- 1317

1 - نشسته شماره  5- آقای ......شادان 6 – کاظم معصومخانی

2- ایستاده ازپائین ببالا شماره 8  و10  خانم ها ......و.......رام دختران وزیرکشاورزی وقت 9- دکترعیسی صدیق اعلم رئیس داشسرایعا لی 12و13و 14دختران دکترحکمت وزیرفرهنگ وقت 15- خانم.......خواهر دکترحکمت وزیرفرهنگ وقت 16– خانم......صورتگر خواهر دکترصورتگرو 17-خانم دکترسیمین دانشورهمسر جلال آل احمد 

3- شماره  5 –آقای .... ....اهل یزد  8 -  وسط دارای عینک آقای .......فیاض اهل یزد  14- آقای ......بازرگان

4- شماره  8 – آقای ....ستودیان  9- آقای خدابخش منیری ازیزد رشته زبان انگلیسی

در صورت امکان ما را در شناسایی افراد داخل عکس یاری فرمایید

       

       دانشسرایعالی همکلاسان دوره زبان - تهران از راست نشسته : خدابخش منیری

  ایستاده از بالا از چپ : نفر سوم کاظم معصومخانی، نفر چهارم احتمالا احمد شهیدی نویسنده نفر ششم آقای شادان ویلونیست

صف وسط وسط عکس  با لباس مشکی ودستمال جیبی آقای روستا

   نشسته سمت راست نفر اول خدابخش منیری  و اولین صف از بالا نفراز چپ نفرسوم کاظم معصومخانی

      

                            دانشسرای عالی نشسته نفر وسط استاد موسیقی واز چپ نفردوم احتمالا آقای مفتاح  

صف اول ایستاده:  از پائین نفرسوم  از چپ خدابخش منیری

اودرسال  1323بعنوان اولین دبیر لیسانس زبان انگلیسی در یزد به استخدام وزارت فرهنگ درآمده  و در دبیرستانهای پسرانه محمدطاهری، ایرانشهر، کیخسروی، مارکار، رکنیه، 17شهریور، ایراندخت ،شهنازسابق و... به  تدریس پرداخت.  ودراین سالها در کلاس تابستانی در تهران به استادی یک انگلیسی بنام رولند شرکت وموفق به اخذ گواهینامه شد  .

     

کلاس تابستانی همدان شماره1- خدابخش منیری7- میس حاجی سن استاد زبان ازانگلستان

وی در 1337 ازطرف ادارۀ فرهنگ یزد بمدت دو ماه درکلاس تابستانی که شورای فرهنگی ایران و انگلیس در شهر همدان با  175  نفر دبیر انگلیسی سراسر ایران و به استادی خانم حاجی سن از انگلستان دایر شده

بود شرکت

                  خوابگاه همدان شماره 3 خدابخش منیری

            کلاس تابستانی درهمدان شماره 3 آقای منیری

       

      کلاس تربیت معلمان خارجی گروه صلح دوره های اصل 4  که پس از آموزش هر دو نفر به یک شهر برای آموزش زبان انگلیسی با یک دبیر زبان ایرانی اعزام می شدند (درسال 43 میس هارت ومسترهانمن به همراه دبیرزبان آقای گرامی که یزدی نبودند تدریس انگلیسی کلاس ما را دردبیرستان شاهدخت درلب خندق بعهده داشتند چندین سال بعد شایع شد هانمن درجنگ ویتنام کشته شده است مرآت) خدابخش منیری شماره1- آقای منیری هنگام سخنرانی وتدریس به زبان انگلیسی

و دورة مقدماتی اعزام به خارج را گذراند وبعد ازامتحان جزء پنج نفری بود که قبول، (4نفر دیگر از شهرهای  مشهد، اهواز، تبریز و کرمان بودند) وبعد ازیک هفته نامه ای  با امضاء آقای دکترمهران وزیر وقت فرهنگ دریافت نمود که ازوی دعوت شده بود تا برای یک دوره تدریس اختصاصی درمؤسسه علوم تربیتی،

    دردانشگاه 15طبقةکمبریج لندن (که دومین دانشگاه قدیمی ومعتبردنیا با قدمت 800 سال است ودر1209 توسط داروین استفان کشیش منطقه تاسیس شدودر 1284 سنگ بنا 1209 کارگذاشته شد ودانشجویانی چون داروین ونیوتن وفوجی وروزالین فرنکلین (روی اشعه ایکس واتم ) (درآن هنگام زنان حق نداشتند درکنار پسرها باشند ونمی توانستند امتحان دهند رئیس ستادبرگزاری جشن هشتصدمین سال کمبریج گفت مابه 800 سال آینده فکرمی کنیم )عازم انگلستان شد . در فرودگاه انگلستان ازسوی شورای فرهنگی بریتانیا از5 نفرمنتخب دورة مقدماتی شهرهمدان استقبال ، و جهت اسکان، پانسیون و... مورد راهنمائی قرارگرفتند . گذرنامه وجای سکونت آماده بود. مجموع معلمین اعزامی از سراسر دنیا حدود 40 نفر بودند( ازکشورهای هند، پاکستان، اسپانیا ، ژاپن، چین، ایتالیا، اردن، فرانسه، امریکا، انگلیس و....... اما بالاترین آمار اعزامی را ایران بعلت توان مالی و توجه به علم ودانش 5 نفرشرکت کننده داشت  و بقیه کشورها فقط  یک نفر فرستاده بودند).

  پارک لندن شماره1- خدابخش منیری2- معلم اهوازی3- معلم کرمانی

 اساتید این دوره همه دکتر ویا پروفسورزبان بوده و تازه ترین روشهای تدریس را تعلیم می دادند .وی دردو نوبت برای تدریس به استان ویلز فرستاده شد. بار اول به آموزشگاهی درپولهلی درناحیه کناون شایر ودفعة بعد به شهر تالی سرن درهمان ناحیه .این دانشجوی خلاق و مبتکربرای امتحان خود از فروشگاهی در خیابان آکسفورد که پرچم همه کشورها را از جنس بسیار مرغوب داشت پرچم ایران را خریداری و به مدرسه  برده ، رنگ و مفاهیم آن  را در کلاس و در حضور نورون  و برنارد که از اساتید مهم آن زمان بودند آموزش داد و در پایان کار، نام خود و ایران را زیر پرچم نوشته و آن را درهردو مدرسه به یادگار گذاشت.

     اما به این مقدار نیز قانع نشد و سه الی چهار رساله در دوران تحصیل درانگلستان درمورد وضع زندگی کار مدرسه و فرهنگ دو شهر پول هلی وتالیسرن  در استان ویلز نوشت.

بعد از موفقیت در امتحانات بسیار سخت، (زیرا دبیر امریکائی و4 شرکت کنندۀ دیگرایرانی در این کلاس جزء افرادی بودند که نتوانستند نمرۀ قبولی را کسب نمایند)  باشادی از لندن به پاریس رفته از موزه 5 طبقه لوور دیدن و از آنجا به برن پایتخت وچندشهردیگرسویس وسپس به بن مرکز وچندشهردیگرآلمان ودر  آخربه برلن شرقی وغربی ونهایتا به شهرآمستردام باگلهای زیبایش درهلند که شهرت جهانی دارد رفت ودرپایان به وطن مراجعت ومورد استقبال گرم وصمیمی

        آقای خیابانی رئیس فرهنگ وقت یزدکه میدانست چه افتخار بزرگی این معلم بااستعداد برای شهر وکشور کسب کرده  قرار گرفت.استاد گرچه نیاز مالی به مستمری معلمی نداشت، لیکن عشق و علا قه ا ش موجب شد تا سال53 به امر مقدس تدر یس  ادامه و درآن سال به افتخار بازنشستگی نائل گردد.

       

یکی ازخاطرات زیبا وشیرینش این بود که روزی درخیابان آکسفورد ازیک کتابخانه 10جلد کتاب دایره المعارف انگلیسی راخریداری وچون تمام پول کتاب را نداشت مقداری بیعانه را با آدرس خود نزد فروشنده گذاشت تا بعداز چند روز برای پرداخت مابقی وتحویل کتاب مراجعه نماید . بعد از دو روز، صاحب کتابخانه کتابها را با قید بقیه بدهی توسط پست ارسال می دارد  پس از دریافت نامه آقای منیری ناراحت شده ، بلافاصله بدهی خود را می فرستد، اما درهمان روز نامه ای را بامقداری پول دریافت میکند که درآن نوشته شده بود ،نمی دانستم شما وجه را به این زودی می فرستید ما مقداری سود به آن اضافه کرده بویم ، ولی چون بلافاصله پول را فرستادید سود اضافی به شما مسترد می گردد . او این 10جلد کتاب را به دانشگاه یزد درتاریخ .... اهداء نمود

       روانشاد منیری به معلمی عشق می ورزید و مخلصانه در تعلیم و تربیت دانش آموزانش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد .

 در تمام دوران زندگی ، درخانۀ بزرگ موروثی وکاملا سنتی خود،         

   در حیاط کوچک و سرپوشیدة معروف به نارنجستان و اتاقی از گل و گچ و خشت و آجر با مبلها و صندلیهای کاملا قدیمی و زیرزمینها و کمدهائی مملو از کتاب و نشریات و مدارک معتبر، طاقچه هائی پر از عکسهای خانوادگی، مدرسه ای، دانشگاهی، مذهبی و تقدیرنامه های فراوان و متفاوت علمی فرهنگی و آلبومهای بیشماری از دوران آباء و اجدادی و طفولیت و جوانی و میانسالی و ایام کهنسالی با مقامات مختلف استان، با ابزاری ساده در بافت قدیم محله نرسی آباد یزد زندگی می کرد و بالاترین افتخارش این بود که عمر خود را در راه آموزش و پرورش و ایجاد ساختار فرهنگ آرمانی صرف نموده است و پیوسته این شعر را برای حسن ختام آموزش و نصایح پدرانه خویش به شنونده ا ش یاداور می شد که

              علم با دین و خرد هر سه چو توام گردد      &nb

/ 0 نظر / 207 بازدید