مشتاق از کنار دلهای مشتاق به آسمانها پرکشید.

خبر تاسف بار درگذشت فرح انگیز مشتاق، بانوی فرهیخته ، پیشکسوت فرهنگی و بحق یکی از معماران و بناینگذاران زیر بنای آ موزش و پروش دختران یزد، موجب تاسف و تالم و اندوه فراوان فرهنگیان و فرهنگدوستان گردید

              این بانوی اصیل و بستوه در سال 1302خورشدی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش میرزا ابوالقاسم آذربایجانی و مادر بنام شاهزاده همایون فرزند شاهزاده مقبل السلطان از شاهزادگان قاجار(.....)بود که با انقراض حکومت قاجار به سمت ریاست اداره پست کرمان و سپس یزد منصوب گردید. مقبل السلطان در کرمان بعلت مجالست و دوستی با مشتاق علی شاه، فامیل مشتاق را برای خود انتخاب میکند.

            خانم فرح انگیز مشتاق کلاس 1 و2 ابتدائی رادردبستانی.درمنزل آقای ریسمانی درمحله دارالشفا و3و4و5و6 رادردبستان ایراندخت که درمحدوده کوچه مسجد برخوردار بود خواند و چون در همان دبستان، سیکل اول دبیرستان ودانشسرا هم دایر گردید، ایشان بعد از اخذ سیکل ( پایان تحصیلات سه سال اول دبیرستان) به تحصیل در داشسرامشغول شد. در پایان امتحانات نهائی از بین 20نفر از جمله خانمها طلعت پیرایش، ملکه امین همسر دکترعلائی، رباب وصفا رهنما، فیروزه و ...... فقط دونفرقبول شدند که خانم مشتاق شاگرداول شد. لذا تعهد خدمت 5ساله در روستا با شاگرد اولی شدن لغو و طبق قانون برای ادمه تحصیل عازم تهران شد. اما ادامه تحصیل او با شروع جنگ جهانی اول مصادف شد. با این پیشامد مادر با ادامه تحصل و اقامت دختر خود در تهران مخالفت نمود.و از اینرو فرح انگیز مشتاق در سال 1320 با مراجعت به شهر خود به استخدام اداره معارف یزد در آمد و مشغول بکار شد.

       خانم عشرت نصیریان که مدیر دبیرستان ایراندخت و برادرش محمدعلی نصیریان رئیس اداره معارف وقت(آموزش و پرورش فعلی) یزد بود با زحمت زیاد حکم نظامت ودبیری دبیرستان را برای دانش آموز خود که اینک همکارش بود، گرفت.

             پس ازچندي خانم عشرت نصيريان باكليه كادر مدرسه به محل دبيرستان ( زیرا طبق مقررات فارغ التحصیلی دانشسرای مقدماتی باید در دبستان به انجام وظیفه می پرداخت) ايزدپيمان كه به اشرف پهلوی تغیر نام يافته بود،به جاي ميس آيدين منتقل وناظم را هم عصمت خانم نقیب زاده (میرخضرشاهی سابق)انتخاب کرد و رئيس فرهنگ وقت احمد قاسمی خانم مشتاق را به رياست دبیرستان ایراندخت منصوب نمود.

       همسر بزرگوارش مرحوم بامشاد علاوه بر تدريس زیست شناسی سالها مديريت دبيرستانهاي ركنيه، پهلوي و ايرانشهر را بعهده داشت. وی مردي نجيب ، اصيل ودر کار خود بتمام معنی یک فرهنگي اصیل و جدی و پرتلاش بود.

      خانم مشتاق لحظه ای داغ پسر شهید خود دکترمحمدبامشاد متخصص جراحي و استاد دانشگاه را فراموش نکرد. ایشان بارها می گفت آرزویم اینست تا قاتل از در اتاقم داخل شود و بگوید چرا دست بچنین جنایت هولناکی زده. آنوقت آرام می شوم و بخداوند قسم از مجازاتش می گذرم اما افسوس که این زن فهیم و رنج کشیده این آرزو را با خود بهمراه برد. باشد که خداوند منان او را در بهشت برین را سکنی و جاودان نماید و جنایتکاران را بسزای اعمال خود برساند.

     خانم مشتاق در سال 1357 که به افتخار بازنشستگی نائل آمد، سمتهائی از قبیل تدریس ریاست نظامت و ، ریاست پیشاهنگی و شیروخورشید سرخ و دفترداری را در کارنامه خدمتی خود ثبت و بیادگار گذاشت.

     در متن تسلیتی که فرهنگیان، دانش آموختگان و فرهنگ دوستان، من جمله دبیرستان ماندگار ایرانشهر یزد بخانواده محترم ایشان فرستادند همه براین نکته باور و اعتقاد داشتند که فرهنگ یزد یک مدیرلایق با شخصيت ویک فرهنگی اسوه و یک اسطوره ماندگار و یک مدیر دلسوز و متعهد را از دست داد. باری از درگاه خداوند متعالی برای آن بانوی فرهیخته، علو درجات و برای بازماندگان آن مرحوم صبر و اجر مسئلت می نمائیم.

/ 0 نظر / 73 بازدید