کودکستان          17 سالگی           سال 47    سال52 افسرسپاه دانش

           با برگزاری همایش3پیشکسوتان آموزش و پرورش یزد تصمیم گرفتم یاد داشتهائیکه از بزرگان شهرم را بر روی وبلاگ قرار دهم و اینک با توجه به 16/آبان سالگرد درگذشت شادروان امیرمحمداویسی،مطالب  زیر را بنظر خوانندگان محترم می رساند

           در حال بررسی نوشته هائی درارتباط با پیشکسوتان علمی، فرهنگی، ورزشی و.... شهرم بودم که پوشه آقای اویسی در بایگانی کامپیوتر توجهم را جلب کرد. بیاد سال 1382 افتادم، بیاد اولین باری که بجهت همایش ایرانشهربه ایشان زنگ زدم، مکالمه ای گرم وصمیمی و ادامه ی آن همکاری و تعهدشان در راهنمایی برای معرفی دیگر دوستانشان بود. 

          متن زیر از قول ایشان وبرگرفته از مصاحبه مشروح با شادروان اویسی در هفته نامه خوب ندای یزد بتاریخ 5 و 19خرداد88 با اندکی جا بجائی ومطالبی اضافی از طرف اینجانب می باشد که نظر دوستداران را برای اطلاع بیشتر به نشریه مزبوربه آدرس

nedayeyazd.blog.ir/‏ و nedayeyazd.persianblog.ir/‏ و nedayeyazd.blogfa.com/‏ جلب می نماید. 

             ابتدائی را در دبستانهای تدین، سعادت و نمونه فرهنگیان که براستی نمونه بود و یکی از کارهای جالب مدرسه نمونه،  تقسیم سود شرکت تعاونی در پایان هرسال به بچه ها بود به مدیرت آقایان بترتیب: حسین فقیهی، آقا سید علی، و تقی خان اشتری، گذراندم

         «همکلاسانم در یزد آقایان شاهرخ غفاری، محمدعلی تکلو، محمدعلی لطفی کامران،  منوچهر امینی، سعید ایزدی، .....ابراهیمیان، حمید افلاکی، محمدحسین بردباراردکانی، سید مرتضی جانفدا، عباس حجت، سیروس زمانزاده، اردشیر خانی، علی اکبردهقانی(محبوبی)، رستم دهموبد، عباس روشن، محمد روان، فرخ زند، منصورصبورنجم آبادی، سیدحسین طبا طبائی یزدیان، عبدالحسین، عرب بادکویه، محمد ایرج قدیری، محمد علی قهوچی، هوشنگی کریمی، منوچهرمحمودنژاد، سید محمود مؤذن یزدی، مسعود میرعمادی، فرهاد سینا، علیرضا ناصر مهریزی، مهدی نیکوروش، محمدعلی نظریانپور، کورش محجوبی، هوشنگ آذرآئین، بیژن توفیقی، ناصر معین و....بودند، که تمام آنان هم اکنون دارای سمت و پستهای مهمی از قبیل پزشک دندانپزشک، ارتوپد، برق ، کشاورزی، سرگرد نیروی هوائی، نقاش، عضوارشد بانک سالق ایران و هلند ، مدیریت، حقوقدان، فرهنگی، شهردار، بازرگان مقیم خارج، تاجرمقیم جیرفت، صاحب رستوران، عضو ارشد فضائی ناسا، سرممیز دارائی، پزشک عمومی، رادیولوژیست، کتابدار، کارمند ارشد بانک ملی ایران و رئیس هیئت مدیره آرد و نان تهران می باشند.»

 

         در شهریور1338 طی مراسمی با حضور فرهنگیان و مقامات در دبستان نمونه گواهی ششم ابتدائی را از دست فرماندار وقت آقای علی اصغر غفاری گرفتم که خطره اش پیوسته با منست.

           دبیرستان کلاس اول امیرکبیر به ریاست ..... و دوم ایرانشهر استاد محمد رضا مشکیان و سپس افشاریه به مدیریت دکترسعیدا سوم مجددا امیرکبیربمدیریت تقی حجت و نظامت استاد سید محمد نواب رضوی و سال چهارم تا ششم در رکنیه بمدیریت بتریب شادروان فضل الله بشارت، محمد مرشدیان گذرانده وبا معدل 93/18حائز رتبه اول در یزد و در کشور دوم شدم.و لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت نمودم

           زنده یاد امیرمحمد اویسی فرزند احمد از پیشکسوتان بنام ورزش استان یزد و حاجیه خانم رقیه عطارها در 14/12/1326 در محله . گازورگاه یزد چشم به جهان گشودند کودکستان و دبیرستان را در مجتمع ایزد پیمان به مدیریت میس آیدین و دبستان را درشرحی کداده شد طی کردند.                  

  

کودکستان ایزدپیمان یزد(دبیرستان شرف فعلی)

از چپ: آقایان1- امرمحمد اویسی 2- محمد حسین اویسی خانمها عفت روزبه و کامکار یا عزیزه خانم

 

- حسن حقشناس شهردار 2-محمد رضا لسان صدق رئیس پیشاهنگی یزد 3- مهندس .......اعتضادی فرماندارکل یزد  دانش آموزان از چپ: 1 ؟؟ 2- ....کرباسی 3- امیرمحمد اویسی 4- علیمحمد علیچی مرحوم ...چمنی سال 1343 درمحل دبستان انوشیروران دادگر(کانون بازنشستگان فعلی آموزش وپرورش یزد)هدایای دست آقای لسان که توسط اعتضادی به دانش آموزان داده می شود دستمال گرد است با حکم پیشاهنگی

 

از راست 1- آقای اویسی هنگام پخش زنده در تلوزیون یزد که از شبکه سراسری پخش می شد 2- ساسان کمالی مجری 3- قهوچی مامور پخش سال 1355 

 

     

مسئولان ورزش یزد وباشگاه شنای یزد به ریاست استاد پیشکسوت آقای احمد اویسی

از راست 1- دکترهادی نقیب زاده رئیس فداراسیون شنا 2 - جواد دیهیمی مدیرسابق تربیت بدنی 3- احمد اویسی رئیس باشگاه ورزشی یزد 4- حسینعلی شهریزاده دبیر ورزش دبیرستانهای یزد نشسته 5- محمد حسین اویسی و6-  امیرمحمد اویسی 7- تیمسار احمد ریسمانچیان 8- دربانه ای 9 – شهری مدیر ساببق تربیت بدنی یزد 10 – .....گلستانی 11- .....صادقیان  12 –احتمالا شهید حمید دانشجو 13 - ....گلستانی

 

عکس کپی از گروه فرهنگستان دبیرستان ایرانشهریزد به مدیریت آقای مهندس محمد فرقانی

 

آقای اویسی و مرحوم سید ابراهیم مؤذن زاده اردبیلی استاد اذان ایران، در آخرین روزهای حیات استاد در بیمارستان مدائن تهران

آقای اویسی و مرحوم دکتر محمدحسین وزیری فرزند زنده یاد آسیدعلیمحمد وزیری بانی و مؤسس کتابخانه وزیری یزد سال 1382

         روز همایش ایرانشهر آقای اویسی را با تعداد زیادی آلبوم و کیف عکس که در تمام مراسم بهمراهشان بود دیدم. می گفتند آلبومها محتوی عکسائی از دوران کودکستان تا پایان دانشگاه است. در ملاقات های بعدی توانستم بیش از90 قطعه عکس مشتمل بر دیدار با بزرگان، مناسبتها، سخنرانیها، و ایام کودکی، نوجوانی، جوانی،  دوستان، همکاران، هنرمندان، صاحبنظران و فرهیختگانی چون دکتر محمد حسین وزیری، استاد مهدی چیتی ،ملک الشعرابهار(،16 آبان ۱۲۶۵ در مشهدمتولد و در 2  اردیبهشت ۱۳۳۰، مرحوم و در در آرامگاه ظهیرالدوله شمیران به خاک سپرده شد.وی در چهارسالگی به مکتب، شش سالگی فارسی و قرآن، هفت سالگی نزد پدر شاهنامه را آموخت و اولین شعر خود را در 7 سالگی سرود. ۱۵ سالگی او برابربا مرگ ناصرالدین شاه و روی کار آمدن مظفرالدین شاه بود پدرش که شاعری را در این زمان بی فایده میدانست وی رابه تجارت تشویق می کرد، اما او علاقه‌ای به تجارت نداشت ........)

        برای اطلاع بیشتر به سایت httphttps://www.tabnak.ir/fas:/   و   /fa.wikipedia.org/wiki/ - رجوع شود

 

 

سخنرانی آقای اویسی در پنجاهمین سال بزرگداشت ملک الشعرای بهار درسال1378

 

 

 

آقای اویسی و دخترشادروان بهار در پنجاهمین س سال بزرگذاشت بهاراحتمالا پروانه و یا چهرزاد خانم بهارسال 1378 برای اطلاع بیشتر به سایت ://www.tabnak.ir/fa  رجوع شود  استاد قوامی، استاد احمد عبادی، حبیب ا... بدیعی محمودی خوانساری، مؤذن زاده اردبیلی و..... و عکس های افتخارآمیز قهرمانی مسابقات کشتی، پخش مستقیم سخنرانی در رادیو یزد در سال55 و......با پشت نویسی  ازمعرفی افراد، سمت، سال، مناسبت و مکان، که نظیر آنرا کمتر شاهدش بودم چرا که توضیحات کامل پشت عکس ها، بسیار ضروریست بخصوص هنگام استفاده در جراید و کتب و چه بسیار عکسهای ارزشمندی که بسبب نا شناخته ماندن از بین رفته و به فراموشی سپرده شده است. از این دقت و توجه معلوم است که چه خاطرات خوشی داشته و با چه لذتی ازعکسها و گذشته خود صحبت میکردند.

    از راست 1- ؟ 2- امیرمحمد اویسی 3- علی اصغربهاری استاد کمانچه نشسته استاد احمد عبادی سه تار عکس سال 1367 

             از طرفی جمع آوری این مجموعه بیانگر حس قدرشناسی، عشق و فکر والای ایشان به بزرگان بود . اینهمه شور و شوق را در کمتر کسی سراغ داشتم . آقای اویسی شان و منزلت هرکس را در جایگاه، خانوادگی، اجتماعی ، فرهنگی و... تشخیص میدادند. عشقی وصف ناشدنی نسبت به ایران وایرانی، یزد و یزدیها داشتند و این علاقه در کانون خانواده نیز کاملا مشهود بود. مکالمه ای نبود که از ریحانه و حنانه نگویند و شعری که برایشان سروده اند را نخوانند. وقتی دراحوال پرسی ها سراغ عزیزانشان را می گرفتم با شوق میگفتند آفرین خوب همه را می شناسید!

        به طور معمول در پایان مراسم هر همایش، معدودی از مدعوین بجهت تمایل شخصی به یزد، همکلاسی ها، دوستان و گذشته ارتباط اشان را ادامه  داده وهمکاری آنان قطع نمی شود. از جملۀ این افراد آقای اویسی بودند که ابراز نقطه نظرات و محبت هایشان حتی در طول بیماری و آخرین روزهای زندگی نیز ادامه داشت.  ایشان با عشقی که به گذشته، شهر، فرهنگ، ادبیات ونهایتا به دوستانشان داشتند تماس هایشان استمرار داشت. آخرین دیدارما، بتاریخ 18/1/89 در منزل پدرشان و در محضر جمعی از بزرگان و مشاهیریزد بود، همیشه غمی ناشناخته و گنگ در لابلای صحبتهایشان وجود داشت و غالبا از بی مهری، قدر نا شناسی، ناسپاسی بمصداق «دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر /کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.» سخنها می گفتند. تا جائیکه آنروزپدرایشان با صحبتهای دلنشین خویش سعی در زدودن غبار غم، از ذهن فرزند نموده و به دلجوئی پرداختند ؛ در ادامه نیز جناب استاد عسکری کامران و استاد محمد ناصر ترک واستاد رستگار، بسیار ظریف و زیبا و هوشمندانه به حقایق روزگار اشاره و با قرائت چند بیت و مصرع شعر، شور زندگی و خوش بینی را در شنونده، بویژه آن شادروان بوجودآوردند.درآن جلسۀ زیبا و پر محتوای علمی که به سعی و تلاش روانشاد امیر محمد اویسی تشکیل شده بود علاوه بر بزرگواران شهرم، افتخار حضور با معلم و استاد ارجمندم جناب آقای رضا آیت اللهی را نیز داشتم.  

       آقای اویسی، روحیه ای بسیار حساس داشتند. ریزش قطرات اشکشان راهنگام خواندن سرود، «ای ایران» و نیز سروده «ایرانشهر» از زنده یاد احمد مدقق و آواز زیبای آقای قاسم عطارها با عنوان «جوانی» سوژه ای نبود که از دید فیلمبرداران وعکاسان مراسم همایش دبیرستان ایرانشهر دور بماند.

           ایشان از هر فرصتی برای بروز احساسات خود استفاده کرده وصدایشان را بگوش شنوندگان میرساندند، عکسهای سخنرانی هایشان دراجتماعات بزرگ تائیدی براین مدعاست.

          در روز خاکسپاری، همه شاهد احساسات پاک و تجلی آنهمه عشق و شور مردم خوبمان برای  آن مرحوم بودیم. جمعیت انبوهی که هر لحظه بر ازدحامش افزوده می شد. زن ومرد،غریبه وخودی همه عزادار بودند اما کاش قدرشناسی هر پایان را در آغاز داشتیم و هر آغازی قرین کم لطفی و بی مهری نبود .

         برای حسن ختام مطلبم شاید کلامی مناسبتر از نوشته ای نباشد که جناب استاد علی اصغر مطهری نیا در چهلمین روز در گذشت دبیرادبی خود، در پایان مقاله ای در یکی از جراید یزد نگاشته  ا ند اشاره نمایم «.......عمرمی گذرد، انسانها می آیند و می روند و یاد افرادی چون ..... در سینه ها جاودانه میماند.»

        «مغنی ملولم دوتایئ بزن / به یکتایی اوکه تایی بزن »       

    «به مستان نوید سرودی فرست / به یاران رفته درودی فرست»                    

       همسرایشان خانم صدیقه عظیمی فرهنگی بازنشسته دارای سمتهای مختلفی درآموزش وپرورش از جمله مدیر و معاون و دبیر مدارس تهران .

      دارای دوفرزند بنامهای محمدرضا، فوق لیسانس برق دانشگاه تهران وعلیرضا دارای لیسانس الهیات.

      سمتها و فعایتها

1- دبیرادبیات دبیرستانهای  یزد و تهران

2- نویسنده برنامه راه شب، طنز، وادبی اجتماعی رادیو در40سال گذشته

3- همکاری بانشریات منجمله هفته نامه ندای یزد

4- فعالیت در امور ورزشی و نیز مربی کشتی

5- شاعر و گردآوری گزیده ای از اشعار شعرا ی یزد، منجمله شادروانان ناصرترک و ریاضی یزدی

6- جمع آوری مصرع اول یا دوم ضرب المثل ها ئیکه فراموش شده است