درخشش استاد دکترمهدی نواب پوربرکرسی اساتیدپیشکسوت دانشگاه امام جواد (ع ) یزد  در  18  اردیبهشت  93   

 

          بزرگداشت اساتید علم و ادب در مجامع دانشگاهی، نوید پرداختن بیش از پیش به اهمیت موضوع علم و پژوهش را بهمراه دارد.

             استاد مهدی نواب پور چهارمین استاد منتخب دانشگاه (لازم بذکر است که هیئت منتخب دانشگاه برگزاری مراسم بزرگداشت ایشان را در سال 92  درنظر گرفته بود، اما تداخل زیارت حج استاد با مراسم مذکور،  برگزاری  را به اردیبهشت 93 موکول نمود) بعد ازآقایان دکترجلیل بهارستان درسال90  ، دکتر جلیل شاهی در سال91  ، پروفسور سید مهدی کرباسی درسال92 .برسکوی افتخار اساتید نمونه پیشکسوت قرار گرفتند. بدنبال این نشست غرور آفرین گزارش زیر تنظیم و برشته تحریر در آورده شد.


 

              جناب دکتر محمدعلی وحدت رئیس دانشگاه امام جواد (ع) در این مراسم اظهار داشتند، خوشبختانه ما شاهد همگرائی و اهداف مشترک دانشگاهی و پژوهشی و ابراز علاقه و همکاری و همیاری بسیاری از ارگانها و سازمانها  در یزد می باشیم وی در ادامه افزودند، باید اذعان داشت که منش، ادب، نزاکت، اصالت، مردم داری و بار علمی استاد نواب پور موجب شده تا ایشان ازمحبوبیتی خاص برخوردار باشند. بخش عمده ای از این همدلی و همرائی با حضور گرم مردم در مراسم بزرگداشت خود دلیلی بر این مدعاست.    


 بیوگرافی استاد : نام مهدی (نام دوم محمد رضا) نام خانوادگی  نواب پور متولد: 1خرداد1323 درمحله پشت باغ یزد فرزند  علیرضا و مادر مرضیه علوی.ایشان در تاریخ 28شهریور51با دوشیزه دکتر فاطمه عقیلی( دارای دکترای مشاوره.تحصیلی) دخترعمه خود ازدواج که حاصل آن آقای آرش و  خانم نگار می باشند.

        تحصیلات ابتدائی : اول دبستان را بجهت انتقال پدر بسمت ریاست بانکملی انارک در دبستان فرخی انارک به مدیریت آقای بقائی انارکی  و آموزگاری آقای کل باسی، کلاس دوم را در دبستان مختلط همت به مدیریت سرکار خانم پری مؤمنی و آموزگاری مرحوم شمسی نظارتی. کلاس سوم وچهارم در تهران در مدرسه دقیقی به مدیریت .آقائی که اصالتا یزدی و انسانی بی اندازه نجیب و خوب و مهربان بودند و نظامت آقایان ذوقی و صفوی  آموزگاری خانم آذر طوس . در کلاس پنجم و ششم معلمین متعدد بودند، از جمله آقایان حقی معلم ریاضی، ذوقی معلم ادبیات و معلم سرود جمالی بودند

      تحصیلات دبیرستان: دیپلم را در سال 1340 در دبیرستان دار الفنون به مدیریت آقای زهادی و ناظمی آقای مهندس وفائی( خاطره رفتن شاگردان بداخل چمن حیاط مدرسه بدور از چشم ناظم خود و عکس العمل وی را که اکثرا متوجه تخلف بچه هاشده و  با لهجه غلیظ کرمانی میگفتند آدم که چمن نمی رود.......... بیاد دارند ) ،دبیران آموزشگاه ازجمله آقایان مسعودنیا دبیر ورزش، افتخاری دبیر زیست، و رزم آئین دبیر ادبیات ایشان بودند.

           خدمت نظام وظیفه : بعد از اخذ دیپلم طبیعی بعلت بیماری طولانی یکی از اقوام موفق به ورود در  دانشگاه  نشده  لذا برحسب قرعه کشی(متداول آنزمان، چنین بود که سربازان وظیفه درصفوف متعدد می ایستادند و قرعه کشی برای انتخاب سربازان اعزام بخدمت اجرا میگردید و با اعلام شماره صفها مشخص می شد کدام صف معاف  وکدام صف سربازهستند و درهمان لحظه قانون خدمت نظام وظیفه اجرا و سربازان راهی پادگانها و معافین آزاد می شدند. ) که  درصف شماره  هفت ایستاده بودند عازم خدمت نظام وظیفه  می گردند 

          خدمت در عظیم آباد : بعد از دوره  شش ماهه آموزشی نظام جزء اولین گروه سپاهیان دانش عازم روستای عظیم آباد شهر ری می گردند. خاطرات تدریس استاد در روستای عظیم آباد زیاد است اما خاطره ایکه با هر جدائی ایشان را به یاد آنروز می اندازد اتمام دوره سربازی و بازگشت به تهران بود آقای دکتر یاد آورشدند.من و بچه ها و خانواده هایشان هیچکدام حاضر به پذیرفتن جدائی نبودیم روز وداع تمام اهالی در چهار راه کوچک ده جمع شده بودند صغری خانم برایم دعای سفر می خواند وهمراه بقیه نیز با چشمهای اشکبار (به گونه ای که انگار جنازه ای تشیع می شود) دعا می خواندند وقتی سوار ماشین شدم پشت به جاده شهر و رو  به روستا نشسته بودم، اهالی و بچه ها بدنبال اتومبیل می دویدند و با سرعت گرفتن ماشین آنها نیز برسرعت خود می افزودند. تا جائیکه برایم امکان داشت و سایه های مبهم مردم در حال حرکت را  می دیدم  با تکان دادن دست  به محبت آنها پاسخ داده و نگاهشان میکردم .خاطره این جدائی پیوسته همراهم بود یک لحظه آرام وقرار نداشتم  تا اینکه یک روز مادر بمن گفتند آیا قادر بودی سی سال معلمیت را در این روستا بگذارانی؟ با این حرف تا حدودی آرام شدم اما این خاطره درذهنم برای همیشه ماندگارشد، بخصوص در پایان هرکلاس و هرجدائی  با دوستان اقوام ودانشجویان دوباره آن وداع برایم زنده می شود. من سالها ارتباطم با مردم آن روستا برقرار بود و حتی بدفعات در عروسی شاگردانم شرکت کردم وبمناسبت های مختلف بمنظور تجدید دیدار عازم عظیم آباد شدم.

       تحصیلات دانشگاهی:

    

              در سال 1350 از دانشگاه ابوریحان بیرونی(مادر دانشگاه علامه طباطبائی فعلی) موفق به اخذ لیسانس علوم امور تربیتی شده وبجهت احراز رتبه ممتاز در همان دانشگاه بعنوان مربی استخدام می شوند.ایشان درسال 1352 بورسیه امریکا و عازم شهر نشویل واقع در ایالت تنسی می گردند و در دانشگاه جورج پی بادی موفق به اخذ کارشناسی ارشد و دکترای خود در رشته مدیریت آموزشی با تاکید بر توسعه منابع انسانی می شوند در این سفر سرکارخانم فاطمه عقیلی نیز بتحصیل پرداخته و موفق به اخذ دکترای مشاوره تحصیلی.می گردند.

 

            در سال 1356 به ایران مراجعت و در دانشگاه ابوریحان بیرونی بهمراه همسر خود که به استخدام همین دانشگاه در آمده بودندمشغول تدریس شدند. ایشان در سال1357 بسمت مدیر گروه مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی منصوب  و تا سال1359  که دانشگاهها بدلیل انقلاب فرهنگی تعطیل  گردید (تعطیلی از خرداد 59 الی 61 بود)در این سمت به انجام وظیفه پرداختند.

            بعد از باز گشائی دانشگاهها در سال 1361 و تاسیس دانشگاه علامه طباطبائی، در این دانشگاه  به ادامه تدریس پرداختند، اما در سال 1370 با توجه به خستگی ، از زندگی در تهران و نیز عدم رضایت از، بعضی از سیاستهای حاکم بر دانشگاه و نیزشیوه اداره آن، به دانشگاه یزد منتقل شدند.

               حضور در دانشگاه یزد و حسن اداره آن توسط برادر ارزنده جناب آقای دکتر جلیل شاهی ایشان را به تلاش  و همکاری بیشتر بر انگیخت و با توان و انگیزه بیشتری به انجام وظیفه پرداختند.     

              در سال  1372 مدیریت گروه مدیریت صنعتی را پذیرفتند و در سال 1357 مسئولیت حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه یزد را نیزتا سال 1382 بعهده گرفتند، اما در این سال با استفاده از یک فرصت مطالعاتی به دانشگاه کوئیزلند استرالیاعزیمت ودر سال 1383 به ایران مراجعت نموده، به تدریس دروس از جمله 1- مدیریت در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد 2 - اصول ومبانی مدیریت آموزشی 3 - تحلیل رفتاری 4 - روابط انسانی در سازمانهای آموزشی 5- مدیریت رفتارسازمانی 6- روانشناسی سازمان و مدیریت 7 - مدیریت منابع انسانی 8- مسائل مدیریت دولتی در ایران 9 - کارورزی در مدیریت مشغول شدند.و بالاخره در تاریخ 16شهریور1386 به افتخاربازنشستگی نائل آمدند.