با تصویب هئیت مدیره کانون بازنشستگان آموزش وپرورش یزد در تاریخ 14/6/92 متشکل از آقایان احمد شهسواری، جلیل طیبات، امیرحسین رادمنش، محمد بابائی، احمد سدر پوشان، محمد رضا طاقه باف واینجانب مرآت مقرر گردید در 9آبان92 بمنظور تکریم پیشکسوتان فرهنگی استان یزد از 1500 نفر ازمتولدین 1295 الی شهریور 1323 دعوت بعمل آید. اسامی از سازمان بازنشستگی یزد دریافت و بین اعضاء هیئت مدیره و کارکنان کانون تقسیم گردید تا  هرنفر  عهده دار دعوت از170  نفر گردد.

            در تاریخ  17/6/92 جهت اجرای مراسم ، جلسه مجددی با آقایان، احمد شهسواری، علی اصغر حسینیان، علی جمالی، محمد علی وزیری، محمدرضا طاقه باف واینجانب مرات تشکیل که درپایان جلسه مقرر شد گروه مدعو کارخود را بوسیله   تلفن  شروع نمایند.

           درتاریخ 23 شهریور جلسه ای با حضور مدیران کل ورؤسای آموزش وپرورش سابق و فعلی یزد درمحل کانون تشکیل تا از نظرات صاحب نظران پیشکسوت نحوه وچگونگی  برگزاری مراسم کمک گرفته  شود که متاسفانه بجهت مسافرت، اینجانب از فیض حضور درجلسه محروم ماندم .

           در این راستا درتاریخهای 3 و6 و13 و18 و28/شهریور و 2 و 6 و 25 و 28/مهر و2 وجمعه 3 و 4و6 /آبان .جلسات متعددی با اعضاء کانون ونیز آقایان شیرزاد، محمد جواد اولیاء ، کاظم دهقانی، قانع، اسدی،  مهدی آرائی و  رؤسای کانونهای آموزش وپرورش استان یزد تشکیل گردید و تقریبا با دو ماه  تلاش بالاخره صبح روز 9 آبان فرارسید.

          قبل ازپرداختن به حواشی جشن یادآور می شوم تعداد نفراتی که در سالهای قبل از 300 موفق به تماس با آنان شدم بترتب زیرمی باشد

         سالهای 95 ، یک و 96، یک و98 ، چهار و 99 ، سه و 1300 ، نه و 301 ، چهار و 302 ، هشت و 303 ، یازده و 304 ، نه و 305 ، ده و 306 ، شش و 307 ، پانزده نفر بودند. البته از شماره 111 که ادامه متولدین 1307 تامتولدین.... بود تحویل  همکار دیگری شده واز متولدین 1316  تا متولدین 1317 دست اینجانب بود.

8 و 30 دقیقه صبح 9 آبان یکبار دیگر شاهد مناظر بسیار زیبائی بودیم که کمتر اتفافق می افتد عزیزانی دردمند ساعتها قبل از شروع جشن بستر بیماری خود را ترک کرده و با واکر و  ویلچر و عصا با یاری خانواده و فرزندان خود بشوق دیدار مجدد دوستان وهمکاران بعد ازهجرانی بسیار طولانی، تحمل درد و رنج را بجان خریدند و صحنه هائی بس زیبا آفریدند افسوس که دوربینها دیر بکار افتادند و بسیاری ازاین صحنه ها بتصویر کشیده نشد. آنچه در این راستا ناراحتیم را دو چندان می کرد پله های متعدد در ابتدای دو، ورودی سالن بود که زحمت عزیزان را مضاعف نموده بود. 

              گرچه در 17 تیر 91 پیشنهادم را در قالب طرحی به استانداری دادم و این مساله به مذاق فردی خوش نیامد و با واسطه قرار دادن شخصی که بی اندازه برایم قابل ستایش و احترام بوده و است ازپیگیری موضوع ممانعت بعمل و نهایتا موجب کناره گیری ام از آن مجمع شد. لذا لزوم اجرای آن طرح که در این گردهمائی کاملا مشهود بود میطلبد، با کمک مسؤلین ذیصلاح تا حصول نتیجه موضوع را پیگیری نمائیم.

             درحواشی نشست: آنروز بشدت درتلاطم مشکلات پیش بینی نشده قرار گرفته و نتوانستم با سرمایه های ارزشمندی که درکنارشان بودم، به دست بوسی شان رفته و با آنان عکس یادگاری بگیرم و این مساله در پایان جشن بینهایت موجب تاسفم شد ویکی از دغدغه های فکری ام گردید. 

           اینک به گوشه هائی از مواردی که شاهدش بوده و یا تلفنی مطلع شدم خواهم پرداخت.

ازچپ: جنابان آقایان 1- عباس رئیس زاده 2- جلیل طیبات 3- دکترعبدالغنی علیم مروستی4- محمد رضا طاقه باف

1- حضور استاد عبد الغنی علیم مروستی، فرهنگی مطرح درتمام دوران خدمت خویش اعم از دبیر دبیرستانهای شیراز، ایرانشهر یزد، هدف و امیرکبیر تهران. مدیر دبیرستانهای سنندج، جم قلهک،امام جمعه، شرف تهران و نظامت دبیرستان علمیه تهران رئیس آموزش وپروش ناحیه یک تهران، مدیرکل وزارت فرهنگ در زمان محمد درخشش، مؤسس دانشگاه حصارک( بعدا تربیت معلم و حالا خوارزمی نام دارد) و دانشگاه علوم عالی اراک. اولین مؤسس دبستان و راهنمائی غیر انتفاعی   آرتا نویسنده 27 جلد کتاب ریاضی دبیرستان با همکاری استادان احمدبیرشک، احمد آرام، جهانگیر شمس آوری (شمس آوری معاون فرخ رو پارسا بود والآن درامریکا است)، محسن هنرور ( هنرور زمانیکه تالیف کتب در دست اقدام بود در اثر سرطان درگذشت اما نامش در تمام تالیفات ریاضی آورده شد) شاعر، ریاضی دان، محقق در زنبورداری، از جمله سوابق کاری درخشانی است که در پرونده خدمتی خویش به ثبت رسانیده اند، . دانشمندی که با توجه به عمل قلب در اسفند 91 ( شرح مختصری ازآن بیماری مهلک در وبلاگ یاد یاران یزد البته بطور اختصار آمده است)   با توجه به مشکلات جسمی بدون نوشیدن قطره ای آب جلسه بزرگداشت پیشکسوتان را ترک اما مرتبا پیگیر و دلبند ادامه برنامه ها و درخواست گرفتن سی دی برای دیدن ادامه جشن بودند.   

 2 - استاد جلال مرشدی: نویسنده کتاب خاطرات یک معلم این کتاب می تواند یک الگوی کامل برای معلمین جوان در نظم و انظباط کاری و لزوم یاد داشت برداری از تمام اتفاقات خدمتی یک فرهنگی دلسوز باشد.استاد پستهای آموزگاری دبیری، رئیس آموزش وپرورش و.... را در کارنامه سراسر افتخارآمیز خود ثبت نموده اند. 

3 - بانو اختر کاظمی: دانش آموز 7 ساله ای که در اولین روز محصلی رسالت معلمی را تا اخذ گواهی نامه ششم ابتدائی بهمراه شاگردانش بردوش گرفت  ( مدرسه دخترانه نوبنیاد مهریز معلم نداشت و بتقاضای بزرگان مهریز تاسیس و دریکی از اتاق های منزل مسکونی پدرمرحومشان محمد صادق کاظمی با آموزگاری اختر دختر 7 ساله آقای مدیر پسرانه طوسی شروع بکار و تا پایان دروره ششم این روند ادامه و درپایان سال ششم معلم 13ساله با همکلاسان و شاگردان خود خانمها 1- قیصر خانم اکرمی2-؟ 3-؟ 4 -؟ وجیهه و توران و ملوک محبوبیان  و ........بتعداد 15 نفر موفق به دریافت گواهی نامه شدند زیرا پدر علاوه بر مدیریت دبستان پسرانه طوسی مهریز مسؤلیت دبستان دخترانه را که خود مؤسس آن بودند، متقبل و چون امکان حضور همزمان در دو مدرسه نبود و فرهنگ وقت هم بودجه استخدام معلم نداشت شب به دختر خردسال خود درس داده وی صبح روز بعد درسش را به دانش آموزانش تعلیم می داد و بدین ترتیب محصلین از کلاس و درس بمدت شش سال عقب نماندند. ایشان نام بعضی از شاگردان آن دوران را هنوز هم بیاد دارند .

            4 - فاطمه متقی: زمان ابطحی بیین همکلاسانم اول شدم اما ابطحی رشوه ای بود و علنی پول میگرفت بمن رتبه آخر داد و به شهربابک فرستاد مدیر و معلم 5 پایه بودم شاگردانم در امتحان نهائی اول شدند به کرمان و رفسنجان رفتم همیشه مدرسه های نو بنیاد را بمن می دادند بعد از انقلاب 12 مدرسه نوبنیاد راه اندازی کردم.4جلد کتاب بنام 1- کی میدونه دردم چیه 2- حدیث عشق 3- دلتنگی ها و 4 - سید روسی و شعر خانم گلی نوشتم وچند جلد کتاب در دست تالیف دارم یکی از کتابهایم  هم بنام..........در ارشاد گم شد کارهای هنری مثل خیاطی، کوبلن گلدوزی شماره دوزی، قلاب بافی و ژاکت بافی و...............

         درتاریخ ........آقای مهندس علی زابلی رئیس سازمان آموزش وپرورش وقت بهمراه معاونشان آقای محمود زارع و گروه فیلم برداری صدا و سیما با گل و هدیه بدیدنم آمدند وبی اندازه مرا و خانواده ام را خوشحال نمودند

       شوهرم سید محمد حسینی زاده دارای یک  دیوان شعرمی باشند سه  عدد هم در دست چاپ دارند ایشان رئیس بازرسی کارخانه درخشان بودند.

دارای ناراحتی درد پا بوده وقادر بحرکت نمی باشم. بعلت بیماری قند روزی 80 واحد انسولین در سه نوبت می گیرم  و متولد 1317 می باشم

      5 - میرزا محمد ایمانی بهابادی :

 

ادامه دارد