بانی اولین آموزشگاه دخترانه در ایران: بانو طوبی آزموده می باشد که در سال 1286 ش بطور رسمی و چند سال قبل از آن بطور غیر رسمی مدرسه ای دخترانه بنام مونس را در خیابان شاهپورتهران (فرمانفراما)بنیان نهاد وی با توجه به شرایط اجتماعی آن زمان(108سال پیش ) متحمل نسبتهای ناروای بی دینی وخدا نشناسی شد و آماج توهین وافترا ، دشنام و آزار و اذیت بسیار قرارگرفت اما با تحمل بسیارراهش را ادامه داد و روح بلندش امروز شاهد پیشرفت زنان درکشور پهناورایران می باشد. روحش شاد.

           خواندن متن بالا مرا بیاد تلخترین خاطره خاله ام بی بی مرمر که اکنون درآستانه 85 سالگی می باشند انداخت ایشان گفتند روزی پدرم با یک مداد و دفتر بخانه آمدند و گفتند فردا صبح همراه دختران آقای افشار بمدرسه برو فردای آنروز با دخترخانمها ایران  و فرخنده افشار فرزندان مرحوم حاجی محمدحسین افشار بخانه آقای علیمحمد دانش تنها مدرسه در روستای طزرجان یزد که درنزدیکی استخر محله بالا بود به معلمی همسر آقای علی محمد دانش بنام خانم بلقیس بحری بود رفتم. چقدر از آموختن و نوشتن در آن سن کودکی لذت می بردم اما روز سوم مانع رفتنم بمدرسه شدند بعدها فهمیدم وقتی عمه هاجرم که ملای ده بودند متوجه می شوند به مسجد می روند و طوری روبروی منبر می ایستند که پدرم بر بالای منبر در هنگام روضه خوانی ایشان را میبیند عمه مرتب اشاره میکنند و پدر را از روی منبر به پائین دعوت می کنند. پدرم وحشت زده با این فکرکه شاید برای مادرم که برادرم حسین آقا را باردار بودند اتفاقی افتاده است روضه را ختم میکنند؛ با پائین آمدن پدر، عمه نیز بلافاصله حرکت میکنند و پدرم بدنبالشان داد میزدند خواهرم بایستید ببینم چه شده عمه می ایستند و میگویند، من تو را از روی منبر پیغمبر پائین بکشم بهتر است تا غریبه ها مانع منبر رفتنت شوند. چطورجلو مردم خجالت نمیکشی و دختر بمدرسه می فرستی . پدرم میگویند تحصیل زنان از فرمایشات پیغمبر مکرم اسلام  است. عمه می گویند، منظور نبی اکرم آموزش قرآن است نه اینکه خط بنویسد و خطش را نامحرم ببیند تو مجاز نیستی تا دخترت ر ا بمدرسه بفرستی زیرا این دختر نوه ی آخوند ملا علی اکبر است و بدن پدرم درگور میلرزد .  من تا زنده ام این اجازه را بعنوان خواهربزرگتر بتو نمیدهم.

          خاله بی بی مرمر کم کم و بدون مدرسه رفتن هم می خوانند و هم می نویسند ایشان تمام کتب پدرشان که از اجداد و نیکانشان به پدر به ارث رسیده بوده با کلیه احادیث و اخبار و روایات و مطبوعات و نشریات آتزمان تا حالا با کتب داستانی آنزمان منجمله قصص قرآن، قصه حسین کرد شبستری، کتاب موش و گربه و فلک ناز که شعر بود  کتاب امیر ارسلان نامدار و مختارنامه و .....بارها مطالعه و همه را در کامپیوتر مغز خود ثبت و ضبط کرده و پاسخگوی سوالات مذهبی تاریخی و اتفاقات اجتماعی دوران زندگی خود به فرزندان و نوه و نتیجه هایشان می باشند و بزرگترین معضل زندگی خود را درس نخواندن به برکت وجود عمه بی بی هاجر خود میدانند.       

          حالا مقایسه کنید که طوبی خانم آزموده حدود سی سال قبل از آن تاریخ چه به روزگارش آورده اند اما او مقامت کرد و امروز روح بلندش نظاره گر تکیه زدن بانوان کشورمان برکرسی های دانشگاه ، مجلس، وکلالت، وزارت و درجات بالای علمی می باشد. روحش شاد

           اینهم مطلب فورواردی تلگرامی از اولین مدرسه دخترانه در ایران

           اولین مدرسه دخترانه ی ایرانی، توسط بی‌بی‌خانم وزیر اف (استرآبادی) با نام دبستان دوشیزگان در سال ۱۲۸۵ شمسی هم‌زمان با انقلاب مشروطه تأسیس شد. این مدرسه در خانه شخصی بی‌بی‌خانم برپا شد. به این دلیل که الگوی این مدرسه آموزش و پرورش کشورهای اروپایی بود تأسیس این مدرسه از طرف روحانیونی چون شیخ فضل‌اللّه نوری و سیدعلی شوشتری با مخالفت شدیدی روبه رو شد و آن ها تأسیس چنین مدارسی را «مایه وحشت و حیرت رؤسا و ائمه جماعت و قاطبه مقدسین و متدینین» دانستند

         با تمام این مشکلات اولین مدرسه دخترانه ایران کار خود را با این اعلان در روزنامه ها آغاز کرد: «مدرسه جدید موسوم به دبستان دوشیزگان نزدیک دروازه قدیم محمدیه بازارچه حاجی محمد محسن افتتاح شده است. از برای افتتاح این مدرسه پنج معلمه تعیین شده است که هر کدام یک درس می‌دهند ... بر حسب قوه هر دختر و خانمی این علوم تدریس می‌شود. به علاوه اتاقی هم معین شده است که در آن جا هنرهای دستی، از قبیل کاموا دوزی، زر دوزی، خامه دوزی، خیاطی و غیره تعلیم می‌شود. تمام معلمان از طایفه اناثیه (مونث) هستند و به غیر از یک پیرمرد قاپوچی (فرّاش) مردی در این مدرسه نخواهد بود. شاگرد از هفت الی دوازده سال قبول می‌شود. اتاق ابتدایی ماهی پانزده قران، اتاق علمی ماهی 25 قران. به فقرا تخفیف داده می‌شود. هردو نفر شاگرد یک نفر مجاناً قبول می‌شود. امید است که در وطن عزیز ما هزاران از این مدارس افتتاح شود.»

          با کودتا علیه مشروطه و به دنبال فضای بسته سیاسی٬ برخی از افراد که مخالف تحصیل زنان بودند، مدرسه را مرکز فساد خواندند و به آن حمله کردند. از خاطرات افضل وزیری دختر بی‌بی‌خانم نقل شده است که سخنرانی در اجتماع بزرگی گفته بود "بر این مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است."  برگرفته از سایت            @drsargolzaei        http://www.drsargolzaei.com/images/PublicCategory/Girls'School.jpg