بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

                    قبل از هرچیز باید یاد آور شوم که در این جلسه مجری  و همکار محترم جناب آقای علی اصغر حسینیان بی اندازه مرا مورد لطف ومحبت خود قرارداده وضمن برشمردن نقش اینجانب در برگزاری همایشها که مزید برشرمندگیم گردید،فرمودند که بنده در برپائی همایش دبیرستان  شادروان حاجی تقی رسولیان همکاری داشته ام .  بدینوسیله بعرض همگان می رساند اینجانب سعادت همکاری با برگزارکنندگان را نداشته و از این فیض محروم بوده ام.

                 لوح بالا که در همایش امروز مفتخر بدریافت ان شدم حاصل تلاش همه همکارانم بود که علاوه بر مسؤلین اصلی همایش آقایان شاکری، اکبر فرشادی، محمدرضا طاقه باف وسرکارخانم اعظم کردی پیوسته یاری رسانم در تمام موارد بودند و تنها می توانم بگویم اجرکم عندالله.

                   با تصویب هئیت مدیره کانون بازنشستگان آموزش وپرورش یزد در تاریخ 22مرداد93 متشکل از آقایان احمد شهسواری، جلیل طیبات،  محمد بابائی، احمد سدر پوشان، محمد رضا طاقه باف واینجانب با حضور اقایان  علی اصغر حسینیان مشاور فرهنگی مدیرکل آموزش وپرورش استان و محمدعلی وزیری مشاور مدیرکل آموزش وپرورش استان یزد جناب آقای احمد شیرزاد ،مقرر گردید بمنظور تکریم پیشکسوتان فرهنگی استان یزد از 1000 نفر ازمتولدین شهریور1323 الی شهریو  1328  توسط اینجانب دعوت بعمل آید. 

           

        از راست آقایان1-...2-سیدحسین رستگاری رئیس سازمان بازنشستگی کشوری2-محمد بابائی مصلائی مدیرعامل وعضوهیئت مدیره کانون بازنشستگی یزد 3- سید.دهقان روابط عمومی اداره کل آموزش وپرورش4- محمدرضا قانع رئیس روابط عمومی آموزش وپرورش استان 3-احمد شهسواری رئیس کانون بازنشستگی آموزش وپرورش استان3- اکبرفرشادی کارشناس در امور بازنشستگان کانون آموزش وپرورش استان

از راست 1-سرکارخانم عزت یادگاررئیس انجمن بیماران کلیوی و عضومحترم شورای اسلامی شهریزد2- محمدرضا طاقه باف عضوهیئت مدیره کانون بازنشستگان آموزش وپرورش یزد.

                    در این راستا جلسات متعددی با مسئولین استان منجمله استانداری، اداره کل آموزش و پرورش ، شورای اسلامی شهریزد، رؤسای کانونهای شهرستانهای یزدو...........جهت برگزاری هرچه با شکوهتر همایش تشکیل گردید.

                   و نهایتا امروز 28مهر93 دومین نشست بازنشستگان آموزش وپروش استان یزد در سالن دانشگاه تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد با حضورعده کثیری از مسئولین و مقامات استان برگزار گردید.

         

                                 

          آقای دکتر احمد صافی مشاور وزیر در امور بازنشستگان  و رئیس هیئت مدیره کانون بازنشستگان کشوراشاره ای به ...........و جایگاه معلم واستفاده از نیروهای توانمند و با تجربه پیشکسوتان نموده و راهکارهای ارزشمندی در این راستا ارائه نمودند. آقای احمد شهسواری رئیس کانون بازنشستگان آموزش وپرورش استان یزد، ضمن خیرمقدم بهمکاران و مهمانان محترم،   به پاره ای ازخدمات انجام شده در کانون بازنشستگان آموزش وپرورش استان پرداختند. در این نشست که همکاران بازنشسته شهرهای مختلف استان نیز حضور داشتند؛ آقای میرمحمدی استاندارمحبوب یزد ضمن بیانات مبسوطی و نیزبا استناد به تعاریف خاطرات تعدادی از بازنشستگان منجمله سرکار خانم طاهره موسوی زاده و آقایان حسن داودی، اکبرقلمسیاه، علی اکبر شیرسلیمیان،علی متالهی  در ارتباط  با پاداش معنوی شغل شریف معلمی وجایگاه این عزیزان در جامعه، اظهار امید واری نمودند تا بیش از پیش از تجربات ارزشمند آنان استفاده گردد.

       برپائی این همایش مانند دیگر نشستها دست آورد های گرانبها و شیرینی بهمراه داشت که به گوشه ای از آنان اشاره می گردد.

           1 -آقای حسین ملاعباسی در کنار 19 مدیرکل کار کرده و از خصوصیات اخلاقی نحوه ی کاری و از نکات مثبت و منفی کاریشان بخوبی آگاه هستند و همه را یاد داشت نموده اند که گنجینه ارزشمندی از اطلاعات و اوضاع و تحولات اداری فرهنگ زمان کاری ایشان می باشد 

          2- آقای محمد پورحکاک دوران خدمت ایشان با حد اقل امکانات و نفرات، با بازدهی قابل توجه میباشد که نشر خاطراتشان می تواند پاسخگوی بسیاری از نیاز های شاغلین امروز باشد.

          2 - سید محمد میرفخرالدین: در زمان مدیر کلی دکترنصرت الله طاهری برای شرکت در آزمون استخدامی فرهنگ که توسط آقایان طاهری مدیرکل، م کاظم شجاع السادتی،رئیس کارگزینی وقت،م سیدعلی آیت اللهی معاون، ...ولی زاده احتمالا آموزش ابتدائی، محمد قوچانی بودجه،منشادی احتمالاآموزش متوسطه و .....عطار منشی رئیس برگزار می شد شرکت می کنند درپایان مصاحبه آقای طاهری می گویند، شما 20 روز الی یکماه در اداره باشید تا تکلیفتان معلوم شود این تکلیف بعد از 30 سال با صدور حکم بازنشستگی معلوم و از اداره بیرون آمده و به خانه بازگردند.این خاطره بیان کننده خود حدیٍث مفصل بخوان از این مجمل می باشد.   

               4- خاطره آقای غلامعلی دادرس از مرحوم شهید صدوقی بیانگر واقعیتی تلخ از انزوای بازنشستگان بود که تدبیر و حسن عمل جناب شیرزاد و بیانات مؤثر و امید بخش جناب دکتر صافی نور امیدیست بقلب این قشر فهیم، صادق، باتجربه و بی ادعا 

            حیفم آمد از دو همکار بیمار که پای صحبت تلفنی ایشان نشستم مطلبی ننویسم 

            1 - در ابرکوه یک از همکاران گفتند وقتی بازنشسته شدم چون سرایدار بودم منزلی را برای اقامت اجاره کردم اما طولی نکشید که دراثر سکته فلج و اسیر بستر شدم از آن تاریخ 17 سال میگذرد من دچار نابینائی ناشی ازقند، پرستات، ‌فتق ناف، آسم شدید و ناراحتی ریه، بزرگی قلب و از کارافتادن بخشی ازآن میباشم هنوز نسخه کمتراز500توان دکتر نداده است آما شاکر خدایم و بی نیاز از نیازمندان با کپسول اکسیژن نفس می کشم و بخاطر این کپسول و مواردیکه گفتم قادر به شرکت نیستم سلامم را به دوستان وهمکاران یزدی برسانید و از اینکه بیادم بودندتشکرکنید(وقتی روز همایش از آقای باقی پور رئیس کانون باز نشستگی ابرکوه که یکی ازهمکاران صمیمی و پرتلاش و زحمت زیادی برای پیدا نمودن همکاران کشیده و مرتب با من در ارتباط بودند و روز همایش نیز همکاران را به محل گردهمائی رسانده بودندسراغشان را گرفتم گفتند دیشب به منزلشان رفتم اما متاسفانه نشد تا ایشان را با خودبیاوریم)   

          2- به منزل همکار دیگر زنگ زدم بسیار خوش بیان بودند درپاسخ دعوتم گفتند 8سال است در اثر سکته بستری و خانمم پیوسته مرا جابجا میکند تا زخم بستر نگیرم یکروز به او گفتم نمتوانم بگویم از گردن ببالا سالمم زیرا بینائی هم ندارم، اگر دزد بیاید نمی توانم ازخانه ام دفاع کنم جواب  داد،  بگذار دزد هرچه داریم ببرد اما تو فقط برایم نفس بکش زیرا نفس تو زندگی منست.             

              چقدر من ضعیف و ناتوانم که بعد از مدتها هنوز نتوانستم احساسات خود را نسبت به این دو همکار و دیگر عزیزانی که درجریان مشکلات و بیماری های صعب العلاج آنها قرار گرفتم، جمله و حتی کلمه ای برزبان آورم و یا بر نوک قلم جاری سازم.

             باتشکر از همکاران محترمیکه نسبت به ارسال عکس و بیوگرافی و بیان خاطرات خود برغنای فرهنگی وبلاگ یاد یاران یزد افزودند که بترتیب دریافت عباتند از       

           آقایان 1- محمود ابدی:  

    

            

 متولد1/1 1325 درمحله کوشک نو، ابتدائی را در دبستان بدر 

                                               

 به مدیریت سید مصطفی طاهری و به معلمی خانم بی بی زهرا صبور و آقایان م علی وزیری کردستانی و م محمد وزیری کردستانی و  محمد وزیری و هوشنگ آرامش گذرانده و به اخذ گواهینامه ششم ابتدائی نائل و بعد از دو سال ترک تحصیل و کار دربازار 

                                                 

در دبیرستان پهلوی سابق به مدیریت م کاظم آقا علائی و سال دوم و سوم و چهارم در دبیرستان البرز(شیخداد)بمدیریت م ناصر مهریزی (سال چهارم مدیر آقای طباطبائی بودند در آن سال نام دبیرستان به 25شهریور تغیرداده شد ومدیریت بعهده جناب م آشیخ علی آیت اللهی محول گردید محل دبیرستان 25شهریو در 4راه دولت آباد بود که اکنون 17شهریور نام دارد. ) دبیرانم عبارت بودند ازآقایان جلال اشتری، مهدی حرازی، م جمال کربلائی، صادق خلدی، شجری، جلیل طیبات، هوشنگ همدانی، م آشیخ علی آیت اللهی، حاج آقا ابریشمی، اصغرخجسته، م خدابخش منیری،حسن حکیم علائی، خاضعینی،م حسینعلی شهریزاده، فرساد، درویشخانی، علی اکبراخوه، اکبرمرجانی، م ناصرعالم زاده، سرافراز، یوسف رمیم(بعدا رامبد شد)، گرامی، گوهرفر، امینیان، م باغ گلشنی،آیت اللهی .....، و سیروس قناعتگر

                                   

           بعد از اخذ دیپلم جهت  دوره 4 ماه کارآموزی سپاه دانش عازم پادگان اصفهان و سپس به روستای چوگان کاشان منتقل   

 شده تا پایان اسفند سال1346هنگام پایان خدمت از فروردین لعایت مهر47 دربانک صادرات مشغول بکارشده و بعد از استعفا در 12/7/1348 به استخدام آموزش و پرورش شهرستان تفرش در آمدم

             

 و شش سال در روستاهای ناید، اتابخرد، خرّاب، بتدریس پرداخته و سپس یکماه در صدرآباد اردکان و بعد به دبستان محمود آباد یزد به مدیریت آقای صادق حسنی و معاونت آقای جلالیان و آقایان معلمین، علی محمد سلیمی، حسین قنبران، حسین ارسلان، محمد حسین ملاعباسی، متقی نیا، حسین شیرازی، حسین ملاعباسی، رضا سالاری، به انجام وظیفه پرداختم. در مهر58 به دبستان هرمزدیار کوچه بیوک با سمت مدیر و آموزگار و سال بعد به دبستان شهید احمدی منتقل و سال بعد در دبستان 12بهمن به مدیریت جناب آقای فخر الدین تفتی و اقایان معلمین، اسلامنش، محمد رضا صنعتی کرمانی، مهدی امینی راد، عباس آزاد، و ضیاء مجاهد مشغول بکار شدم.در سال...... به دبستان موسوی کوچه بیوک به مدیریت آقای محمود بیدمشکی و معاونت م سید علی  اکبرموسوی بیوکی،و معلمی، م محمد حسن حریمی، محمود صفدرپور، و خانمها طاهره کاظمی و نورسته عارف رفته و سال بعد به دبستان پسرانه 2 حاجی تقی رسولیان در امامشهر منتقل شدم . مدیر دبستان آقای محمد رضا پارسائیان و معاونت حبیب الله نیکو نهاد و معلمین..... 

        در 4/6/69به میریت دبستان پسرانه موسوی کوچه بیوک منصوب معاون م حسن حریمی،با همکاری آقایان اموردفتری مهدی صاحب جلال و ملعمین، مهدی امینی، اکبرجبالی، اکبرمشائی، اسلامی، شهریارنوشیروانی، حمید رضا واعظی نسب وخانمها طاهره کاظمی و نورسته عارف نیا بودند خدمات مدرسه بعهده........بوددرمهر73 به پسرانه مروغی درهمان محل کوچه بیوک منتقل شدم(ودبستان موسوی به مدرسه راهنمائی موسوی کوچه بیوک تغیریاففت

                                                                          

 دران آموزشگاه در1/7/76به بازنشستگی با 30سال و4 ماه و19 روز به افتخار بازنشستگی نائل شدم.

         بعد از بازنشستگی در سال77بمعاونت هنرستان نمایشی اداره ارشاد اسامی با مدیریت آقای حسن تقدیسی منصوب شدم وچون سال بعد کادر مدرسه باید به پرسنل ارشاد واگذار می گردید به عنوان مسئول دفتری به دبستان خالقیه(غیرانتفاعی) با  مدیریت سید حسن مطهری رفتم اما بعد از سال استعفا داده و در سازمان بهسازی و نوسازی شهرداری به انجام وظیفه پرداخته ونهایتا بعد از سه سال کار با استعفا به استراحت و امورشخصی پرداختم 

            ادامه مطلب و درج عکس درآینده