در طول زندگی خویش توفیق دیدار با معدود افرادی نصیبم می گردد که شرح خدماتشان علاوه بر حقشناسی بمصداق من لم یشکرالمخلوق لم یشکر الخالق  می تواند زمینه ساز فکری دانش آموزان، دانشجویان و کارمندان شاغل جوان شهر و حتی کشورمان گردد. استاد لسان یکی از بزرگان عرصه فرهنگ یزدندکه با فرصتی کوتاه در دوران خدمتشان آثار گرانبهائی از خود بیادگار گذاشته و از چهره های محبوب شهر یزد بویژه در جمع فرهنگیان بشمار می آیند . ایشان با بکارگیری جمله مرحوم دکتر حسین بنائی در جواب دکتر هدایتی وزیر فرهنگ وقت که گفته بود ما پول و امکانات و قدرت داریم اما چرا کارهایمان مثل شما انجام نمشود؟ و مرحوم بنائی پاسخ داده  بودند «به این علت که ما میگویم می رویم و انجام میدهیم اما شما میگوئید بروید انجام بدهید» منشاء اثرات خیر و چشم گیر در دوران 15 سال خدمات صادقانه خود درسازمان پیشاهنگی استان یزد شدند.آنچه شایسته است و باید توصیه گردد تا سرمشق جوانان و کارمندان جوان قرارگیرد بردن نام معلمان، مدیران، دبیران، مربیان و رؤسای پیشین و پیشکسوت ایشان است که با تعصبی قابل ستایش و تؤام با احترام از آنان یاد و با اعتقاد راسخ از آنان سخن می گویند

         مطالب زیر برگرفته از دوجلسه نشستی است که استاد بنده را بحضور پذیرفته و اطلاعات سودمند و بیو گرافی وخاطرات شیرین خویش را  اینگونه بیان داشتند:      من میرزا محمد رضا لسان صدق متولد 5 خرداد1314 و فرزند دوم مرحوم حاج شیخ مهدی معروف به کفاش، درمحلۀ قدیمی ابوالمعالی یزد  در خانواده ای روحانی متولد و دارای 4خواهر و3برادر می باشم

        متاسفانه مکتوب سلسله انساب بعلت عدم توجه و دست بدست شدن مستندات در دسترس نیست.

        پدر بزرگم آقا شیخ محمد رضا معروف به کفاش، روحانی بودند و اجداد پدری همه دارای تحصیلات علمی و قدیمی؛ 

                       پدرم مرحوم حاج شیخ مهدی لسان صدق درروز سوم تیرماه 1274 هجری شمسی درمحله ابوالمعالی یزد چشم بجهان گشودند ایشان پس از دوران کودکی به توصیه پدر و علاقه شخصی، به تحصیل علوم دینی پرداخته. ابتدا عربی و مقدمات تاریخ را نزد پدر و سپس در حوزه علمیه یزد و قم به تکمیل تحصیلات دینی مشغول شدند. پدرم دارای تحصیلات علوم حوزوی تا سطح خارج بودند و علاقه وافر به خطابت و گویندگی داشتند. استادانشان مرحوم آمیرسیدعلی مدرسی لب خندقی و مبرزین علوم دریزد و قم بودند از بارزترین تلاشهایشان سعی و کوشش در شناخت احادیث و روایات صحیح اهل بیت بود بطوریکه این جد و جهد منشأ اعتماد خاص و عام به آنچه روایت میکردند شد از اینرو بعدها دربین اهل علم به ثقه المحدثین اشتهار یافتند   ایشان پس از تحصیل، وعظ و خطابت و بیان فضائل و مناقب آل عصمت و طهارت را پیشه خود قرار داده و به نوکری ابا عبدالله الحسین افتخار میکردند. واعظی بسیار خوش بیان و خوش سلیقه و در انتخاب مطلب، زیبایی کلام و انتخاب روایات درست، وسواسی عجیب داشتند. افتخار غرورآفرین خدمتگزاری آل الله صلوات الله علیهم اجمعین و سرسپردگی خاص به حضرت امام حسین ع ایشان را برآن می داشت که نه تنها در مجالس شهر یزد بلکه به دعوت مریدان و علاقمندان ساحت قدس ثارالله درشهرهای دیگر از جمله تهران، کرمان، بم، زاهدان، کاشمر و مشهد مقدس نیز بالحن گرم خود به بیان مصائب آل الله و تعالیم نورانی مذهب جعفری بپردازند و حتی درزمان محدودیت روحانیون نیز دست از این کار نکشیده، بصورت پنهانی، در مجالس خصوصی به وعظ می پرداختند تا اینکه بهمراه مرحوم حجه الاسلام آقا شیخ محمد مالمیری و مرحوم حجه الاسلام حاج سید علی محمد وزیری رحمه الله علیهما بعنوان اولین کسانی که اجازه وعظ یافتند مجددا بصورت علنی در مجالس به تبلیغ پرداختند. از جمله خطبه های ماندگار آن مرحوم خطبه سجادیه و خطبه غدیریه است که درخاطره مردم باقی مانده است شادروان پدرم در هشتم محرم الحرام سال 1386 هجری قمری(مطابق با1344 ش) پس از هفتاد سال زندگی و بیش از 60 سال غلامی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بعد از فریضه نمازمغرب و عشاء درحین ذکر مصائب جواز سفر یافته و در روز عاشورای حسینی پس از خواندن زیارت عاشورا در حالت اغما فرو می روند و سرانجام در صبحگاه یازدهم محرم بدیدار حق شتافته و در تشییع باشکوهی که از سوی مردم یزد برگزار شد، در جوار آستان مقدس حضرت امامزاده جعفر(ع) یزد آرام گرفتند.

                 از جمله مفاخر علمی و مذهبی که با ایشان مجالست داشته اند، مرحوم آیه الله شهید صدوقی، آیه الله خاتمی، آیه الله حاج شیخ محمود فرساد، حاج شیخ محمد مالمیری،  ، حاج میرزا حسن صدر محمود آبادی، حاج شیخ داوود فیروزآبادی،حاجی سید محمد رضا میبدی، حاج سیدعلی محمد وزیری، حاج میرزا حسن محمود آبادی، حاج سید ابوتراب مدرس ابرند آبادی، حاج شیخ علی اکبر سعیدی رحمه الله علیهم، حاج سید ابوالفضل سعیدی ریحان و سلاله السادات جناب حاج سید جواد حیدری را میتوان نام برد.از صفات پسندیده ایشان احترام خاص به اساتید خود بود که سعی وافر در تکریم آنان داشتند از جمله تا پایان عمر شریف حضرت آیه الله حاج میرسید علی مدرسی( لب خندقی) مراتب ارادت خود را در حق ایشان ابراز می نمودند. و جهت رفع اشکالات و نیز انسجام در امورکار و شهر و مسائل اجتماعی، جلسات ماهانه داشتند. از جمله خاطراتیکه مرحوم پدر خود بیان میکردند به دو مورد اشاره میشود:

               « زمانی از سوی بانوی محترمه ای به مجلس عزاداری دعوت اما بعلت طولانی شدن مجالس قبلی توفیق حضور حاصل نشد، شب هنگام در عالم خواب حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را زیارت کردم و مورد عتاب قرار گرفتم که «چرا ما را چشم براه گذاشتی؟» در شب بعد پس از طلب بخشش از حضرت فاطمه (س) از بانی محترمه عذرخواهی و سعی در جبران مافات نمودم. »

             « شبی به درخواست یکی از علاقمندان بساحت قدس حسینی مبادرت به بیان واقعه ورود حضرت به کربلا و ممانعت حربن یزید ریاحی کردم که شوری عجیب به پا شد، روز بعد یکی از اخیار را ملاقات نمودم وی اظهار داشت شب گذشته حضرت فاطمه (س) را درعالم خواب زیارت کرده که فرمودند به فلانی بگو دیگر روضه حر را نخواند و ما را آشفته نسازد که از آن پس امتثال امر کردم»

           همچنین حجه الاسلام حمیدی نقل کرده اند که «روزی در جمع دوستان و خطبا پیشنهاد ارائه خطابه ای با رعایت همه شرایط در کمترین زمان شد که مرحوم پدرم ضمن رعایت همه مراتب از قبیل خطبه بدوی، قرائت اشعار، بیان حدیث، موعظه و دعای ختم  خطبه ای در کوتاهترین زمان ممکن ارائه نمود.

               مرحوم مادرم سیده مرضیه لسان فرزند آقاسید کاظم کفاش و دختر دایی پدرم بودند

                 علت انتخاب نام فامیل« لسان صدق» این بود که درزمان پهلوی اول مقرر شد هر خانواده لقبی برای خود انتخاب کند. آنزمان در خیابان شاه قدیم (قیام امروز) جنب مسجد ریگ مغازه عبا فروشی آقای میرزرگر معروف به آقا سید علی عمامه پیچ واقع بود این فروشگاه محل اجتماع حضرات روحانیون منبری بود. پدر در آن جمع، جهت رفع دغدغه خاطرشان موضوع انتخاب فامیل را طرح، و آقا سید علی پیشنهاد می کنند که به قرآن تفأل بزنید و لذا سوره شعرا آیه هشتاد و چهار (واجعل لی لسان صدق فی الاخرین)می آید و پدر به فامیل لسان صدق ملقب و مفتخر میگردند که بشهادت مردم در طول حیات خود سعی در ابراز قابلیت و بشایستگی آنرا به کمال رساندند.

ششم ابتدائی

            تحصیلات ابتدائی درسال 1321به دبستان بدر ( BADER ) رفتم و تا کلاس سوم در آنجا که اولین مدرسه دولتی  آنزمان بود بمدیریت مرحوم آقا تقی ملک و نظامت آقا سید حسین جلیلی و آموزگاران، بترتیب کلاس اول خانم معلمی داشتیم که فارغ التحصیل دانشسرایمقدماتی بودند، کلاس دوم، مرحوم سید علی حسینی فیروزآبادی، سوم، مرحوم محمد علی سلطان زاده بودند  اما از کلاس چهارم به دبستان ملی اسلام منتقل شدم ( دبستان بدر در اردیبهشت 1298ش دائر و مدتها بنام دبستان دولتی نمره 2 نامیده می شدپیش از سال 1312مدیریت آن چند گاهی با شادروان سید مهدی استوار بوده و پس از آن به نظامت دبیرستان ایرانشهرمنصوب و از 1320 آقای تقی ملکی رئیس حسابداری فرهنگ به مدیریت بدر انتخاب میشونداقتباس از سالنامه فرهنگ یزد 28-1327 .  لازم بذکر است که در اکثر شهرهای ایران درقدیم یک دبستان و یا دبیرستان بنام بدر نامگذاری شده بود در جاهای مختلف منجمله اینترنت خواندم که زمان قحطی و جیره بندی گندم رئیس شهربانی وقت مقداری از سهیمه دیگران را به پرسنل خود اختصاص میدهد، محمود بدر وزیر کشاورزی متوجه شده با شکایت به مراجع ذیصلاح و پیگیری سهمیه را به ادارات مربوطه مسترد می گرداند حدس میزنم این نامگذاری ها شاید به این علت باشد البته این موضوع را تاکنون از کسی نشنیدم مرآت)علت انتقالم به این جهت بود که در یک بعد از ظهر، معاون دبستان بدر بنام آقا سید حسین جلیلی بهمراه معلم دیگری به کلاس آمدند. نماینده کلاس من بودم و همیشه، میز معلم مزین به یک جلد قرآن مجید بود که صبحها خوانده می شد.معلم جدید قرآن را برداشت و با تمسخر به گوشه ای از میز هل داد و گفت این کتاب کیست. روز بعد به مدرسه نرفتم. پدرم روز سوم متوجه شدند و علت را پرسیدند. در اینجا لازم بذکر است که درگذشته رسم بود که در طول سال درهر ماه مجلس عزاداری ابا عبدالله حسین غیر از محرم و صفر در هر محله ای از یزد بطورجداگانه برگزار می شد مانند حسینیه پشت باغ ، حسینیه ابو المعالی و....... بنابراین در مجلس شبانه  در حسینیه پشت باغ موضوع را پدرم به مرحوم آشیخ محمد مالمیری و مرحوم آشیخ محمد شریعتمداری مطرح کردند. این موضوع طوری عمومیت پیدا کرد که مشکلاتی هم برای( اداره فرهنگ) آموزش و پرورش آن روز ایجاد نمود . این همبستگی موجب رونق بیشتر جلسات شد و باعث گردید تا معلم جدید به اداره فرهنگ منتقل شود تا با شاگردان در تماس نباشد . البته علت حرکت معلم انحرافی از لحاظ  دینی و عقیدتی وی بود لذا این پیش آمد باعث شد تا من به دبستان ملی اسلام. بمدیریت آقای حاج رضا پوست فروش(آقای فقیهی مدرسه ملی تدین را داشتند ایشان فرزند آسید هاشم فقیهی مدیر دبستان..... بودند. مدرسه ملی مارکار و دبستان دینیاری هم مخصوص زرتشتیان بود.) و نظامت مرحوم آقای مرتضی اسلامیه رفتم.  آموزگارانم در دبسبتان ملی اسلام، بترتیب کلاس چهارم، آقای خلیل اسلامیه، پنجم، آقای نجاریان و کلاس ششم مرحوم شهید دکتر سید رضا پاکنژاد و آقای مرتضی اسلامیه بودند.

            آنزمان مرحوم دکتر سید رضاپاکنژاد دارای شغل آزاد و منشی تجارت خانه ای درخیابان ( شاه سابق) قیام فعلی و معلم دبستان ملی اسلام و مشوق فراگیری قرآن دانش آموزان بودند. و خوشبختانه من افتخار فراگیری درست قرائت و آموزش و تلاوت قرآن با صوت  را از ایشان دارم .خواندن قرآن و دعای صبحگاهی در مدرسه ملی اسلام با رویه ای خاص و بیان احساس بود که هرروز برگزار می شد. استاد پاکنژاد در سال بعد مدرس دبیرستان ایرانشهر شدند و یک سال بعد بعلت قبولی در کنکور پزشکی عازم مشهد شدند اساتید و دبیران آنزمان همه با سواد و مسئولیت پذیر بودند از آنجمله آقای سید اعزاز کربلائی اکرمی، آقای محمدعلی سلطانزاده که علاوه بر کمک به نظامت مدرسه معلم سرود و موسیقی هم بودند. آقای دکتر پاکنژاد بعد از دانشگاه پزشکی مشهد  برای ادامه تحصیل به دانشگاه تهران منتقل و پس از اخذ دکتری طب به یزد مراجعت و در حرفه مقدس پزشکی حامی نیازمندان یزدی بودند.     

            تحصیلات دبیرستان در سال 1328 به دبیرستان ایرانشهربه مدیریت آقای میرزا احمد خان طاهری بمدت 3 سال، و به نظامت آقای کوشا رفتم،  دبیرانم آقایان سید علی آیت اللهی ادبیات و محمدعلی کشوری فیزیک، جعفر قینی ریاضی، سید عباس علاقه­بندشیمی و آقا شیخ علی آیت اللهی ادبیات و عربی،سید مهدی چیتی،نقاشی، حسین محبوبی اردکانی تاریخ و حسین بامشادطبیعی و دیگران که زحمات آنها قابل ستایش و موجب سپاس است.

    دوران دبیرستان

بعد از آقای طاهری در سال1333آقای حسین محبوبی اردکانی بمدت 1 سال بمدیریت ایرانشهر با نظامت آقای ابوالقاسم قلمسیاه منصوب شدند و درسال1334برای ادامه تحصیل و اخذ دکترا بتهران رفتند و پس از آن ریاست دبیرستان به آقای سید جمال الدین ناصری مهریزی و معاونت آقای محمدعلی کشوری واگذار و پس از آن ریاست دبیرستان به آقای حسین فخر الدینی با معاونت آقای شیخ علی آیت اللهی و آنگاه ریاست دبیرستان به آقای محمدرضا مشکیان محول شد و با افتتاح دبیرستان جدیدالتأسیس رکنیه ابتدا آقای حسین فخر الدینی رئیس و پس از آن به آقای حسین بامشاد با معاونت آقای ابوالقاسم وثوق بکار خود ادامه داد و دبیرستان رکنیه زیر بنای دبیرستان رضا پهلوی و یا آزادی فعلی بحساب می آید.که ابتدا آقای شیخ علی آیت اللهی رئیس دبیرستان رکنیه با معاونت اینجانب و مسئولیت اداری آقای زمانی به فعالیت خود ادامه داد و آنگاه آقای حسین بامشاد به ریاست دبیرستان منصوب و پس از ایشان آقای سید عباس علاقه بند مسئولیت اداره دبیرستان را عهده دار گردیدند. ((در 21/10/1327طبق ابلاغ مرکزی اوقاف از فرهنگ مجزا و تا سال 1332 درمحل اداره فرهنگ مشغول بکار شدند ص 13سالنامه فرهنگ یزد 28-1327)در محله شیخداد دبیرستان نو بنیادی که ملی و منتخبین دانش آموزان دبیرستانهای دیگر بودند به مدیریت آقای کاظم علایی و با صاحب  امتیازی مرحوم آیت الهی و به نام دبیرستان ملی آیت اللهی به سرپرستی آقاشیخ علی آیت اللهی افتتاح و معاونت دبیرستان به ترتیب به آقایان میرزا یحیی آیت اللهی و علی اصغر خجسته محول شد و دبیرانی که با کادر آموزشی همکاری می کردند آقایان سید محمد شکوهی، سید ابوالقاسم ابریشمی، سید عباس علاقه بند، سید محمود شمس الدین خرمی، عباس امیرچخماقی، امامی عقدایی، جلال اشتری و احمد خجسته بودند که پس از انتقال آقای علایی ریاست دبیرستان به آقای طباطبایی دبیر معمر تاریخ جغرافی و معاونت جلال اشتری داده شد که زیربنای ایجاد دبیرستان 25 شهریوربود.

             ادامه تحصیل اینجانب پس از اخذ دیپلم علمی در دبیرستان ملی آیت اللهی، دبیرستان کیخسروی بود که با تلاش آقای شیخ علی آیت اللهی و آقای محمد ملک پور مجوز افتتاح رشته ادبی را علاوه بر رشته های ریاضی و طبیعی صورت گرفت که این رشته با حضور 30 دانش آموز فعالیت خود را ادامه می داد و دانش آموزان از حضور دبیران آقایان سیدمحمد شکوهی، سید ابوالقاسم آیت اللهی، آقا شیخ علی آیت اللهی، محمدعلی فرهمند خدابخش منیری و حاج محمد جواد دیهیمی بهره مند می شدند.

  دوران دانشگاه 

سال 1336 در دانشگاه تهران در رشته معقول ومنقول ثبت نام کردم آنموقع کنکورسراسری نبود و هر دانشجو می توانست در چند دانشگاه ثبت نام کند  من همانسال پذیرفته و بعد از سه سال که فارغ التحصیل شدم بجهت علاقه به زادگاهم و بیشتر جلب رضایت پدرم به یزد آمده و به استخدام آموزش و پرورش در آمدم

 ابتدای استخدام

            درسال 1341با صبیه مرحوم حاج شیخ محمدآیت اللهی که از افراد خوشنام و کارمند دادگستری وقت یزد و از نوادگان پسری آخوند ملا اسماعیل عقدائی مؤسس مسجد ملا اسماعیل در یزد و موجد مزرعه ای بنام آخوند در نزدیک علی آباد بود( مزراع آخوند فعلی)  ازدواج و دارای 5 فرزند2دختر و3 پسر گردیدم

             فعالیتهای آموزشی و تدریس آموزشگاهی خدمت در آموزش وپرورش از سال 1338 شروع شد ابتدا مامور به خدمت در مهریز با سمت دبیرادبیات

دبیرستان مهرنگارمهرپادین مهریز

در دبیرستان مهرنگار مهرپادین و در سال 1339به یزد منتقل شدم و در دبیرستانهای دختران وپسران بمدیریت آقایان و خانمها،  دبیرستان ایرانشهر میرزا احمدخان طاهری، حسین محبوبی، جمال الدین ناصرمهریزی،محمدرضامشکیان،

             دبیرستان ایرانشهر ردیف جلو آقایان 1- علوی قمی 2- سید محمود قریشی3- خدابخش منیری 4- محمد علی صالحی5- .....علاقبند 6- سید محمد شکوهی 7- محمد رضا مشکیان 8- محمد علی کشوری 9- ابریشمی 10 محمد علی هرندی

              ردیف دوم 1- ...رشیقی 2- رجبعلی باغعلیشاهی3- ماشاالله کازرانی نژاد4- جمال کربلائی 5- ....کربلائی اکرمی 6- .......نواب زاده7- آسید علی آیت اللهی 8- ....سپهر 9- محمود کریمی 10- استاد محمد رضا لسان صدق 11- خسرومؤمنی

            ردیف سوم 1- حسین شهریزاده 2- سید مهدی چیتی 3- سید حسین مدیرطاهری4- احمد لسان صدق 5- عبد المجید مجاهدی 6- محمود حرازی7- عباس محمدابراهیمی 8- علی اکبراخوه مناسبت .پایان سال تحصیلی. سال 1342 محلدبیرستان ایرانشهر.

باتشکر از جناب سیدعلی آسایش بجهت توجه و تذکر ایشان در اشتباه چاپی زیرنویس عکس بالا 

  آشیخ علی آیت اللهی کاظم علایی، .......طباطبایی، رکنیه حسین فخر الدینی، حسین بامشاد ، شاهدخت عصمت الملوک نقیب زاده، شهناز عشرت وزیری،  هنرستان دخترانه محمدطاهری اقدس بقائی یزدی، اشرف،فرنگیس صدریه. ایراندخت فرح انگیز مشتاق و دانشسرای مقدماتی، پرویندوخت مهدوی دبیر ادبیات بودم.

          فعالیت در جمعیت شیر وخورشید سرخ همزمان با تدریس در سال1341وارد فعالیت شیر وخورشید سرخ به رهبری (ریاست) آقای آشیخ علی آیت اللهی شده با دیدن کلاسهای پیشاهنگی در سال1341 رسما در سال 1344وارد پیشاهنگی و با استعفا مرحوم سید علی علائی بعلت کهولت سن و پیشنهاد ایشان  مرا به جانشینی خود بسمت رئیس پیشاهنگی یزد برگزیدند.

 سال 1339 دوره مقدماتی

                  پیشینه واهداف پیشاهنگی مؤسس اولیه پیشاهنگی در دنیا یک افسر انگلیسی است بنام بیدن پاول که در سال 1920 م از آفریقا برای ماموریت، عازم هند شد او علاقمند آموزش آزاد و غیر کلاسی جوانان و نو جوانان علاوه بر آموزش کلاسی بود.زیرا معتقد بود روشهای متداول آموزشی کافی نبوده و آموزش افراد بویژه دانش آموزان و جوانان بدون امر و نهی و تحمیل، با آزادی، فکر و مطالعه، مؤثرتر خواهد بود.. با این تفکر برنامه های آموزشی و تنظیمی خود را بر مبنای مطالعه در احوال طبیعت، زندگی حیوانات، افراد، قبائل، و زندگی های شبانه خارج از خانه توام باشادی و نشاط و سرگرمی های مختلف بنا نهاده و با این اهداف به تاسیس پیشاهنگی اقدام، و اولین جوخه را در هند تشکیل داد

            دوره های مختلف پیشاهنگی:اولین اصل موردنظر پیشاهنگی اعتقاد به مبدا و معاد است و اگر کسی معتقد به خدا نباشد نمی تواند عضو دفترجهانی پیشاهنگی شود. البته چنین افرادی در جامعه خود پیشاهنگی دارند .

              خدمت به مردم باید با تعلیم و تربیت باشد و در پیشاهنگی چون  فعالیتها اجباری نیست و بدلخواه وکار باعشق انجام می شود بنابراین نتیجه مطلوب حاصل می شود.

هر واحد پیشاهنگی با رنگ و نوار مخصوص بخود مشخص می شود و آموزش برنامه ها،براساس سنین دسته بندی و  قسمت به قسمت است و هر قسمت بوسیله خود بچه ها در هر واحد، با نظارت اولیاء تحت عنوان کمیته واحد که در کنارمربیان نظارت دارند صورت می گیرد. و هیچگاه  مربی بدون اطلاع خانوادها کاری را انجام نمی دهد

              برنامه های پیشاهنگی از سنین 6 الی 11 سالگی  درگروه شیربچگان در قسمت پسران و فرشتگان در قسمت دختران تحت عنوان کده 4 و 6 نفر و از 11 سال پسر و دختر تحت عنوان پیشاهنگ و در دوره دبیرستان تحت عنوان جویندگان و سیاران پسر و دختر فعالیت آموزشی و عمومی دارند که طبق برنامه زیر نظر مسئولین واحد مستقلا آموزش می بینند. اسامی این گروها براساس سن و جنسیت بشرح زیر است

1-    فرشتگان – شیربچگان  4و 6 و نفر با نام واحد، کده، دوره، نام واحد شیربچگی کد، مربی، کدبان.

2-  پیشاهنگان 6و8 نفر با نام واحد ،جوخه، رسد، نام واحد پیشاهنگی رسد، مربی ،سررسد.

3- جویندگان وسیاران 6 نفربا نام واحد، تیم، نام واحد جویندگان دسته، مشاور.

برنامه های کلی پیشاهنگی را در سطح جهان دفتر جهانی با عضویت 12 نفر از پیشکسوتان و برنامه ریزان منتخب کشورهای مختلف جهان که هر6 سال یک مرتبه مأموریت نظارت بر انجام برنامه ها را عهده دار می شوند تشکیل شده است و هر عضو میتواند برابر قانون برای دو دوره متوالی عضویت دفتر جهانی را داشته باشد خوشبختانه آقای دکتر حسین بنایی برای دو دوره متوالی نظارت برنامه های جهانی پیشاهنگی را عهده دار بود.

           سه دوره پیشاهنگی در ایران تشکیل شد

        اولین اصل موردنظر پیشاهنگی اعتقاد به مبدا و معاد است و اگر افرادی معتقد به خدا نباشتددر جامعه خود پیشاهنگی دارند اما نمی توانند عضو جامعه جهانی شوند..

        آموزش که در اصل خدمت به مردم است باید با تعلیم و تربیت همراه باشد و در پیشاهنگی چون اجبار نیست و کار باعشق و بدلخواه انجام می شود بنابر این نتیجه خوبی داده  و خواهد داد.

          دوره اول :  قبل از سال 1300 در کالج امریکائی های تهران و اصفهان واحد های پیشاهنگی وجود داشته که ایرانی نبودند و کارت عضویتشان ازامریکا صادر می شده است در آن دوران میرزا احمد امین زاده ریاست معارف فرات در عراق به ایران برگشت و چون بافعالیتهای پیشاهنگی آشنا بود به مشارالدوله کفیل وزارت وقت پیشنهاد تشکیل پیشاهنگی را  داد.

         در 12 آذر 1304 هنگامی که مشاراعظم کفالت وزارت معارف را داشت با همت علی اصغر حکمت رئیس تفتیش(بازرس) وقت، حجت الاسلام لاهیجی رئیس معارف تهران و ادیب الدوله رئیس دار الفنون پیشاهنگی را با ریاست امین زاده در ایران تشکیل و در 11 اردیبهشت سال 1305 ش اساسنامه پیشاهنگی به تصویب رسید و در 2 آبان 1305 طی بخشنامه وزارتی ریاست افتخاری پیشاهنگی ایران به وزیر معارف و به رؤسای  مدارس ریاست افتخاری آموزشگاهها داده شد در آن موقع آمار پیشاهنگان تهران 650 نفر  و در بسیاری از استانها و شهرها مانند گیلان، همدان، کرمانشاه، کردستان پیشاهنگی تاسیس گردید.در 1306در اثر کارشکنی و غرض ورزی مغرضین، مخالفتها و کارشکنی ها رشد مطلوبی که آقای امین زاده میخواست حاصل نگردید لذا مستعفی و بعراق مراجعت نمود و بجای ایشان آقای جالینوسی موقتا اداره امور را در دست گرفت تا اینکه آقای سید رضا اخوی عهدار تشکیلات پیشاهنگی گردید اما وی نیز بسرنوشت امین زاده مبتلا و نتوانست توفق دلخواه خود را بدست آورد. اما در این مدت آمار و فعالیت پیشاهنگان افزایش فوق العاده ای در شهرها و استانها مانند مازندران خوزستان لاهیجان، بندر پهلوی، خراسان،کردستان و، ولایت ثلاث( خمین، گلپایگان و خوانسار ) داشت و حتی در مدارس ایرانی خارج کشور از جمله، به مدرسه اخوت ایرانیان در کاظمین راه یافت و برای اولین بار در ژانویه 1928 درمجله جهانی پیشاهنگی از قول وزیر مختار ایران در انگلیس خبر مربوط به پیشاهنگی ایران درج گردید. ضمن بازدیدی که پهلوی اول در1313 از فعالیتهای پیشاهنگی در ترکیه به عمل آورده بود، پس از بازگشت دستور تشکیل پیشاهنگی صادر و برای اولین بار پیشاهنگان مدارس مختلف تهران درسوم اسفند1313 در یک مراسم رسمی رژه رفتند. همانسال رضا خان دستور داد تا  محمد رضا ولیعهد به ریاست عالیه پیشاهنگی پسران منصوب گردد.                                                       

         دور دوم پیشاهنگی:  در سال 1314 دستور استخدام آقای توماس گیبسون آمریکایی که رئیس تربیت بدنی و پیشاهنگی در ایران بود صادر شد گیبسن درسال 1318 کناره گیری کرد و آقای میرزا احمد امین زاده بجانشینی وی انتخاب و تا سال 1320 رئیس پیشاهنگی ایران بود اما عواملی چند منجمله غرض ورزی مغرضین، افراط در آموزش نظامی، عدم حضور و نظارت اولیاء در برنامه ریزیها و مهمتر از همه نارضایتی خارجی ها که مخالف پیشرفت جوانان ایرانی بودند بدون هیچ دلیلی بدستور آقای تدین وزیر فرهنگ وقت در سال1325 دور دوم پیشاهنگی ایران مجددا تعطیل و خاتمه پذیرفت. ص 19 الی 21 کتاب راهنمای مربیان پیش آهنگی

عکس بیدن پاول 

عکس های آقای دکتر بنایی

عکس میرزا احمد امین زاده

                دوره سوم پیشاهنگی. در 1325 ش گیپسون از ایران رفت و مرحوم دکتر حسین بنائی که اصالتا یزدی اما بزرگ شده مشهد، و در آنزمان در کسوت معلم ورزش انجام وظیفه می کردند در بهمن 1325 ش باتوجه به علاقمندی خود به مکتب پیشاهنگی و سابقه سمتهای مختلفی که درپیشاهنگی بعهده ایشان بود عده ای از پیشاهنگان قدیمی منجمله جلیل کتیبه ای، ابراهیم صدری، افشار و برزین را دعوت و اقدام به تشکیل یک جوخه پیشاهنگی نمودند ، این جوخه تا دو...رسد هم رسید و شروع مجددی برای دوره سوم نهضت پیشاهنگی شد اما در سال1326 آقای بنائی برای ادامه تحصیل در دوره دکتری و مأموریت پیرامون مطالعۀ فعالیتهای پیشاهنگی به اروپا و آمریکا عزیمت نمودند و امور پیشاهنگی به آقای صدری واگذار گردید. آقای دکتر بنایی پس از اتمام دوره تحصیلی و انجام ماموریت مطالعاتی مذکور در سال 1332 به ایران مراجعت و مأمور تجدید حیات پیشاهنگی شده و اولین دوره آموزش مربیان پیشاهنگی دختران و پسران را در دانشسرای مقدماتی تهران تشکیل دادند. در دوره سوم، نهضت پیشاهنگی از حمایتهای خاصی جهت پیشرفت برنامه های تعلیماتی و خدماتی از اکثر مقامهای مملکتی بهره مند گردید. و آقای دکتر بنائی توانستند تشکیلات نوین پیشاهنگی را بخوبی پایه گذاری نمایند در این راستا درسال 1332 شکرالله برزنده باتفاق آقای دکتر بنائی بنمایندگی از ایران در جامبوری موآسون شرکت کرد

            فعالیت پیگیر و جدی پیشاهنگی دختران مربوط به نهضت سوم پیشاهنگی است

دوره های مختلف پیشاهنگی:

           در استان ما 9000 عضو و 500 نفر مربی در مقاطع مختلف داشتیم

         هر واحد پیشاهنگی با رنگ و نوار مخصوص بخود مشخص می شود و آموزش برنامه ها، براساس سنین دسته بندی و  قسمت به قسمت است و هر قسمت بوسیله خود بچه ها در هر واحد، با نظارت اولیاء تحت عنوانکمیته واحد پیشاهنگی، و زیرنظرمربیان در شش محور صورت می گیرد. بنایر این مربی هیچگاه بدون اطلاع خانوادها کاری را انجام نمی دهد .

              تشکیلات یک واحد پیشاهنگی در قسمت دختر و پسر بدون تفاوت سنی است و باتوجه به نیازها،توانائیهای جسمی و فکری، علایق،و خصوصیات نو جوانان و جوانان در سنین مختلف گرچه با یکدیگر متفاوت است اما اختلاف چندانی در هرمرحله با مراحل دیگر ندارد

            گروه ها، خود مستقلا و بدلخواه، و از روی اختیار رئیس جلسه، معاون و مخبر انتخاب می کنند. اسامی آنها براساس سن و جنسیت بشرح زیر است  .

            مرحله پیشاهنگی برای پسران 8 تا 11سال به آنها شیر بچگان و دختران 7تا 11سال  و به آنها  فرشتگان و به مربیانشان کدبان و نام واحد کد می باشد. کوچکترین واحد پیشاهنگی 6 نفر  است و جوخه نام دارد  از  11تا16سال برای پسران به آنها پسران و 11 تا 16 سال برای دختران  به آنها دختران و به مربیانشان را سر رسد و نام واحد رسد می باشد و تعدادشان 8نفراست  از 16 تا 20  سال پسران را سیاران پسر و در قسمت دختران،16 تا 20  سال را سیاران دختر می گویند و از  16 سال ببالا را هم دختر و هم پسرسیاران و به مربیانشان مشاور اطلاق می گردد.6نفرمی باشند سیاران مربوط به دانشگاه، اجتماع و افراد آزاد می باشند آقای دکتر بنائی مربی دانشگاهیان بودند،کارهای این گروه اجتماعی است و گاه یک یا دو مربی، با سیاران همکاری کرده و تعلیمات می دادند. بالاتر از 24 نفر را سازمان و به ترتیب شورا که اولیاء هستند، سازمان مرکزی  و نهایتا عضویت در جمعیت جهانی پیشاهنگی است که دفتر جهانی برنامه کلی پیشاهنگی را در سطح جهان نظارت می کند. 

               پنجم برای تشکیل واحد پیشاهنگی   شعار پیشاهنگی آماده باش است و روش پیشاهنگان روزی یک کارنیک انجام دهیم می باشد.

           تعلیمات برای روز ها، سنین و جنسیت مختلف فرق دارد و مسلما آگاهی از فعالیتهای پیشاهنگی مستلزم مطالعات پیگیر و انجام فعالیتها در واحدهای پیشاهنگی است

          مراسم در واحدپیشاهنگی برنامه ها برای هر مرحله سنی در طول مراسم انجام می شود که عبارتند ازمراسم احترام به پرچم؛،برافراشتن پرچم،(سوگندپیشاهنگی و سوگند پرچم، سرودهای پیشاهنگی است)

                        سرود رسمی ملی ایران

                                        (1)

..................                     (2)

ای پرچم خورشید ایران               پرتوافکن بودی این جهان

یادآور ازآن روزگاری                    کاسود از برق تیغت هرکران

درسایه ات جان می فشانیم           از دشمنانت جان می ستانیم

ما وارث ملک کیانیم                      همیشه خواهیم وطن را از دل و جان

                                   (3)

بودیم و هستیم پیرو حق               جز حق هرگز نخواهیم از جهان

باشه پرستی مملکت را                 داریم از دست دشمن در امان

ماپیرو کردار نیکیم                       روشندل از پندار نیکیم

رخشنده از گفتار نیکیم               شد زین فضایل بلندآوازه ایران

------- این سرود دارای سه بند است موقع خواندن این سرود معمولا بند وسط را حذف و فقط بند اول و سوم خوانده می شد و در صورتیکه به جهاتی دقت کافی نباشد همان بند اول را می خواندند .

                                            سرود پرچم

ای درفش ظفر بخش کاویان                    مایه افتخار کشور کیان

مایه نصرت و رایت شکوه ما                  پیش آهنگان با عزم و همت ایران جوان

مملکت زسبزی ات سبز و خرم است       وز سپیدی ات سپید ساحت جم است

سرخی ات نشانه ای زخون پاک ماست        پشت ملک و ملت از شیرو خورشید تو گرم                   و محکم است 

-------آهنگ و کلمات این سرود از آقای جاهد مؤسس سالنامه پارس است.

                                سرود ای ایران

                                            (1)

ای ایران ای مرز پرگهر                         ای خاکت سرچشمه هنر

دوراز تو اندیشه بدان                         پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ارتوسنگ خاره ای من آهنم       جان من فدای خاک پاک میهنم

 مهرتو چون شد پیشه ام                   دور از تو نیست اندیشه ام

درراه تو کی ارزشی دارد این جان ما            پاینده باد خاک ایران ما

                                                (2)

سنگ کوهت درو گوهر است                   خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم                     برگو بی مهر توچون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان بپاست         نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام                        دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما            پاینده باد خاک ایران ما

------این سرود مفصل تر است.

 فرود آوردن پرچم در پایان مراسم ،سوگند،تحلیف و آذرگاه برای اجرای برنامه های آزاد تعلیماتی، تفریحی شبانه است.

آموزشها و مراسم مختلف.فرشتگی و شیربچگی، پیش آهنگی و سیاری

سوگند پیشاهنگی برای تشکیل جلسه، پیشاهنگان در ابتدا و شروع هرکلاس و هر مراسمی ادای سوگند پرچم و سوگند پیشاهنگی همراه با بر افراشتن پرچم ملی و پیشاهنگی و جلسات، کاملا رسمی و آموزشی می باشد..

جلسات پیشاهنگی، 1 - جلسات پیشاهنگان،که بیشتر پیرامون تعلیمات و برنامه های اجتماعی و بحث و تبادل نظر و آموزش برنامه های اختصاصی پیشاهنگی مانند آموزش گره ها، چوب بندی ها، آموزش کمکهای اولیه، نصب و جمع کردن چادر(کمپینگ)  . 2- جلسات عمومی مربیان، شامل مراسم پرچم، آموزشهای مختلف 3- جلسات مدیران مدارس، شامل تبادل نظر درباره چگونگی آموزشهای پیشاهنگی، شرکت در مراسم دینی، ملی و رسمی و هماهنگی با برنامه های عمومی با نظارت نماینده و مربی پیشاهنگی 4- تصویب و اجرای برنامه های هفته های پیشاهنگی، کار و ارزشیابی و ارسال گزارش عملکرد به سازمان پیشاهنگی.جلسات دانش آموزان شامل آموزش فعالیت ها، بازی ها و کاربرد گره ها و چوب بندی های پیشاهنگی و کوشش در جهت آموزش و اخذ نشان های لیاقت پیشاهنگی بود .

هفته های پیشاهنگی

          1-هفته کارنیک: از 12 تا 19 آذر هرسال مصادف با سالروز  تأسیس پیشاهنگی است در این هفته ، هر پیشاهنگ موظف است در روز حد اقل یک کارنیک انجام دهد

          مربیان و پیشاهنگان با تلاش در فعالیتهای پیشاهنگی در این هفته اکثربرنامه های خدماتی، مردمی،  اجتماعی و انسانی را بدون انتظار و چشم داشت از کمک های مادی، انسانی و اجتماعی  بصورت دسته جمعی و انفرادی در طول شبانه روز، کارهای نیک خود را انجام، پیگیری و به نتیجه میرسانند.

           دریکی از این هفته های کارنیک پیشاهنگی در حدود سال 1345به سازمان آب و شهربانی و شهرداری یزد اعلام آمادگی و همکاری داده بودیم شهربانی کیوسک چهار راه امیر چخماق را دراختیار ما گذاردند تا بصورت پایگاه شبانه برنامه های خدماتی راهنمائی و رانندگی شهر را راهنمایی کنیم. همانوقت خبر دادند در کوچه سلسبیل که تازه لوله کشی آب شده، لوله ترکیده است، جوان پیشاهنگی که برای کمک رفته بود یکساعت کف پایش را روی لوله شکسته گذاشته بود و از خروج آب تا آمدن مامورین جلوگیری کرده بود

                2- هفته کارهفته کار از اواخر بهمن  تا اوایل اسفند 27 الی 3 اسفند می باشد و هدف آموزش، ارزش کار شرافتمندانه و افتخارآمیز که نتیجه آن ارتقاء تولید، در آمد سرانه و ملی، متکی بنفس برای تامین هزینه های خود و یا بخشی از آن، کمک به در آمد پیشاهنگی، تشویق بفراگیری حرفه های مورد علاقه است.

             پیشاهنگ در عرض یک هفته با توجه به ابتکار و خلاقیت خود شغلی در آمد زا اختیار و در ازاء انجام کار در آمدش را برای خود و یا به پیشاهنگی می دهد. هدف از برگزاری هفته کار آموزش و تشویق پیشاهنگان در جهت کار و کسب و در آمد حلال و مفید برای خود و اجتماع در زندگی آینده اش می باشد. در هفته کار بیشترین هدف تاکید برروش پیشاهنگی، کمک و مفید بودن در خانه ، مدرسه ، محله، شهر، اجتماع و جلب علاقه به پیشاهنگی. و نیز انجام خدمات عام المنفعه و کمک به نیازمندان در این هفته ها است در ضمن موضوع خاصی بعنوان زمینه اصلی مانند اهداءکتاب و خون، درختکاری، حفاظت از محیط زیست انتخاب و اعلام،  و براساس آنها کار ارزشیابی انجام می شود.

               3-هفته ارزشیابی:که از 3 تا 10  اردیبهشت می باشد. در این هفته کار و  فعالیتهای یکساله پیشاهنگان،  مربیان، واحدها، مرحله، کمیته، شورا و سازمان پیشاهنگی ارز یابی می گردد.

               پیشاهنگان توسط مربیان ارزشیابی و نتیجه ارزیابی از فعالیت پیشاهنگان و مربیان از سوی سازمان پیشاهنگی بررسی و فعالین به اخذ درجه و تشویق مفتخر میشوند.در این هفته از مقام مربی قدردانی و افرادیکه فعالیتهای قابل توجهی داشتندتشویق می شوند.

                 ضمنا در این هفته:از مربی و دوستداران مکتب پیشاهنگی که  به انواع مختلف در پیشرفت پیشاهنگی تلاش کرده و مؤثر بوده اند تجلیل می  شود.

پیشاهنگی دختران

           پیشاهنگی دختران در جهان بعد از پیشاهنگی پسران به ریاست (اولاو پاول) همسر بیدن پاول آغاز و پا بپای آنها شروع بفعالیت نمود. ایران نیز در سال 1314 اولین واحدپیشاهنگی دختران را در تهران به ریاست خانم ایران منصوری همسر مرحوم دکتر بنایی شروع، و پیشاهنگی دختران یزد درسال 1344 با تشکیل اولین دوره آموزش مربیان،آغاز بکار و بتدریج در مدارس مختلف واحدهای پیشاهنگی تشکیل گردید. 

            هر رسد پیشاهنگی 4 واحد است و هر واحد متشکل از6 نفر می باشند که برنامه های عمومی دارند وقتی جلسات تمام می شود اگر بخواهند میتوانند به صورت اردو فعالیت جلسات را انجام دهند.

                اردوهای پیشاهنگی تا بحال علاوه بر تشکیل دوره های اردوی پسران و دختران در منظریه سه دوره اردو در اردوگاه خیام تشکیل شد. و چون ایران عضویت دفتر جهانی پیشاهنگی را داشت با تصویب عالی پیشاهنگی، ایران بعنوان میزبان برای تابستان 1357 اعلام آمادگی جهت برگزاری اردوی بزرگ جهانی با تمام تجهیزات و نیازهای اردویی در اردوگاه خیام را نمود. پیشاهنگان اکثر کشورهای عضو دفترجهانی برای شرکت در اردوی جامبوری 1357 اعلام آمادگی نمودند.دفتر جهانی هر دو سال یکبار از پیشاهنگان ایران و کشورهای علاقمند در یکی از کشورها اجتماع بزرگ پیشاهنگان عضو دفتر جهانی را تشکیل میدهد که در اصطلاح جامبوری نامیده میشود

                   اردوها معمولا از یک تا هفت شبانه روز است. برنامه ها عبارتند ازالف: برنامه های شبانه، که شامل 1 -راهپیمائی شبانه، 2 - ستاره شناسی، 3 - مطالعات شبانه.   4-اجتماعات شبانه تحت عنوان آذرگاه که معنی آذرگاه پرستش آتش نیست بلکه مفهومش روشن بودن محوطه و استفاده از گرمی آتش بوده و زمان اجرا یک ساعت و نیم می باشد. این مراسم برای رفع خستگی و ایجاد شور و نشاط است و معمولا در شب پایانی اردو برگزار می شود

             ساخت اردوگاه کولک چال   1 -  در سال 1339 باغ منظریه تهران با .......متر مربع بعنوان پایگاه و اردو گاه در اختیار پیشاهنگان قرار گرفت و در ارتفاعات کولک چال و توچال اردوگاههائی بر پا شد.

            این اردو گاه کوهستانی در بلندترین نقطه و در دامنه ارتفاعات توچال در سال 1349 احداث گردید.  و طی چند سال اردوگاهی معظم دارای ساختمانهای اداری، مسکونی و ورزشی از جمله استخرهای بزرگ به آن ضمیمه شد. ضمنا به پاس خدمات علاقه مندان به مکتب پیشاهنگی مبادرت به احداث برجی به ارتفاع 27 متر در آن بنا گردید که به وسیله رهبر و حامی پیشاهنگان ایران آقای دکتر بنائی افتتاح و به نام برج مراقبت وطن نامگذاری شد. از جمله ابتکارات ارزنده و پیشنهاد آقای دکتر برای ابراز پاسداری از خدمات هر فرد ایرانی منشاء اثر و یا مسئول  در پیشاهنگی، نامش در قسمت بیرونی برج با سنگهای منظم از سراسر ایران که بر روی آنها حجاری  و مزین شده بود، به وسیله مسئولین پیشاهنگی به محل بنای برج ارسال گردید و در بناء کار گذارده شد از یزد 105 قطعه سنگ حجاری شده از اسامی افراد ذیربط منجمله؛ اعضای شورای پیشاهنگی و کمیته های واحد و مربیان واحدهای مختلف مانند خانمها و آقایان اقدس بقایی یزدی، خانم شکرگزار، فرح انگیزمشتاق، مهندس حسن آیت اللهی، آقا شیخ علی آیت اللهی، غلامحسین پرورش زاده،سیدعلی اکبر جلیلی، عباس حجت، غلامرضا رهایی، محمد فخارچی، سید رضا طوافیان، جمشید امانت، سید علی اکبر کلاهدوزان، عبدالحسین بهزادی، سید محمد کشفی، سید علی مهدویان، دکتر عبدالله سینا و .............می باشندحجاری و جهت نصب ارسال گردید.

              خصوصیت پیشاهنگی این بود که کارها ر ا انجام بدهیم نه اینکه انجام بدهید

               خانه های پیشاهنگی بدنبال ایده های مرحوم بنائی هرکس در هر محلی که مسؤل پیشاهنگی بود لازم بود خانه ای داشته باشد تااجتماعات آموزشی و هنری و اداری را انجام دهد.  

             در زمان آقای مهندس اعتضادی فرماندار مستقل یزد که آدم سالمی هم بود رئیس پیشاهنگی یزد بودم، در سال1342 عده ای مغرض نزد آقای اعتضادی از رئیس قبلی پیشاهنگی مرحوم آقای سید علی علائی اولین رئیس پیشاهنگی یزد بد گوئی کرده بودند..که با توضیحات اینجانب به فرماندار خوشبختانه رفع سوء گردید.در آنزمان آقای غلامرضا رهائی رئیس فرهنگ یزد و آقای دکتر حسین بنائی رئیس سازمان پیشاهنگی ایران بودند.

              از جمله کارهائی که مرحوم آقای دکتر حسین بنائی در تمام ایران انجام داد ساخت خانه های پیشاهنگی با تامین هزینه توسط مردم بود، و از بودجه دولتی کمک گرفته نمی شد

            اولین شهری که بعد از تهران دارای خانه پیشاهنگی گردید یزد  بود زیرا مرحوم سید علی علائی یزدی که پیشاهنگ پیشاهنگان و بعد از نهضت پیشاهنگی مسئول پیشاهنگی بودند. قبل از سال1313 که پیشاهنگی تشکیلاتی نداشت و اولین کلاس در این سال در تهران تشکیل شده بود،آقای علائی در این کلاس شرکت و در حقیقت جزء پیرترین پیشاهنگ ایران بحساب می آمدند، ایشان اجازه یک خانه استیجاری پیشاهنگی را از محل اعتبارات محلی از آقای دکتر بنائی گرفتند تا پیشاهنگان برای تعلیمات از آن بهره برداری کنند.

           از آن ببعد در یزد 13 واحد اردو گاه و دراکثر شهرستانها و بخشهای تابعه خانه پیشاهنگی تاسیس و  مورد بهره برداری قرار گرفت.

         ابتدا بمدت یکسال خانه ای در کوی سهل بن علی اجاره و بعد از انقضای مدت مجددا در خیابان پهلوی سابق خیابان امام فعلی در کوچه دکتر پاکنژاد خانۀ کوچکی اجاره و مورد استفاده برگزاری کلاس و مراسم جشن از جمله جشن میلاد حضرت علی (ع)قرار گرفت.

               سپس در سطح یزد و بخشهای مختلف استان با استفاه از کمک مردم و حمایت دستگاههای دولتی، مبادرت به احداث خانه و اردوگاه نموده و در این راستا یزد دارای 6 خانه پیشاهنگی و 6  اردوگاه بطور مجزا،  بشرح زیر در اختیار پیشاهنگان قرار گرفت.  اولین خانه پیشاهنگی یزد در برنامه جشنهای ملی سال 1349 مورد استفاده پیشاهنگان و اجتماعات مورد نیاز واحدهای آموزشی قرار گرفت. 

.        1-  باتلاش مرحوم آقای علائی مجوز 500متر زمین در انتهای خ پهلوی سابق و امام فعلی از زمینهای خالصه و ارگ قدیم دولتی یزد درکنار استانداری سابق و  با کمک آقای دکتر بنائی در اختیار پیشاهنگی قرارگرفت که 1350 مترمربع ساختمان درچهار طبقه با هزینه جشنهای سال 1350 بمبلغ 200هزارتومان در آن ایجاد شد و از محل کمک مردم و پیشاهنگان توفیق اتمام ساختمان و افتتاح آن به مناسبت جشنهای متداول حاصل گردید که الآن در اختیار آموزش و پرورش است.

            به منظور پاسداری از خدمات پیرترین پیشاهنگ ایران و تصویب نماینده سازمان پیشاهنگی آقای محمد ناصر عدل معاون سازمان پیشاهنگی ایران با پیشنهاد رئیس سازمان پیشاهنگی یزد سالن ساختمان پیشاهنگی به نام تالار پیشاهنگی علایی یزدی نامگذاری گردید

               2- زمین 50 هزارمتری اهدائی آقای جمشید امانت به پیشاهنگی جهت ایجاد پارک و خانه پیشاهنگی که در حال حاضر بعد از انقلاب دراختیار نیروی انتظامی یزد قرارگرفت

        3- اردوگاه زمستانی محمد آباد در محمد آباد یزد بمساحت  20هزارمتر زمین اهدائی آقای سید رضا طوافیان و ساختمان آن با یاری سازمان مرکزی انجام شد.و درحال حاضر دراختیار آموزش و پرورش استان می باشد. مرحوم سید رضا طوافیان ابتدا هفت هزار مترمربع و به دنبال آن مقدار 20 هزارمتر مربع به منظورایجاد اردوگاه به پیشاهنگی واگذار و با حفراختصاصی چاه عمیق و احداث استخر شنا در محوطه اردوگاه و درختکاری و ایجاد سکوهای چادر،  اردوگاه در اختیارعلاقه مندان پیشاهنگی قرار گرفت

        4- درمهریز دو هزارمترزمین متعلق به آقای احمد مهریزی زاده  و برادرآقای سید محمد کشفی رئیس پیشاهنگی مهریز واگذار گردید

   5 - در طزرجان 5 هزارمتر زمین،ازطرف منابع طبیعی در حاشیه ارتفاعات شیرکوه دراختیار پیشاهنگی قرار گرفت که پس از تسطیح نسبت به احداث سالن و ساختمانهای ضروری اقدام گردید.

           6- درتفت 800 مترزمین از طرف شهرداری به پیشاهنگی واگذار و خانه پیشاهنگی با بودجه دریافتی از حق الثبت نام دانش آموزان احداث گردید.

           7- در سانیج 4هزارمتر زمین را  اهالی سلطانب در اختیار پیشاهنگی قرار دادند که از محل کمک سازمان مرکزی و اعتبارات اردوی دانشجویی بصورت اردوگاهی مجهز در اختیار پیشاهنگان و دانش آموزان قرار گرفت.

    8- در اشکذر مقدار 500 متر زمین از طرف شهرداری واگذار گردید که از محل کمکهای سازمان پیشاهنگی و آموزش و پرورش ساختمان  آن انجام و در حال حاضر دراختیار آموزش و پرورش اشکذر است.

           9- در میبد 500 مترزمین آقای محمد فخارچی نانوا به تشویق آقای جلال اشتری رئیس آموزش و پرورش میبد در میدان نارنج قلعه خریداری و در اختیار پیشاهنگی قرار گرفت و پس از احداث ساختمان درحال حاضر مورد استفاده بسیج دانش آموزی است.

10 در اردکان 2500 متر زمین وقفی در اختیار پیشاهنگی قرار گرفت که به علت احداث خیابان سینا به دو قسمت تقسیم شد، قسمتی از آن ساختمان اداری و قسمت دیگر به صورت سالن اجتماعات دراختیار آموزش و پرورش قرار گرفت.

 11- در عقدا 4 هزارمترزمین از طرف اهالی با مسئولیت آقای ترکی در اختیار پیشاهنگی قرار گرفت که متأسفانه توفیق احداث خانه حاصل نشد.

12 - در بافق 400مترزمین از طرف شهرداری واگذار شد که پس از ساختمان بصورت دبستان از آن استفاده می شود.

13 در بهاباد 400متر زمین از طرف اهالی داده شد.

شورای اولیه پیشاهنگی در تهران مانند شورای جهانی متشکل از 12نفر به ریاست آقای دکتر حسین بنایی طبق آیین نامه تشکیل شد.

علاوه بر 12 نفر اصلی، تعدادی از تیمساران ارتش، وزرای منابع طبیعی، بهداری، کارو اموراجتماعی، آموزش و پرورش، و تعدادی تحت عنوان تربیت پیشاهنگی و شماری کاردان  زبده و برنامه ریز پیشاهنگی بودند.

           اولین کنگره پیشاهنگی درسال1340در تهران برگزارشد

          دومین کنگره پیشاهنگی درسال 1341در تهران برگزارشد

         سومین کنگره پیشاهنگی ایران که درسال1343 در شیرازبرگزارشد پیشنهاد و مصوب گردید تا از هر دانش آموز دبستان یک تومان و دبیرستان دو تومان، حق عضویت بمنظور کمک به برنامه های عمرانی و ساختمانهای پیشاهنگی اخذ شود. با این کمک بسیاری از ساختمانهای پیشاهنگی ایجاد گردید. به دنبال تشکیل واحدهای پیشاهنگی در مدارس، فعالیت واحد های پیشاهنگی به تدریج در بعضی از دانشگاهها و مؤسسات فنی و آموزشی تشکیل گردید.حق عضویت هر پیشاهنگ که به واحد آموزشی پرداخت میشد، 80 در صدد مربوط به شهر و 20درصد برای تهران و دفترجهانی منظور می گردید..

چهارمین کنگره پیشاهنگی درسال1345  درمشهد برگزار شد

پس ازکنگره مشهد در سال1345     1– سید علی اکبرکلاهدوزان از اردکان 2- محمد رضا لسان صدق رئیس پیشاهنگی یزد 3 – دکتر حسین بنائی رئیس پیشاهنگی ایران 4-  سید ابوتراب تراب زاده از بافق

               پنجمین کنکره پیشاهنگی در سال 1347 در یزد با حضور وزیر وقت آموزش و پرورش  و معاونین فنی آموزش و پرورش و اعضاء نمایندگان شورای عالی پیشاهنگی سرکار خانم مکی نژاد و آقای دکتر اسدالله بیژن و با حضور مسؤلین پیشاهنگی کشور به ریاست آقای دکتر بنائی برگزار شد.ضمن برگزاری کنگره دوره های کوتاه مدت برای بررسی برنامه های اردوهای جامبوری تشکیل و مصوباتی صورت گرفت.

            مدت برگزاری کنگره ها در استانهای دیگر سه روز بود اما یزد چون در مسیر و سر راه بندر عباس قرار داشت حدود 7 روز طول کشید

           هزینه های مراسم پنجمین کنگره در یزد از طرف سازمان پیشاهنگی ایران پرداخت گردید بعلاوه مدیران آموزشگاههای یزد به ابتکار آقای رهایی مدیر آموزش و پرورش و شهرداری یزد با مسئولیت آقای حسن شریعتی شهردار و اعضای شورای پیشاهنگی یزد مسئولیت پذیرایی شبانه را عهده دار بودند. دراوقات آزاد کنگره جلسات هنری، موسیقی و تاتر   نیز برگزار و کتابخانه خانه پیشاهنگی  نیز در محل خانه پیشاهنگی باحضور آقای ناصر عدل معاون سازمان پیشاهنگی ایران افتتاح گردید درپایان مراسم پرچم کنگره ششم به آقای حق ناجی رئیس پیشاهنگی تبریز طی مراسمی تحویل گردید. 

            شوراهای پیشاهنگی:  هرسازمان پیشاهنگی علاوه بر شورای واحد ، شورای اولیاء ، که شورای کمیته باشد و شورائی درسطح شهر و استان داشت که ریاست آن با استاندار و معاونت آن با مدیر کل آموزش و پرورش و خزانه دار با شهردار و مدیران کل بهداری و منابع طبیعی و معتمدین محل، نمایندگان مدیران، نمایندگان مردم که منتخب شورا بودند و کلیه برنامه ها زیرنظرشان بود و پیگیریی هم از ناحیه آنها بود.

                کارشکنی از طرف شخص یا ارگانی نبود اما راهنمائی بود. این جلسات سالی یکبار در تهران در شورای عالی پیشاهنگی با حضور نمایندگان شورای عالی پیشاهنگی که در تماس  و ارتباط با دفتر جهانی پیشاهنگی از طریق سازمان پیشاهنگی بود تشکیل می شد.. دفتر جهانی پیشاهنگی دوازده عضو داشت که برنامه ریز برنامه های پیشاهنگی بودند و مدت. عضویت آنها شش سال بود و برای دو دوره می توانستند انتخاب شوند. و خوشبختانه مرحوم آقای دکتر بنائی در دو دوره جزء دوازده نفر از برنامه ریزان پیشاهنگی جهانی درآمد.

        راهنمایان پیشاهنگان حج: برگزاری مراسم شکوهمند حج انگیزه ای بود که با راهنمایی آقای دکتر بنائی و تصویب شورای عالی پیشاهنگی وجلب نظر دولت ایران و دولت عربستان سعودی انجام و همه ساله قریب یکصد نفر از پیشاهنگان ایران برای انجام خدمت به حجاج محترم ایرانی و سایر کشورها در سه شهر مکه، مدینه و جده بصورت مداوم انجام امور را عهده دار گردیدند

               این خدمت رسانی در نوع خود مورد توجه و رضایت حجاج قرارگرفت. برای اخذ مجوز، در موت اسلامی که اجتماع پیشاهنگان سیار است ، شرکت پیشاهنگان دربرنامه های خدماتی مورد موافقت سازمانهای ایران جهت شرکت درخدمات حج تمتع واقع شد .مربیان و پیشاهنگان منتخب براساس امتیازاتی که کسب کرده بودند و با توجه به سهمیه ای که تهران داده بود و با پرداخت هزینه مربوطه جهت شرکت درخدمات حج تمتع در سالهای متوالی به حج فرستاده شدند.این افراد آآقایان1- احمد پدرزاده، 2-علی لسان صدق پیشاهنگ3-برادرآقای حسین زارع  4-آقای محمدحسینی  5- سید حسین علائی یزدی مسئول روابط عمومی پیشاهنگی یزد و مربیان 6-سید علی اکبر کلاهدوزان، رئیس پیشاهنگی اردکان و خبرنگار روزنامه اطلاعات و رادیو و تلوزیون اردکان 7-سید احمد قالیچه ای رییس پیشاهنگی نیر که بعدا منتقل تفت شدند. 8- خدمتگزار جوانان پیشاهنگ محمدرضا لسان صدق که افتخار داشتم و در خدمتشان بودم. من درهرمنطقه 25 نفر در اختیارم بودند مجموعه اعمال حج ما در 5 روز خلاصه می شد.بقیه آن من در مدینه و دوستان در مکه و جده بودند.

             شرایط انتخاب خادمین حج ویا سفرخارج ازکشور  این بود که علاوه بر توانائی و امتیازات کسب شده  اعلام می شد تا افراد داوطلب ثبت نام و به پاس خدماتی که انجام داده بودند و امتیازاتیکه سازمان برای خودش داشت هرسال حدود صد نفر منتخب از پیشاهنگان سیار بزرگ سال ، مربیان و مسؤلین. برای خدمت یک ماه به حج اعزام میشدند،

          مربیان بعنوان راهنمایان حج که از طریق سازمان پیشاهنگی انتخاب و معرفی می شدند ، باید جهت آمادگی در دوره های موت بمدت یک هفته شرکت نمایند.  تعدادی ازآنها در مکه، تعدادی، در مدینه و تعدادی هم در جده مستقر می شدند            

                هدف پیشاهنگی مجموع و هدف پیشاهنگی درواقع تربیت جوانها بصورت آموزش غیرکلاسیک برای زندگی و خدمت و استفاده از وجود افراد  با فکر خودشان و مربی هیچ تحکمی در مورد بچه ها نداشت و تذکرات دور از چشم سایرین بود.

             پیشاهنگان در مدت فعالیت در پیشاهنگی باید آموزشهای درجات سه گانه و دوره های کارآموزی مختلف را که موجب دریافت نشانهای آموزشی لیاقت و درجات پیشاهنگی است بگذرانند و به تبعیت اعضای شوراهای واحد کمیته های واحد دوره های آموزشی 1- مقدماتی، 2- تکمیلی،3- وود ویج، 4- رهبری ملی، 5- رهبری بین المللی برای مربیان و مسئولین آگاهی کامل حاصل کنند و خود را دربرابر فرزندان وطن موظف به انجام تعهد بدانند

                   پیشاهنگی جنبه سیاسی و یا ناسیو نالیستی خاصی  نداشت تنها مساله سیاسی زمانی بود که مربیان  کلاس داشتند در آن وقت یک افسر (از شهربانی یا ارتش و یا ژاندارمری دعوت میشد و صف جمع را اجرا می کرد.. وما مجاز به کار و اعتقاد سیاسی نبودیم . البته اعتقاد به مبنای دینی و ملی بجای خود محفوظ بود ودر امتحانات و عملکرد پیگیر بودیم

                    برای تشویق پیشاهنگان کارهای زیر انجام می شد. ا-کلاسهای آموزشی مانند عکاسی، نجاری، توربافی، نقاشی، فیلمبرداری 32مورد فعالیت هنری در نظر گرفته بودندبرای عموم پیشاهنگان برگزاری کلاسهای آموزشی هنری که بتوانند در سالهای بعد مبنای حرفه ای قرار دهند مقرر شده بود که در پایان پس برگزاری امتحانات مربوطه موفق به اخذ گواهینامه می شدند.

       کلاس مربیان همه مربیان باید دارای ابلاغ باشند. قبل از صدور ابلاغ موافقت آموزش و پرورش مطرح  و شرکت در کلاسهای آموزشی ضروری بود و بعد از دیدن کلاس مربی گری  برایشان ابلاغ صادر می شد.

کلاس های مربی گیری را همه من گذراندم که بترتیب زیر می باشد.

1-کلاسهای مقدماتی در سال 1339 اولین دوره مقدماتی را که  آقای سید علی علائی در اردو طزرجان  برگزارکردند شرکت و پس از آن دوره های متشکله در تهران را نیز گذرانیدم.

2- دوره تکمیلی را در سال 1342در یزد به استادی آقای سید علی علایی یزدی وحضور آقای عنایت الله نخست نماینده سازمان  گذراندم)

3- دوره تربیت مربی ملی در سال 1343در محل منظریه تهران به استادی آقای  ابراهیم صدری .

4- دوره تربیت مربی بین المللی در سال1347در محل منظریه تهران به استادی آقای  محمد ناصر عدل . هرکدام از این دوره ها  با آرم و علامت جداگانه و گواهینامه صادر می شد.بعلاوه به پاس خدمات مربیان و علاقه مندان پیشاهنگی بنابه اهمیت فعالیت مدال یا نشان پیشاهنگی درجه 3، 2، 1 و دیگر نشانها درحذف موقعیت و فعالیت مانند همکاری با فرهنگ و هنر و خدمات اجتماعی به افراد اعطا می گردید.

             در یزد سه مربی دارای درجه وودبج به نام آقایان 1- آقای سید علی اکبر کلاهدوزان 2- آقای سید احمد قالیچه ای 3- آقای سید محمد کشفی هستند که مسئولیت پیشاهنگی اردکان و روستایی یزد و مهریز را بر عهده داشتند.

دوره رهبری را در یزد فقط من در سال 1355 در تهران گذراندم که بین المللی بود و اساتید کلاس از دفتر جهانی می آمدند و استادان ایرانی دوره  آقایان، محمد ناصرعدل و دکتر خوشنویسان و محمدعلی پزشپور و مهندس  پزشپور و علی گوهری و صائب که معاون بین المللی دکتر بنائی بود و بهمن بوستان بترتیب مدرس دروس بودند و از کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان و گروهی از کشورهای اقیانوسیه و آسیا در این کلاس بمدت 10 روز که در تهران برگزار شدشرکت کردند. از شرایط شرکت دراین کلاس این بود که باید دوره های قبلی را که عبارت بودند از ا- دوره مقدماتی 2- دوره تکمیلی3- دوره وودبج 4-  دوره عملی وودبج و اداره چند دوره تعلیماتی قبلا به عهده داشته باشند.

           بعد از انقلاب خانه های پیشاهنگی ما در مهریز در اختیار آموزش و پرورش و منابع طبیعی و خانه پیشاهنگی اردکان در اختیار آموزش و پرورش و یزد در اختیار سازمان رشد و ساختمان تفت در اختیار بسیج  و میبد دراختیار آموزش و پرورش و شهرستان بافق دراختیار آموزش و پرورش و خانه پیشاهنگی اشکذر محل اداره آموزش و پرورش است.

           نشان درجه یک پیشاهنگی در ازاء خدمات شایسته مربیان و یا خیرین از طریق سازمان اهداء می شد. یکی از این نشانهای درجه یک  پیشاهنگی به پاس خدمات آقایان جمشید امانت بجهت واگذاری پنجاه هزار متر زمین درچهار راه موزائیک سازی تا میدان خلدبرین یزد و سید رضا طوافیان درمورد واگذاری قریب به27هزارمترمربع زمین اردو گاه محمد.  بهنگام افتتاح خانه پیشاهنگی در یزد بوسیله رئیس هیات بازرسی کشوری به نام تیمسار سرلشکر پرویز نقدی به آقایان مذکور اهدا گردید.

         علائم پیشاهنگی 1-علائم بین المللی و دوره رهبری پیشاهنگی که اصطلاحا به آن وودبج گفته می شد.و نشان آن از جنس چوب و بند آن از جنس چرم بود.و نشانی از دندان گرگ است که مفهوم آن شجاعت می باشد و به کسانی که موفقیت در گذرانیدن این دوره را داشتند اهدا میگردد.       

              12 منش پیشاهنگی برای اینکه فراموش نشود با حروف اول کلمات آنها که می شد شپی با شاخص پپش. و عبارتند از، شرف و امانت، پاسداری، یاری و نیکو کاری، برادری، ادب، شفقت به حیوانات، اطاعت، خوشروئی، صرفه جوئی، پاکی وراستی، پرهیزکاری، شجاعت،  

             ساخت اردوگاه کولک چال 1 -این اردو گاه کوهستانی در بلندترین نقطه و در دامنه ارتفاعات توچال در سال 1349 احداث گردید.  و طی چند سال اردوگاهی معظم دارای ساختمانهای اداری، مسکونی و ورزشی از جمله استخرهای بزرگ به آن ضمیمه شد. ضمنا به پاس خدمات علاقه مندان به مکتب پیشاهنگی مبادرت به احداث برجی به ارتفاع 27 متر در آن بنا گردید که به وسیله رهبر و حامی پیشاهنگان ایران آقای دکتر بنائی افتتاح و به نام برج مراقبت وطن نامگذاری شد. از جمله ابتکارات ارزنده و پیشنهاد آقای دکتر برای ابراز پاسداری از خدمات هر فرد ایرانی منشاء اثر و یا مسئول  در پیشاهنگی، نامش در قسمت بیرونی برج با سنگهای منظم از سراسر ایران که بر روی آنها حجاری  و مزین شده بود، به وسیله مسئولین پیشاهنگی به محل بنای برج ارسال گردید و در بناء کار گذارده شد از یزد 105 قطعه سنگ حجاری شده از اسامی افراد ذیربط منجمله؛ اعضای شورای پیشاهنگی و کمیته های واحد و مربیان واحدهای مختلف مانند خانمها و آقایان اقدس بقایی یزدی، خانم شکرگزار، فرح انگیزمشتاق، مهندس حسن آیت اللهی، آقا شیخ علی آیت اللهی، غلامحسین پرورش زاده،سیدعلی اکبر جلیلی، عباس حجت، غلامرضا رهایی، محمد فخارچی، سید رضا طوافیان، جمشید امانت، سید علی اکبر کلاهدوزان، عبدالحسین بهزادی، سید محمد کشفی، سید علی مهدویان، دکتر عبدالله سینا و .............می باشندحجاری و جهت نصب ارسال گردید.

          2- اردوگاه خیام نیشابوردومین اردوگاه بزرگ و نمونه در ایران اردوگاه خیام در باغرود نیشابور در آغاز به صورت یک باغ مشجر محل برگزاری اردو و آموزش تعلیمات بودکه به تدریج با کوشش پیشاهنگان و راهنمایی سازمان پیشاهنگی ایران مساحت آن به 150000مترمربع رسید که هم چنان درحال گسترش است. تابستان هرسال با شرکت پیشاهنگان عملیات ساختمانی و عمرانی برابر نقشه از پیش تعیین شده ادامه می یافت تا جاییکه پس از تصویب ریاست عالیه و موافقت دفتر جهانی پیشاهنگی مقرر گردیده بود که اردویی بزرگ جامبوری جهانی باشرکت پیشاهنگان کشورهای عضو دفتر جهانی در نیشابور برگزار گردد. در اردوگاه علاوه بر فعالیتهای عمرانی فعالیت درقسمت پرورش زنبور عسل، تهیه و پرورش گلهای مختلف و دیگر فعالیتهای کشاورزی آموزش داده و مورد بهره برداری قرار می گرفت. 

          برگزاری اردوها    :1 - در سال 1332 پیشاهنگی دختران و پسران تشکیل شد و منظریه تهران در سال 1339

        2-  در تهران اردوی بزرگ دختران در سال1347 در محل منظریه تشکیل شد که از یزد  200 دختر شرکت کردند علت استقبال اولیاء برای شرکت دخترانشان در خارج از یزد بخاطر اعتماد مردم به برنامه های پیشاهنگی بودضمن اینکه این اعتماد با حضور خانمها فرح انگیز مشتاق، عصمت الملوک نقیب زاده،بدرالشریعه کنی، اقدس بقائی یزدی، هما یون اوشیدری، علیزاده منور، مهین امامزاده ای مدیر فنی و شهناز صاحب جلال سرپرست فرشتگان   بعنوان مادر اردو و مربی در اردو گاه بودند

         ادامه پیشاهنگی بعد از انقلاب برنامه ها و فعالیتهای پیشاهنگی با طلوع انقلاب ظاهرا از طریق پیشاهنگی تهران توسط پیشاهنگان و سیاران  ادامه داشت .

        فعالیت مجدد پیشاهنگی بعد ازانقلاب  اما فعالیت دو باره (از سال 1390 با حضورآذین بنائی دختر مرحوم دکتر بنائی اینترنت) شروع کردند که تا چه حد موفق باشند نمی دانم

       صحبت پایانی امید آنکه در راه خدمت به مردم به ویژه جوانان با بهره گیری از تعلیمات پیشاهنگی پیوسته با شعار( آماده باش) و پای بندی به اصل روزی یک کار نیک انجام بده مراتب پاسداری خود را به مردم علاقمند و خدوم و ادامه دهندگان در راه سلامت توفیق حاصل گردد. به امید اینکه همه کسانیکه در راه خدمت به دین و آئین، مردم، و مملکت قدم برمی دارندو معتقد به منویاتی هستند که باعث سرافرازیشان است انشاالله موفق باشند.و به امید آنکه سازمان پیش آهنگی ایران بتواند سهم بسزایی در هدایت جوانان و نوجوانان به سوی یک زندگی مفید و سازنده داشته باشد

         با تشکر فراوان در هرحال ، سازمان، فرد، و هردستگاهی بفکر این باشند که نگذارند افراد خدمتگزار ویا افرادیکه مردم به آنها ایمان دارند فراموش شوند حتی با ترتیب جلسات مختلف. من بسهم خود براساس منطق پیشاهنگی که پاسداری است. از محبتتان ، یاد آوریتان و بیاد دیگران بودنتان را پاس می دارم و امیدورارم انشا الله آنچنان موفق باشید که خودتان هم راضی باشید . آنچه وظیفه در زمان معلمی و با فعالیتهای تربیتی در حد توان، انجام وظیفه کردیم و بارها به دوستان گفتم، خوشحالیم شب که خوابیدیم راحت خوابیدیم و چون بما آموختند و یادمان دادند که بفکر مردم باشیم و بدانیم مردمی هم وجود دارند و فقط ما نیستیم که باید قدم بزنیم.

ادامه مطلب و درج عکسها در آینده