از معلمان پیشکسوت، در جلسه نشست حافظ خوانی تجلیل شد

            همزمان با هفته معلم راس ساعت 17 بعدازظهر روز  چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 در محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یزد با همکاری حوزه هنری وتبلیغات ارشاداسلامی، سازمان اسناد وکتابخانه ملی وکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد درنشست حافظ خوانی، از معلمان پیشکسوت این استان تجلیل شد.

          در این محفل ادبی که باحضور تعدادی از معلمان فرهیخته استان و حدودا 200 نفرازهنرمندان واعضای انجمن داستان نویسان جوان و علاقه مندان به فرهنگ و ادب برگزارشد خانمها حمیده فرشاد و نجمه رضایی با قرائت قصه های خود، تعدادی از آثار خویش را با داوری آقای حسین معلم مورد نقد و ارزیابی قرار دادند.

از دیگر قسمتهای جالب این برنامه بحث شنیدنی و جذاب آقای دکتر پویان عضو هیأت علمی دانشگاه یزد در خصوص اندیشه های حافظ و تطبیق آن در هر زمان و با هر تفکر و نیز جایگاه اشعار این غزل سرای بزرگ در جامعه امروزبود. خیرمقدم جذاب وشیرین دانش آموزخانم باغشاهی،ونیز شعر خوانی و اجرای موسیقی ازدیگر برنامه های مؤثر این مراسم بشمارمی رفت.

           درپایان این محفل فرهنگی از معلمان پیشکسوت استان یزد آقایان جلال اشتری جلیل داودی، محمودخرم فر، خدایارزند خاوری، حسین سماوات، احمد عطار، بهرام فلفلی، محمدرضا لسان صدق، حسین مدیر، سیدجمال الدین نبی پور وخانمها فرح انگیز مشتاق، ملکه کشوری وطاهره داودی درعرصه تعلیم و تربیت تجلیل ولوح تقدیر به همراه تعدادی کتاب وبروشورازطرف مدیریت سازمان اسناد ملی یزد به آنان اعطاء گردید. همچنین به بانو بی بی زینب مرآت به جهت همکاری درمعرفی اساتید فرهنگی لوح سپاس داده شد.

            

درادامه همین مطلب، به ترتیب وبه تدریج اشاره ای خواهم داشت به بیوگرافی فرهنگیان مذکور                                                            

باتشکرازآقای زند خاوری که بیوگرافی خودرابه همراه عکس دراختیارم گذاشتند به درج شرح حال ایشان مئ پردازم

                               بنام هستی بخش دانا وتوانای کل                       19/2/91  

             در3/ دی/1304 درآبشاهی(نعیم آباد)متولد شدم پدرم نام خدایار را برایم برگزید، مادرم دولت نام داشت واهل رحمت آباد بود وپدرم رستم وپدربزرگم خدا داد وپدرخدا داد رستم وپدررستم رشید ورشید  فرزند بمان بود پدر، بمان شیرمرد نام داشت. شیرمرد صاحب نام ونفوذ وبزرگتروملاک بود بطوریکه بیشترین املاک آبشاهی متعلق به وی بود و مردم او را با لفظ خان صدا می کردند که اعقابش نسل به نسل نیزازاین عنوان و مزایا درتمام  دوره زندگی بهره مند بودند.

          نام خانوادکی­ام درابتدا اخترخاوری بود اما درهنگام استخدام به زند خاوری تغیرکرد. 12ساله بودم که به قاسم آباد نقل مکان کردیم. چهارسال اول ابتدائی به دبستان دینیاری می رفتم وهرروز این مسیرراتا مدرسه پیاده طی می کردم، کلاس پنجم وششم را درمدرسه مارکارگذرانده وگواهی نامه ششم را درخرداد 1319دریافت نمودم آموزگارانم بترتیب شادروانان:آقایان اسفندیارکاویانی، مهربان بیوکی ، یزشنی وخورسند خورسندیان بودند سه سال اول دبیرستان درمارکاربه مدیریت شادروان سروش لهراسب موفق به اخذ سیکل اول شدم. دبیرانم درمارکارروانشادان مهربان خانی،کیخسروگبل، رستم شهزادی وعبدالحسین آیتی را بیاد دارم، مسیرمدرسه نیز پیاده طی می شد. 

         درسال.1322 به دانشسرای مقدماتی پسران به مدیریت آقای میرزاحمد­­خان طاهری راه یافتم واز محضردبیرانی چون آقایان حسین فخرالدینی، خدابخش منیری، ابوالقاسم قلمسیاه، جعفرعلیم مروستی ومحمود کریمی بهره بردم لازم بذکراست که مسیرایرانشهر تامنزل را با دوچرخه می پیمودم.

 

         در9/8/1324  به سمت نظامت و آموزگاری دبستان رودکی شهربابک به مدیریت سلطان العلما که مردی مسن بود منصوب واز ریاست فرهنگ وقت آقای حسینعلی احسنی مفتخر به دریافت تقدیرنامه شدم زیرا توانستم با پیگیری، مجوزتاسیس کلاس اول دبیرستان را گرفته وخود نیز به تدریس تمام دروس بپردازم. 

 

              همکارانم درشهربابک آقایان احمدیان، ابوالقاسم شفیعی وسیدعلی حسینی بودند. پس ازسه سال به دبستان همت، درهمت آباد یزد منتقل وبا آقای آقا رضا حسینی پسرکتخدا همت آباد همکاری داشتم .

درسال 1326 به یزد منتقل ودردبیرستانهای شیخداد، رکنیه، وایرانشهروسال بعد با سمت ماشین نویس در اداره فرهنگ به انجام وظیفه  پرداختم.

 

سپس منتقل مجتمع آموزشی مارکارشده ودردبیرستان و راهنمائی پسرانه ودخترانه به تدریس درس ریاضی وانگلیسی مشغول گردیدم وچون موفق به دریافت گواهینامه هدایت مربیان پیشاهنگی شده بودم، اداره پیشاهنگی مارکار نیز به عهده من گذاشته شد. ضمنا به درخواست میرزاسروش لهراسب بطورغیررسمی مدتها با وی در انجام امور نظامت دبیرستان همکاری داشتم ولی بعدا با ابلاغ رسمی، (تقریبا شانزده سال) به سمت معاون دبیرستان مارکار منصوب شدم

مدیرانم درمارکار آقایان هرمزدیارفرخانی، ولیان، سید علی مهینی  و بالاخره درسال 1357 همزمان با مدیریت اسفندیارمرادیان بعد ازسی وسه سال کار تعلیم وتربیت به افتخار بازنشستگی نائل شدم.

           همکلاسانم درمارکارشهریارفرودی، کیخسروشیرمردی  ودر دانشسرا کیوانی رابیاد دارم.

            تعدادی ازشاگردانم درشهربابک نواب زاده که بی اندازه مستعد بود، خسروخان محمودی نژاد پسرابوالفتح خان شهربابکی وبرادرش منوچهرخان که درشانزده سالگی فوت کرد.ودرمارکار آرشام وکورش نیکنام وشادروان دکترمحمد بامشاد، دکترمنصوررفیعی، دکترمحمد زاده و داریوش کاووسی بودند

        سال 1330 :   نشسته ازراست :   1 – شاهپورلهراسبی(آموزگارموسیقی) 2 – اوشیدری دبیرمارکار 3- اسفندیارکاویانی مدیردبستان دینیاری 4-....ریاست دفترآموزش وپرورش 5 –طاهری رئیس آموزش وپرورش 6 – میرزاسروش لهراسب سرپرست کلیه مدارس پسرانه ودخترانه مارکار 7 – هرمزدیارفرخانی مدیردبیرستان مارکار 8 – بهمن سپهرمدیردبستان مارکار 9 – خدایارزند خاوری دبیر انگلیسی وریاضی مارکار 10 – دینیارخسروی آموزگار دبستان مارکار

         لازم به ذکراست که تقریبا چهل سال ریاست انجمن زردشتیان قاسم آباد ودرزمان انقلاب عضو شورای اسلامی محلی قاسم آباد بودم دارای سه پسربنامهای رستم وسهراب واسفندیار ودو دختربنامهای دولت وپروین می باشم پسرم سهراب فوق لیسانس برق وشغل پدررادر مدرسه ای دررشته حرفه وفن درشهرکرمان دنبال می کند.