مهمترین رخداد زندگی انسانها خاطراتند و لذت بخش ترین آنها خاطرات نوجوانی و جوانی است . به اعتقاد همه زندگی زیباست و با سرعت در جریان . پای صحبت میانسالان همیشه این جمله به گوش می رسد : چه زود گذشت ... ؛

 و حسرت روزهای رفته ولو به سختی و مشقت در ذهن هاست .

نقل مجلس خاطرات است و لذت بردن از شنیدن آنها در میان ایام گذشته روزهای خوش مدرسه و بودن با همشاگردیها بیشترین سهم دوران گذشته را به خود اختصاص داده . هیچ لحظه ای ، قشنگ تر از دیدن دوستان و همکلاسیهای ایام جوانی نیست و هیچ ارتباط کلامی مخلص تر و صمیمی تر از اینگونه برخوردها وجود ندارد و در یک کلام اینکه آدمیان با خاطرات خود زندگی می کنند و امید به آینده موجب تلاش و ادامه زندگی است . می خواستم کاری کنم تا همکلاسیهای سی و هشت سال پیشم را ببینم . تصور آنکه همه آنها را در یک مکان گرد هم آورم حالم را دگرگون کرد و رؤیای انجام این کار تمامی فکرم را مشغول ساخته بود .

بقدری از این فکر خوشحال و راضی بودم که به یک آن و با قاطعیت مصمم شدم تا علی رغم همه دشواریها اینکار را انجام دهم و بالاخره پس از هفت ساعت کار مداوم که بیشترین ان با تلفن بود همه آنها را که 38 سال پیش با هم قدم به دبیرستان دخترانه گذاشته بودیم یافتم و وعده دیدار را گرفتم و علاوه بر همشاگردیها دبیران خود را نیز با خبر ساختم .

روز 16 تیرماه 1380 شاید نقطه عطف زندگی تمام دعوت شدگان به این نشست پر عظمت و مملو از صفا بود . اکثر یاران دبیرستانی همدیگر را نمی شناختند . جای پای گذر زمان بر چهره ها و آثار بجامانده آن صورتهای صاف و صیقلی را که در اوج شباب بودند در هم کوبیده و این دگرگونی موجب عدم شناخت در اولین برخورد بود . ولی این ناشناسی با یک معرفی ساده تبدیل به آشنائی دیرینه می شد. همدیگر را به آغوش گرفتن و صمیمانه احوالپرسی کردن در آن روز غوغائی را در سالن بر پا کرده بود .

سی و هشت سال ندیدن و از هم بی خبر بودن و اینک دنیایی از ناگفته ها در این مجال اندک غیرممکن و بلوا و آشوبی زیباتر از این نمیشد .

هیچکس به سخنران و برنامه توجه نداشت . راستی چه نیازی است و انگیزه آن کدام که ارتباط انسانها تا این حد پیچیده می گردد . همه اینها تا چندی قبل حتی به چنین صحنه ای و دیداری فکر نمی کردند و شاید اگر این تجدید دیدار میسر نمیگشت می رفت تا برای همیشه فراموش گردد و اینک گله مند از لینکه وقت کم است و شوق دیدار ناتمام و تمنای تکرار در وجود همه و این اولین دیدار را بنام "یـــاد یــــاران" نام نهادند که آغازین فصل جدیدی در میان دیدارها باشد .

بعدها که دیگران شنیدند همه تشویق کردند و آفرین گفتند که این حرکت زیباترین زیبائیها و مصفاترین صفاهاست . دیداری ساده ولی پر معنی به دور از تمامی مسائل مادی ، اجتماعی ، سیاسی و هر گونه غرض ورزی و دبیران محترم سرشار از غرور سرشار از غرور که در ذهن گذشتگان جائی داشته و این رشته الفت برقرار نیست مگر به حرمت کلاس و مدرسه .

می خواهم از همه تشکر کنم . به خصوص از آنهائی که مسئولیت داشتند و می توانستند  درخواست دعوتمان را دراین دیدار  رد کنند. ولی با توجه حجم کارهایشان به انسانیت و عاطفه احترام گذاشته و ما را تا سر حد امکان نیز یاری دادند . من امیدوارم این حرکت زیبا به همت و حمایت ادیبان و اریبان و صاحب نظران خطه پر آوازه یزد تداوم یابد و ستاد یاد یاران رسمیت یافته و کار خود را در یک طیف نسبتا گسترده آغاز نماید .

باشد که این جمعیت فراگیرترین جمعیت های غیر دولتی گشته و تمامی آحاد مردم را در بر گیرد . چرا که گذشته ها ، ساختار زندگی انسانها و یادوارهای آن ، مورد تمنای تمامی مردمان زمین است . باشد که چنین بـاد /

به گوشه ای از مراسم برگزاری اولین همایش دبیرستان دخترانه شاهدخت یزد در تاریخ ........توجه فرمائئید.

 

 

 

 

 

 

 

م{سسه یادیاران یزد

بی بی زینب مرآت