درباره نویسنده
بی بی زینب مرآت
از آنجایی که بنا به دلایلی از تیرماه 85 برگزاری همایشها متوقف گردید، لذا تصمیم گرفتم مطالب کسب شده در این همایش ها را مدون کرده و سرگذشت خادمان و بزرگان فرهنگ یزد را به اطلاع دوستداران و علاقمندان برسانم. به این امید که بتوانم با درج هر سرگذشت قدم کوچکی در راه فرهنگ شهرم بردارم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • تجلیل از معلمان پیشکسوت
  • خاطره شیرین از نوروز 1391
  • تجلیل ازدو بزرگوار پیشکسوت فرهنگی
  • تجلیل ازدو بزرگوار پیشکسوت فرهنگی
  • دیدگانم بسویت نگران است هنوز...
  • دبیرستان ایرانشهر یزد
  • ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻨﻲ ﺍﻧﺪ، ﺍﻣﺎ...
  • دیدار با ملا فاطمه صباغیه
  • یادی از هنرمندان معمار یزد
  • استاد حاجی علی اکبر رحمانی خرمشاهی
  • سالروزتولدودومین سال گرد درگذشت استادخدابخش منیری فرهیختۀ عرصۀ فرهنگ یزد 1/7/89
  • شرح حال پیشکسوت فرهنگی سرکارخانم ایران کارگر
  • مارکار
  • همشاگردی سلام ۶/۶/۸۴ همایش هنرستان محمد طاهری
  • اطلاعیه
  • گزارش اولین همایش یادیاران
  • گزارش راه اندازی م{سسه یادیاران یزد
  • خــوش باش دمی
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • ۱۳٩۱/٢/٢۱
  • ۱۳٩۱/۱/۳٠
  • ۱۳٩۱/۱/٢٦
  • ۱۳٩٠/۱٢/٢۳
  • ۱۳٩٠/۱۱/٢٩
  • ۱۳٩٠/۱۱/٥
  • ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
  • ۱۳۸٩/۱٠/۱٩
  • ۱۳۸٩/٧/۳
  • ۱۳۸٩/٦/۳۱
  • ۱۳۸٩/٦/٢٧
  • ۱۳۸٥/۳/٢۸
  • ۱۳۸٤/٦/۱۳
  • ۱۳۸۳/۱٠/۱٥
  • ۱۳۸۳/۸/۱۳
  • ۱۳۸۳/٤/٢۳
  • ۱۳۸۳/۳/٦
دوستان من
  • درکوچه های آشتی کنان
  • میرزا محمد کاظمینی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



یــــاد یـــاران یـــــزد
تجلیل از معلمان پیشکسوت
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩۱/٢/٢۱

                از معلمان پیشکسوت، در جلسه نشست حافظ خوانی تجلیل شد

            همزمان با هفته معلم راس ساعت 17 بعدازظهر روز  چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 در محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یزد با همکاری حوزه هنری وتبلیغات ارشاداسلامی، سازمان اسناد وکتابخانه ملی وکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد درنشست حافظ خوانی، از معلمان پیشکسوت این استان تجلیل شد.

          در این محفل ادبی که باحضور تعدادی از معلمان فرهیخته استان و حدودا 200 نفرازهنرمندان واعضای انجمن داستان نویسان جوان و علاقه مندان به فرهنگ و ادب برگزارشد خانمها حمیده فرشاد و نجمه رضایی با قرائت قصه های خود، تعدادی از آثار خویش را با داوری آقای حسین معلم مورد نقد و ارزیابی قرار دادند.

از دیگر قسمتهای جالب این برنامه بحث شنیدنی و جذاب آقای دکتر پویان عضو هیأت علمی دانشگاه یزد در خصوص اندیشه های حافظ و تطبیق آن در هر زمان و با هر تفکر و نیز جایگاه اشعار این غزل سرای بزرگ در جامعه امروزبود. خیرمقدم جذاب وشیرین دانش آموزخانم باغشاهی،ونیز شعر خوانی و اجرای موسیقی ازدیگر برنامه های مؤثر این مراسم بشمارمی رفت.

           درپایان این محفل فرهنگی از معلمان پیشکسوت استان یزد آقایان جلال اشتری جلیل داودی، محمودخرم فر، خدایارزند خاوری، حسین سماوات، احمد عطار، بهرام فلفلی، محمدرضا لسان صدق، حسین مدیر، سیدجمال الدین نبی پور وخانمها فرح انگیز مشتاق، ملکه کشوری وطاهره داودی درعرصه تعلیم و تربیت تجلیل ولوح تقدیر به همراه تعدادی کتاب وبروشورازطرف مدیریت سازمان اسناد ملی یزد به آنان اعطاء گردید. همچنین به بانو بی بی زینب مرآت به جهت همکاری درمعرفی اساتید فرهنگی لوح سپاس داده شد.

            

درادامه همین مطلب، به ترتیب وبه تدریج اشاره ای خواهم داشت به بیوگرافی فرهنگیان مذکور                                                            

باتشکرازآقای زند خاوری که بیوگرافی خودرابه همراه عکس دراختیارم گذاشتند به درج شرح حال ایشان مئ پردازم

                               بنام هستی بخش دانا وتوانای کل                       19/2/91  

             در3/ دی/1304 درآبشاهی(نعیم آباد)متولد شدم پدرم نام خدایار را برایم برگزید، مادرم دولت نام داشت واهل رحمت آباد بود وپدرم رستم وپدربزرگم خدا داد وپدرخدا داد رستم وپدررستم رشید ورشید  فرزند بمان بود پدر، بمان شیرمرد نام داشت. شیرمرد صاحب نام ونفوذ وبزرگتروملاک بود بطوریکه بیشترین املاک آبشاهی متعلق به وی بود و مردم او را با لفظ خان صدا می کردند که اعقابش نسل به نسل نیزازاین عنوان و مزایا درتمام  دوره زندگی بهره مند بودند.

          نام خانوادکی­ام درابتدا اخترخاوری بود اما درهنگام استخدام به زند خاوری تغیرکرد. 12ساله بودم که به قاسم آباد نقل مکان کردیم. چهارسال اول ابتدائی به دبستان دینیاری می رفتم وهرروز این مسیرراتا مدرسه پیاده طی می کردم، کلاس پنجم وششم را درمدرسه مارکارگذرانده وگواهی نامه ششم را درخرداد 1319دریافت نمودم آموزگارانم بترتیب شادروانان:آقایان اسفندیارکاویانی، مهربان بیوکی ، یزشنی وخورسند خورسندیان بودند سه سال اول دبیرستان درمارکاربه مدیریت شادروان سروش لهراسب موفق به اخذ سیکل اول شدم. دبیرانم درمارکارروانشادان مهربان خانی،کیخسروگبل، رستم شهزادی وعبدالحسین آیتی را بیاد دارم، مسیرمدرسه نیز پیاده طی می شد. 

         درسال.1322 به دانشسرای مقدماتی پسران به مدیریت آقای میرزاحمد­­خان طاهری راه یافتم واز محضردبیرانی چون آقایان حسین فخرالدینی، خدابخش منیری، ابوالقاسم قلمسیاه، جعفرعلیم مروستی ومحمود کریمی بهره بردم لازم بذکراست که مسیرایرانشهر تامنزل را با دوچرخه می پیمودم.

 

         در9/8/1324  به سمت نظامت و آموزگاری دبستان رودکی شهربابک به مدیریت سلطان العلما که مردی مسن بود منصوب واز ریاست فرهنگ وقت آقای حسینعلی احسنی مفتخر به دریافت تقدیرنامه شدم زیرا توانستم با پیگیری، مجوزتاسیس کلاس اول دبیرستان را گرفته وخود نیز به تدریس تمام دروس بپردازم. 

              همکارانم درشهربابک آقایان احمدیان، ابوالقاسم شفیعی وسیدعلی حسینی بودند. پس ازسه سال به دبستان همت، درهمت آباد یزد منتقل وبا آقای آقا رضا حسینی پسرکتخدا همت آباد همکاری داشتم .

درسال 1326 به یزد منتقل ودردبیرستانهای شیخداد، رکنیه، وایرانشهروسال بعد با سمت ماشین نویس در اداره فرهنگ به انجام وظیفه  پرداختم.

 

سپس منتقل مجتمع آموزشی مارکارشده ودردبیرستان و راهنمائی پسرانه ودخترانه به تدریس درس ریاضی وانگلیسی مشغول گردیدم وچون موفق به دریافت گواهینامه هدایت مربیان پیشاهنگی شده بودم، اداره پیشاهنگی مارکار نیز به عهده من گذاشته شد. ضمنا به درخواست میرزاسروش لهراسب بطورغیررسمی مدتها با وی در انجام امور نظامت دبیرستان همکاری داشتم ولی بعدا با ابلاغ رسمی، (تقریبا شانزده سال) به سمت معاون دبیرستان مارکار منصوب شدم

مدیرانم درمارکار آقایان هرمزدیارفرخانی، ولیان، سید علی مهینی  و بالاخره درسال 1357 همزمان با مدیریت اسفندیارمرادیان بعد ازسی وسه سال کار تعلیم وتربیت به افتخار بازنشستگی نائل شدم.

           همکلاسانم درمارکارشهریارفرودی، کیخسروشیرمردی  ودر دانشسرا کیوانی رابیاد دارم.

            تعدادی ازشاگردانم درشهربابک نواب زاده که بی اندازه مستعد بود، خسروخان محمودی نژاد پسرابوالفتح خان شهربابکی وبرادرش منوچهرخان که درشانزده سالگی فوت کرد.ودرمارکار آرشام وکورش نیکنام وشادروان دکترمحمد بامشاد، دکترمنصوررفیعی، دکترمحمد زاده و داریوش کاووسی بودند

        سال 1330 :   نشسته ازراست :   1 – شاهپورلهراسبی(آموزگارموسیقی) 2 – اوشیدری دبیرمارکار 3- اسفندیارکاویانی مدیردبستان دینیاری 4-....ریاست دفترآموزش وپرورش 5 –طاهری رئیس آموزش وپرورش 6 – میرزاسروش لهراسب سرپرست کلیه مدارس پسرانه ودخترانه مارکار 7 – هرمزدیارفرخانی مدیردبیرستان مارکار 8 – بهمن سپهرمدیردبستان مارکار 9 – خدایارزند خاوری دبیر انگلیسی وریاضی مارکار 10 – دینیارخسروی آموزگار دبستان مارکار

         لازم به ذکراست که تقریبا چهل سال ریاست انجمن زردشتیان قاسم آباد ودرزمان انقلاب عضو شورای اسلامی محلی قاسم آباد بودم دارای سه پسربنامهای رستم وسهراب واسفندیار ودو دختربنامهای دولت وپروین می باشم پسرم سهراب فوق لیسانس برق وشغل پدررادر مدرسه ای دررشته حرفه وفن درشهرکرمان دنبال می کند.

نظرات ()



خاطره شیرین از نوروز 1391
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩۱/۱/۳٠

بنام خدا

خاطره ی شیرین از نوروز 1391

                   ساعت 10 صبح روز هفتم فروردین،به اتفاق  هیئت تحریریه ی هفته نامه ندای یزد(آقایان:اصغرخوشنام حسین  سماوات ،محمود خرم فر،حسین چیتی،عباس لطف محمدی، مهندس عباس سوزنی،یدالله فرمایشی وشهریارهیربد ) برای عرض تبریک سال نو به سرای جناب محمد علی خان عسکری کامران رفتیم ، حال و هوای خانه استاد با چشم انداز ورایحه دل انگیز آجرهای آب پاشی شده ، جلوه ی خاصی برای حاضران فراهم آورده و شگفتی عجیبی داشت ، آن شمیم روح نواز و آن فضای خاطره انگیز مرا به دنیای شیرین کودکانه در خانه دوپدربزرگم درمحله بیدآباد و خلف باغ کشانده بود خانه ای ازخشت وگل وآجرباحوضی بزرگ وباغچه هائی پرازگل وگیاه بااتاق هائی تودرتودراطراف حیاط برای زندگی درچهارفصل سال به انضمام  کلیاس ،تالار، خروجی، ارسی، سه دری، پنج دری، مهتابی، شرفی هشتی و.....، که چشم اندازی زیبا بوجود آورده بود.

         آقای خان و برادر زادگانشان،مهدی­­­آقا ­و محمودآقا متبسم، در راهرو منتهی به اتاق به استقبال آمده بودند.بیانات جذاب پیرفرزانه که نشان از احترام به بزرگان شهر و پیوند با گذشته داشت، ازشیرینی­ ها وآجیل های متنوع و میوه­های رنگارنگ، به مذاق مهمانان شیرین تروگواراتر می نمود.ازمحضری کسب فیض می کردیم که هرچه بیشتر می شنیدیم عطش دانستنمان بیشتر می شد.

      استادعسکری کامران ازمفاخر بزرگ و یکی ازنویسندگان زبر دست شهر یزد می باشندکه باتوجه به بزرگواری و تواضع درخورتحسین،کمتر درمجامع عمومی حاضر واکثراً در محافل انس خانوادگی و دوستان خاص، شرکت و حاضران از محضرپرفیضشان مستفیض  می گردند.

            شادروان محمد تقی خان با یاری برادرشان محمدعلی خان هفته نامه وزین ندای یزد را درسال 1363تاسیس نمودند لیکن با کمال تاسف  بعد از ده سال کار فرهنگی به دیدار حق شتافتند و از آن پس ندای یزد با تلاش سه فرزند برومند وجوانشان آقایان محمد، محمود ومهدی خان با همکاری تنگاتنگ پرسنل زحمت کش و با رهبری صمیمانه و، عالمانه استاد بکارخود ادامه داد تاآنجاکه ، آوازه ندای یزد نه تنها در کشور بلکه در اقصی نقاط جهان رساتر گشته و علاقه مندانش آن را بعنوان یک نشریه  کاملاً فرهنگی با اصالت و رسالت جهت معرفی چهره های زحمت کش وماندگار دیارمان می شناسند.

               می دانیم هستند عزیزان فرهیخته ای که در پی کسب شهرت و نام و نشان نبوده، بلکه آرمانشان تنها خدمت و ارج نهادن به زحمات دیگران است. باشدکه ره پویان نسلهای بعدی که در پی شناخت چهره های ماندگار و خدوم دیارشان  می باشندبتوانند ازحاصل زحمات بهره برده وازمنابع معتبربه یادگارمانده استفاده نمایند.   

           بسی شادمانم که با افتخار حضور در گروه هیئت تحریریه توانستم دراین شادباش عیدانه شرکت کرده واز بیانات سراسر جذاب وپرنغزو داهیانه دانشمند بزرگوار بهره مند شوم.به راستی که حافظ چه زیبا سروده:

                     گهر پاک بباید که شود قابل فیض          ورنه هرسنگ وگلی لؤلؤ و مرجان نشود

ادامه مطلب

دراین دیدارمحمد علی خان درجواب پرسش آقای شهریارهیربد ازهیئت تحریریه که توصیه استاد رادرجهت تحول مطالب نشریه ندای یزد،خواهان راهنمائی ایشان  شدند، مطالبی فرمودند که چکیده­ای ازآن بشرح زیراست:

         امروز باتنوع کانالهای تلویزیون، وجود ماهواره­ واینترنت وسایروسائل ارتباط جمعی اخبارجهان بسرعت به آگاهی مردم می رسد لذا یاید، پیوند باگذشته­ها را با شناخت بزرگان شهرمان که فراموش شده­اند حفظ کرد. باید کاری برای شهرانجام داد . بانگاهی به گذشته به این نتیجه می­رسیم که دولتها به اندازه مردم کارنکرده اند مثلا سازندگان مزرعه­های یزد را نمی­شناسیم ؛ عده زیادی به آبادی دهات وقصباتی پرداختند که ازآنان بی اطلاع هستیم. افرادی ازلحاظ هنری مطرح اند که از آنها خبری نداریم. نشریات باید دراحوال شخصیتها، بزرگان وهنرمندان گمنام، اما توانمند که زحمت مردم راکشیده وشناخته شده نیستند بپردازند، مثلا برخوردارها،علاوه بر یزد درشهرها واستانهای دیگرکشورمنجمله درکرمانشاه کارهای بزرگی انجام داده اند. امیرخان ومصطفی خان کراوغلی که به ترتیب درعلم ریاضی وتسلط به زبان انگلیسی شهره بودند. رشتی ها دراحداث چاه، قنوات و7 پارچه آبادی(قاسم آباد ورحمت آبادومریم آباد و........تنها یکی را برای وراث خود گذاشتند. مجتمع ادارات، دربلواردانشجونمونۀ بارزی ازامورخیریه آنهاست. فرخ خان نقاش ازنسل فتحعلیشاه درعهد وی به یزد تبعید گردید وبعدها ساکن این شهر شد آثارهنریش درخانقاه مودت واقع درمحله میدان خان وکارهای ماندگاردیگرش در......... و ............هنوزمعتبروارزشمند است، امروزازبی بی فاطمه گلشن(سرسنگی مقلب به مروج) جزچهارراه فاطمیه اسمی ازمسجد و حمام وآب انباروکارهای خیرش، نیست. خادمانی مانند مرتاض­ها، هراتی­ها،صراف زاده­ها،و........ بخاطرکارهای خداپسندانه شان باید ازآنها یاد شود.

          اقلیتهای مذهبی دریزد هم مانند کلیمیان ازقبیل حریدیم­­­ درمهندسی، شامخ­ درپزشکی، خاکشوری­ درعلوم فیزیک فضائی، ویا دکترمرسلین وآرمنوآیدین وسیاح مسیحی به ترتیب درپزشکی و فرهنگ وآبادانی وآموزش وگره گشائی، یزدی های سالخورده هنوز آنان را بیاد دارند.

               خدمات زرتشتیان یزدی دربیشترابعاد خدمت رسانی درجامعه کاملا مشهود است، مانند مارکارومؤسسه اش درامور فرهنگی،عمرانی، اجتماعی، رفاهی، تفریحی واین اواخرافتتاح پارک بزرگ مارکار که شهرۀ شهراست. جمشید امانت­ درکشاورزی وکارهای عام المنفعه مانند اهداء90هکتارزمین خلدبرین اززمینهای مزرعه پدرش اردشیرو....یگانگی ورستم گیو که خدماتشان درمجلس به مردم وآبادانی درشهربرکسی پوشیده نیست، صداقت­ درعمران، سروش لهراسب­ وخانصاحب­ ومسترخدابخش و مانکچی درفرهنگ و........درجای جای این شهرچون الماسی درخشان زینت بخش خدمت رسانی به عام وخاص بوده و هست.

          لذا باید همت کرد وبا یاری همدیگر نام این بزرگان اصیل راکه ازصمیم قلب برای شهرشان مایه گذاشته اند تا یزد ویزدی دارای اعتبارگردد را دوباره زنده نمود وآنان رابه نسل جوان وآیندگان بهتر آشنا کرد تاالگوی رفتار در زندگیشان گردد

 

بازهم درروزهای آینده درادامه همین مطلب، اشاره ای خواهم داشت به دیگر توصیه های ارزشمند استاد

نظرات ()



تجلیل ازدو بزرگوار پیشکسوت فرهنگی
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩۱/۱/٢٦

                                                    بنام خدا                                           20اسفند 1390 

   درتاریخ 20اسفند90 مراسم بزرگداشتی ازطرف کانون بازنشستگان آموزش وپرورش استان یزد اززوج پیشکسوت فرهنگی برگزار گردید. دراین مراسم آقایان علی اکبررئوف، جلیل طیبات، باقردهقان وامیرحسین رادمنش درارتباط با سی واندی سال خدمات صادقانه این دو بزرگواربیاناتی ایراد نمودند. متن زیرگزیده ای ازمصاحبه وگزارشی ازهمایش مذکورمی باشد. ضمنا روابط عمومی اسناد ملی یزد علاوه برپوشش تصویری نسبت به درج گزارش مبسوط خبری درسایت مربوطه اقدام که بدین وسیله ازجناب آقای ملک ثابت مدیریت اسناد ملی یزد تشکر وقدردانی می نماید  

                                                       بی بی زینب مرآت عضوء هیئت مدیره کانون بازنشستگان آموزش ورورش یزد

بیوگرافی سرکارخانم پروین دخت مهدوی

           سرکارخانم پروین دخت مهدوی فرزندمرحوم حاجی علی مهدوی و صفا رشتیان می باشند که مادرشان از نوادگان شادروان حاج ابوالقاسم رشتی، ازنیکان وصاحب موقوفات فراوان دریزد بوده و این خصیصه نیکو خوشبختانه دراعقاب وفرزندان ونوادگان مرحوم رشتی به ویژه سرکارخانم ناهیدرشتی که امروز نیزدرجمع ما حضوردارند  وهمسرگرامیشان کاظم آقا رشتی هم به ارث رسیده است.

                       

  مرحوم علی مهدوی      خانم پروین دخت مهدوی      شادروان صفا رشتیان                                                                          

           جادارد دراینجا ازخانم مهین دخت مهدوی مادرشادروان مهدی صالحی که باهمت وتلاش مستمر آقای عباس رئیس زاده درسال  1354 درزمینی به مساحت چهارهزاروپانصد مترمربع مدرسه ای مجهزبازیربنای 1500 مترمربع با کمک آقای غلامرضا جهانفر در خیابان آیت اله کاشانی ساخته و در سال تحصیلی 55-54 دبستان مزبور به مدیریت آقای حسینعلی دلجو افتتاح و به گزارش اداره آموزش و پرورش ناحیه دو یزد یکی از بهترین مدارس ابتدائی یزد بهمراه مدیر وپرسنل شناخته شده است نیز قدرانی نماید

            خانم پروین دخت مهدوی درسال 1330 موفق با اخذ گواهینامه ششم ابتدائی ازدبستان شاهدخت به مدیریت سرکارخانم عشرت وزیری ومعاونت: سلطنت بافقی وآموزگاری خانم ها: نواب رضوی، اخوان، مهران و نورسته اشتری شده و درسال 1336  دیپلم طبیعی خود را از دبیرستان شاهدخت که ضمیمه همان دبستان باکادریاد شده بود، به دبیری آقایان تقی حجت، شیمی محمود کریمی،طبیعی آقائی، سید ابوالقاسم آیت اللهی، استاد علیمحمد کاوه خط ونقاشی و ولی الله خاتمی ریاضی اخذ  و همان سال وارد دانشسرایعالی تهران شدند وبا لیسانس خانه داری فارغ التحصیل و در21 مهر 1339 به استخدام فرهنگ درآمدند.

             همزمان با تدریس درسال 1343 دررشته علوم اجتماعی ازدانشگاه تهران به ریاست دکترعلی اکبرسیاسی موفق به اخذ درجه فوق لیسانس  می شوند و ازمحضراساتیدی چون ،دکترناظرزاده کرمانی ادبیات،دکترشیبانی زیست، دکتزاحدی تغذیه، دکتر محمود نجم ابادی شیمی دکترنصیری بهداشت مدارس، دکترجلالی روانشناسی، دکتر عیسی.صدیق تاریخ آموزش و پرورش وآقای سمندری زبان دکترعلیمحمد کاردان، دکترنهاوندی ودکترصناعی  ودکتر هوشیار ودکترنراقی بهره می بردند.( لازم به یادآوریست  که درآن دوران، مرخصی تحصیلی برای کارمند صادرنمی گردید وخانم بامشقات فروان بامورتحصیلی دانش آموزان همراه با نگهداری سه کودک خردسال خود می پرداختند)

           خانم مهدوی درسال 1357 بورسیه تحصیلی دکترا درامریکا می شوند که به سبب تلاقی سفرحج ، تشرف به خانه خدارا ترجیح، وازبورسیه تحصیلی چشم پوشی می نمایند

              خانم درسال 1344با آقای عباس رئیس زاده ازدواج که حاصل آن

1 – دکترمحمد رئیس زاده  مقیم انگلستان فارغ التحصیل ایمنولوژی(سیستم دفاعی بدن) ومحقق دربیمارستان و دانشگاه رویال فری بیرمنگهام انگلستان 

2-  دکترحمید رضا رئیس زاده  پزشک عمومی شاغل دربیمارستان گودرز

 3 - مهندس علی رئیس زاده  فارغ التحصیل در رشته کامپیوتر.و دارای شغل آزاد    

 4 – فرحناز رئیس زاده  فارغ التحصیل در رشته شیمی محض وخانه دار

             مسئولیتها سرکارخانم مهدوی درزمان خدمت

 1 – تدریس دردبیرستانهای شاهدخت وایراندخت واشرف سابق

2- سرپرستی امور خانه داری مدارس

  3 -  مسئول دانشسرایمقدماتی دختران یزد درسال  1346 بجای استاد حسین فخرالینی که به افتخار بازنشستگی بعد یک دوره سراسر تلاش درراه تعلیم وتربیت نائل آمده بودند وقلم ازبیان خدمات این استاد بزرگوارکه ازجمله مفاخرفرهنگ یزد می باشند نیزعاجز است

 4- مسئول تربیت معلم دختران یزد

5 – مدرس درس نساجی در انستیتوی عالی (آموزشکده فنی) به ریاست آقای مهندس حسن آیت اللهی شاخه پسران

6 – راهنمای تعلیماتی مدارس

7 – مؤسس هنرکده پروین درسال 1340

و بالاخره با 37 سال کارصادقانه درسال1373 درزمان مدیر کلی آقای علی مشاهیری بازنشسته ودرسنگری دیگر همچنان به امور فرهنگی، علمی، اجتماعی وخانوادگی خویش ادامه می دهند

              سرکارخانم پروین دخت مهدوی نیز مانند بسیاری ازهمکاران ناشناخته فرهنگی یزد یکی ازچهره های آشنا وماندگار درذهن شاگردانشان دردروس خیاطی، آشپزی، گلدوزی، هنری، تزئین ومدیریت منزل می باشند. خدمات این فرهنگی عزیز برای تبدیل دانشسرای مقدماتی دختران یزد با کمترین امکانات و تجهیزات به شبانه روزی که با تلاش وکوشش ومقاومت و پیگیریهای 24 ساعته ومستمرهمراه باتهیه غذا وامکانات ازمنزل برای بازرسانی چون وزیرورئیس وهئیت همراه با داشتن سه طفل نوزاد، شیرخوار وکودک بود برکسی پوشیده نیست. کودکانی که تحت تربیت صحیح خود ازمفاخرگشته وهریک منشاء اثرات خیردر جامعه می باشند

          با آروزی سلامتی برای ایشان وتمامی خادمان فرهنگی                                     بی بی زینب مرآت

 

 

     

                 

 

نظرات ()



تجلیل ازدو بزرگوار پیشکسوت فرهنگی
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩٠/۱٢/٢٤

        درتاریخ 20اسفند90 مراسم بزرگداشتی ازطرف کانون بازنشستگان آموزش وپرورش استان یزد اززوج پیشکسوت فرهنگی برگزار گردید. دراین مراسم آقایان علی اکبررئوف، جلیل طیبات، باقردهقان وامیرحسین رادمنش درارتباط با سی واندی سال خدمات صادقانه این دو بزرگواربیاناتی ایراد نمودند. متن زیرگزیده ای ازمصاحبه وگزارشی ازهمایش مذکورمی باشد. ضمنا روابط عمومی اسناد ملی یزد علاوه برپوشش تصویری نسبت به درج گزارش مبسوط خبری درسایت مربوطه اقدام که بدین وسیله ازجناب آقای ملک ثابت مدیریت اسناد ملی یزد تشکر وقدردانی می نماید  

                                                       بی بی زینب مرآت عضوء هیئت مدیره کانون بازنشستگان آموزش ورورش یزد

                   از مهمانان عزیزی که دعوت کانون بازنشستگان آموزش و پرورش را پذیرفته و رنج راه را جهت شادی دوستان وهمکاران برخود هموار نموده اند صمیمانه تشکر، وخیرمقدم عرض می نمایم.

             می دانیم که  واژه معلم مترادف باکلاس ودرس ودانش آموز است، اما امروز ازمعلمی می گویم که اسمش برای پیشکسوتان وفرهنگیان یزد یادآور کاروتلاش وپشتکارو کوشش وعشق است.

            از زمان طفولیت با توجه به صحبتهای مجامع مختلف فرهنگیان متشکل در منازل  اقوام با نام جناب رئیس زاده آشنا بوده وزمانیکه وارد آموزش وپرورش شدم ازنزدیک افتخارآشنائی با ایشان راپیدا کردم مطلب زیرگزیده ای از25 صفحه یاداشتهائی است که دردفعات مختلف بمن افتخاردادند وبه سئوالاتم باتواضع ومحبت پاسخ گفتند .

           

عباس رئیس زاده خدیجه رئیس زاده       علی رئیس زاده 

  آقای عباس رئیس زاده  فرزند علی و خدیجه یکی ازنوادگان حاج محمد حسن رئیس التجارکه برای معرفی جدشان همین بس که وزیرمظفرالدین شاه درنامه ایکه تحویل یزد شناسی گردیده، ایشان رامصلح وخیراندیش وصاحب نظرات وپیشنهادات اصلاحی درجهت رفاه وآسایش مردم معرفی وذکرعبارت عمده التجاربرروی پاکات ومراسلات را مناسبترین رمزعبور مبنی بروزین ومعتبربودن محموله ومراسلات دانسته است.ضمنا در کتاب امین الضرب یزد نیزاشاره ای به این مرحوم  شده ومنزل مسکونیشان با اندرونی و بیرونی طبق بازدید رئیس اداره کل میراث فرهنگی یزد مربوط به زمان فتحعلیشاه تشخیص داده شد.اما با بیان گوشه کوتاهی ازخدمات کاریشان، میتوانیم باتوجه به عدم  نیاز مالی شاهد تلاش وسخت کوشی این خادم، درراه فرهنگ وآبادانی، شهر خودباشیم

         استاد، در7سالگی وارد دبستان بدر به مدیریت آسیدعلی حمزه ویان واقع درمحلۀ صحن بن علی درخیابان پهلوی (امام) ،متعلق به آقای حسن تبریزی زاده شده و معلمین ایشان بترتیب آقایان سید حسین قبله، کلانتری جواد جلیلی، آثاری، فضل الله جلیلی وآقای نصیریانی بودند. روپوش دبستانی آن دوره  ازجنس اورمک همراه با شورت بود وخدمتگذار مدرسه بنام حسن معارف دوست .دبیرستان را درایرانشهر به مدیریت آقای میرزا احمد خان طاهری ودبیرانی چون آقایان محمد علی فرهمند، فضل الله بشارت، سید علیمحمد طباطبائی و......گذراندند

        در سال 1323-1322 با حکم احمد قاسمی رئیس وقت اداره معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه یزد یعنی آموزش و پرورش فعلی استخدام و به آموزگاری دبستان خانقاه اشکذر منصوب، ودر سال 24-1323 به اداره یزد منتقل و به سمت مسئول دایره اجارات وموقوفات انتخاب می گردند،  بعد از یک یا دو سال اداره اوقاف از معارف و صنایع مستظرفه منتزع و خود به صورت اداره ای مستقل به فعالیت می پردازد. درآنزمان آقای عباس رئیس زاده در اداره که بعد ازانتزاع به فرهنگ تغییرنام داده شد مشغول و همچنان به امورباستانشناسی هم رسیدگی می کردند وعلاوه بر امور محوله معارفی،یاهمان آموزش وپرورش فعلی به امور صنایع مستظرفه یا باستانشناسی امروزی هم می پرداختند که نمونه بارزآن  شاهد، استواری،  ایستادگی و ماندگاری مناره ها و تکیه ها و بازار ومسجد امیرچخماق یزد هستیم . گواه این مدعا سالنامه های فرهنگ یزد مبباشد که به گزیده کوتاهی از ص40الی 50 سالنامه فرهنگ یزد سال 1342 بقلم عباس رئیس زاده رئیس آموزش وباستانشناسی وقت اشاره می گردد، (مجموعه بنای امیر چخماق در11/10/1330 بشماره  383 بثبت آثارباستانی رسید ودر15/3/1337موردبازدید آندره گدارفرانسوی مدیراداره وقت باستان شناسی قرارولزوم نگهداری آن موردتاکید ، سپس طی نامه شماره 166مورخ18 /3/ 42 باامضاءحسین علا وزیروآق اولی رئیس هیئت مدیره انجمن آثارملی به دکترپیراسته وزیرکشورتامین بودجه وحفظ آن بنای تاریخی تاکید و در28 /3/ 42 درفرمانداری یزد نشستی بدعوت مهندس پارسااستانداراصفهان،باحضورآقایان مشحون ازباستانشناسی،مصطفوی ازانجمن آثارملی،مهندس ریاضی ازابنیه تاریخی کشور،تربتی فرمانداریزد،رهائی رئیس کل فرهنگ یزد،حقشناس شهرداریزدورئیس زاده متصدی ابنیه یزد ومعارفی معمارازاصفهان واستاد حسینعلی محمودی معمارماهرواستاد یزدی ازباستانشناسی تشکیل ولزوم نگهداری وحراست ازآن یادآوری گردید

            

        آقای رئیس زاده علاوه برتعمیرات مجموعه امیرچخماق، مرمت بقعه های 12 امام ، سید رکن الدین ، سید شمس الدین، مسجد جامع و... رابه گواه عکسهای موجود در 20 اسفند 1330 انجام که جای تقدیروتشکردارد.درخاتمه اشاره ای کوتاه به مسؤلیتهای ایشان بشرح زیر:

 

1-مسؤل امور باستانشناسی 2-مسؤل تعلیمات اساسی 3-دادستانی اداری 4-رئیس امور

مربوط به سازمان جوانان شیر و خورشید به رهبری روانشاد آشیخ علی آیت اللهی 5-

رئیس رمز و محرمانه 6- رئیس امور امتحانات نهائی ششم ابتدائی 7 -طراح سؤالات ششم

ابتدائی بعد از مرحوم سید ولی اله خاتمی. 8-جهت آگاهی آموزشگاهها ازپیشرفتها، اخبار،

ومقالات علمی وآموزشی طبق دستور ریاست نشریه ای توسط سازمان تبلیغات و انتشارات

اداره فرهنگ به مسئولیت استاد علی محمد کاوه و با همکاری آقای رئیس زاده که یکی

ازاعضاء هیئت تحریریه بودند، دوسال همه ماهه وچندین سالنامه درسالهای مختلف  چاپ

و در اختیار آموزشگاهها و فرهنگ دوستان قرار گرفت9- در سال 46-45 با همکاری

فرهنگیان با مسئولیت اقای رئیس زاده دبستانی غیر انتفاعی در کوی حنا در منزلی

استیجاری متعلق به آقای دکتر علومی متخصص پوست  به نام تابان  افتتاح و مورد استقبال

مردم واقع شد ، امادرسال حدودا1350 زمینی به مساحت 1500 متربع در همان محل

خریداری وبافروش بخشی ازآن  وبا تأمین اعتبار از گروه فرهنگی مهر به مدیرعاملی

مرحوم حسین قمی به ثبت و این دبستان تا اول انقلاب دایر ودر سال57 به مدرسه دولتی

تبدیل ونهایتا بنا بدلائلی  به بانک تجارت فروخته شد 10- درسال 1343مدیراکابرمدرسه

شبانه11 - همزمان بامدیریت اکابر  با اصرار آسید ابوالقاسم آیت اللهی و آقا ولی رشتی

مدیرعامل وقت شیر وخورشید سرخ که ازاقوام  بودند به ریاست کارگزینی بیمارستان حلال

احمرامروزمنصوب میشوند12- مدیریت مدرسه انوشیروان دبستان ضمیمه پرورشگاه

یاحکیمزاده فعلی13- تدریس دینی وعربی دبیرستانهای ایرانشهر و امیرکبیر ومارکار که

ازجمله شاگردانشان آقایان دکتر مهربان کاووسی، دکتر حسین صبا،  پروفسورمنصور

رفیعی، دکتر محمد علومی وشادروان دکتر محمد بامشاد بودند 14-وبالاخره ریاست دایره

آموزش ابتدائی و کودکستانها که اکثرخدمت دراین پست بسبب ذکاوت و درستی درانجام

وظیفه بوده است

                وسرانجام یک  بازنشستگی سراسر افتخاردر زمان دکتر نصرت الله طاهری در1/11/58 با کارنامه ای درخشان شامل ابلاغها، تقدیرنامه ها واحکامی که بیانگر یک دوران طلائی خدمتی، 35ساله  است 

           چه خوبست تا دانشجویان وفرهنگیان جوان باعزمی راسخ نسبت به جمع آوری این یادداشتهای پراکنده بهمراه خاطراتی شیرین از وقایع زمان خدمت و اظهار نظر از وقایع واتفاقات وخصوصیات اخلاقی رؤسای زمان مربوط به ایشان چون احمد قاسمی، دکترشریف، حسینعلی احسنی، کاظم معصومخانی، سیدمحمود ابطحی، علی اصغر عدالت ، خیابانی ، عزت اله بهاری ، حسین بهشتی ، غلامرضا رهائی، هوشنگ مجلسی ونصرت الله طاهری، به همراه عکسهای ماندگار این عزیزان برای فرزندان وفرهنگ دوستانمان اقدام ودر یک مجلد ثبت و ضبط  و منسجم نمایند. ناگفته نماند که اسناد ملی استان یزد ازایشان مصاحبه وبیوگرافی تهیه و در دو  DVD  چند ساعته برای

اهل پژوهش وتحقیق آماده  نموده است که جای بسی تشکر وقدردانی دارد

           بنابراین باشرحی که رفت بجاست تا بگوئیم عباس رئیس زاده یکی  ازمفاخرفرهنگ یزد وآموزش وپرورش استان میباشند که تجربیات ارزشمندشان می تواند رهگشای امور فرهنگی وآموزشی دیارمان گردد زیرا هرکدام درسی است برای معلمین جوان وسندیست معتبردرگنجینه آموزش وپرورش یزد

تصاویر زیر بیانگرگوشه هائی ازمراسم تجلیل ازاین بزرگوارمی باشد.                 

   

                         متن سخنرانی جناب عباس رئیس زاده درمراسم بزرگداشت20/12/90

نظرات ()



دیدگانم بسویت نگران است هنوز...
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩٠/۱۱/٢٩

 

از پدر می نگارم .....

         پدری فرهنگی و فرهیخته

             یاد و نامش همیشه در یادها گرامی یاد.

                                علی اکبرمرات را می گویم.

بنام خدا

استاد علی اصغر مطهری نیا که خود از فرهیختگان عرصه علم و ادب و مدرس دانشگاه هستند در چهلمین روز درگذشت پدرم این مطلب را در نشریه یزدامروز نوشتند.ضمن تشکر از این استاد گرانقدر و حق شناس امیدوارم که ارج نهادن به استادان ,فرهیختگان ,پیشکسوتان و پویندگانی که راه پر فراز و نشیب آموختن را برای ما هموار ساخته اند در فرهنگ ما نهادینه شود.

"به یاران رفته درودی فرست"

 مرحوم علی اکبر مرآت بر بنده حق تعلیم و تربیت بسیار داشت . سالها پیش که در دبیرستان "مهر نگار مهریز" دانش آموزی می کردم او دبیر ادبیات فارسی و عربی و معارف اسلامی بود .

چهره ای پر صلابت ، استوار و متین ، اما دوست داشتنی داشت . با تأنی گام بر میداشت . محکم و مطمئن سخن می گفت و در کار تعلیم و تربیت دانش آموزان جدی ، سخت گیر و کوشا بود .

 مرارتهای راه ناهموار آن روز یـزد – مهریز را به جان می خرید و هر روز در وقت مقرر بر کرسی تعلیم می نشست . با فصاحت کم نظیر سخن می گفت . سخنانش گرم و بدیع و دلپذیر بود . نکته ها و داستانهای دلنشینی برای گفتن داشت . با تاریخ ایران آشنا بود و " به مقتضای حال و مقام " از گدشته با شکوه ایران سخن می گفت .

 خطی خوش داشت و انشایی مطنطن و منشیانه اما گیرا و استوار . بی روی و ریا به اسلام عشق می ورزید و دانش آموزان را به تقوا و فضیلت فرا می خواند . بارها در طی سخن به آیات قرآن کریم و احادیث نبوی استشهاد می کرد.

 او پیوسته از مردی و مردانگی سخن می گفت و جوانمردی را می ستود .

 مردی که او از آن سخن می گفت به حقیقت همان انسان کاملی است که دیوژن در جستجوی آن بوده است و مولوی در دیوان شمس با بیتی او را جاودانه کرده است .

 " دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر       

                  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست "

 مرحوم مرآت نه تنها معلم اخلاق و فضیلت بود که خود تجسمی از آن نیز به شمار میآمد. وطن دوستی ، تعهد و اعتقاد راستین به اسلام از صفات بارز و برجسته او بود .

 این معلم بزرگوار که اکنون چهلمین روز درگذشتش را به سوگ می نشینیم در سال 1305 چشم به جهان گشود  و در سال 1/7 / 1323 به خدمت اداره فرهنگ وقت در آمد و سرانجام در روز دوشنبه 3 آدر ماه 1382 روی در نقاب خاک کشید . شاید بسیاری از اولیای فرهنگ از هجرت این معلم قدیمی مطلع نشدند و شاید مطلع شدند و مجال شرکت در مجلس ختمش را نیافتند . کاروان عمر می کذرد . انسانها می آیند و می روند . اما انسانیت باقی می ماند و یاد مرآت در سینه صدها دانش آموزی که پرورده است جاودانه خواهد بود.

 مغـنی ملولم دو تــایی بــــزن             

                        به یکتایی او که تــایی بــزن

 به مستان نوید سرودی فرست            

                               به یاران رفته درودی فرست

 علی اصغر مطهری نیا   استاد دانشکده فنی امام علی (ع)

             

نظرات ()



دبیرستان ایرانشهر یزد
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩٠/۱۱/٢٩

 این هم یه مطلب  خاطره انگیز و زیبا  از دبیرستان ماندگار ایرانشهر که با اجازه آقای دکتر محمدی از وبلاگشون لینک کردم.http://mkavir.blogfa.com/post-94.aspx

                          

بلند نام تو ،نامت بلند ٬ایرانــــشهر

 هروقت از خیابان ایرانشهر می گذرم غرق در خاطرات تحصیل در این دبیرستان میشوم ..

 درطول تحصیلم در ایرانشهر هر صبح صدای دل انگیز،دل نشین وجدی مرحوم مدقق همراه با اندرزی تازه جانم را می نواخت وعزیزان آقای ابراهیمی وآقای بامشاد با سکوتشان وحضورشان درسها میدادند...

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻨﻲ ﺍﻧﺪ، ﺍﻣﺎ...
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩٠/۱۱/٥

علی اکبرحامدی نژاد، معلم وشاعردهه سالهای1320شمسی زنده یاد علی اکبر حامدی نژاد      

ازکودکی با نام مرحوم علی اکبرحامدی نژاد باتوجه به صحبتهای پدروعموکه بدنبال این گمشده بودند، آشنا بودم تااینکه درسال 1383با کمک تلفن وچند تن از محمدآبادی هایاصیل موفق به شناسائی ودیداردخترایشان شده با تاسف فهمیدم 7سال ازفوت آن زنده یاد می گذرد، باشعری ازایشان که در ارتباط با ماده تاریخ فوت پدربزرگم گفته شده قضاوت رابعهدۀ خوانندگان اهل فضل می گذارم.

روانشادآقاجوادمرآت

 ماده تاریخ فوت

حیف وصدحیف که آن شاعـر عالی   درجات        آنکه در خدمت فرهنگ قدم زدبه ثبات 

نقل جاویدبه جــان داده محیصش شده یــار         مرغ  روحش بپرید ازقفس  تنگ  حیات 

 سـوم ازهفته زمـــه، بیستم فـــــروردیــن         بیست و پنج ازدوربیع،ظهربه سوم ساعات

غشکـــداز شمس،چهـل سال مضاعف هـجری       1 و3 با6 و4آمــده  تاریـــــخ  وفــــات

روز روشن به همه تیره شب تـــــــار نمود          سوی فردوس  بریــن  رفت  جواد  مــرآت

                  علی اکبر حامدی نژاد 20/1/1324 مطابق با 25 ربیع الثانی 1364                 دوست ادیبی این سروده را بیانگرتسلط شاعربه مفاهیم کلمات عربی وفارسی، علم ریاضی، قواعد صرف ونحو،استادی وهنرمندی وتوانمندی وی به مصداق"کم گوی وگزیده گوی چون درمی دانست"

      خاطره ای ازآن مرحوم بیانگرگذشت وایثار، فداکاری ومهربانی، عطوفت وملاطفت، ونیزتجلی انسانیت ومردانگی وصداقت وازهمه مهمتر دوری ایشان ازحب مال وجاه ومقام است. زیراهنگامی که مسئولین فرهنگ وقت، درپایان مراسم تدفین وبزرگداشت مرحوم جواد مرآت به آقای حامدی نژاد 50 ساله ومعلم باسواد وعالم وشاعروادیب مدرسه پیشنهاد مدیریت می دهند این بزرگوارمی گوید:"صلاح نیست نه من ونه فرد دیگری به این سمت انتخاب شود. زیرا فرزند نوجوان وی(علی اکبر مرات) تا دیروز درکنار پدر و در زمان بیماری بجای وی به امورات آموزشگاه رسیدگی و به شایستگی ازعهدۀ کارها برآمده است. امروزاین نوجوان دل شکسته تحمل جانشینی پدر را با توجه به ضربۀ شدید روحی نداشته وموجبات افسردگی و سرخوردگی اجتماعی اوفراهم میگردد".رئیس فرهنگ وقت می گوید:"این پسرنوجوان است وفاقد تجربه وعلم" ، آقای حامدی نژاد نیز در پاسخ می فرمایند: "لیاقتش را تضمین می کنم ومانند پدردرکنارش هستم" . سرانجام آقای احمد قاسمی با یادداشتی دست نویس حکم جانشینی را برای فرزند آن مرحوم صادروعازم یزد می گردد، و در اولین بازدید بعد ازمدتی نسبتا طولانی به آقای حامدی نژاد می گوید:"امروز با نظم وانضباط حاکم برمدرسه و پیشرفت اموردرسی بچه ها پی به پیش بینی وآینده نگری شما بردم" وی دربازگشت ، بلافاصله حکم قطعی مدیریت رابرای آقای علی اکبرمرآت، جوانترین مدیر آن دوران ، صادرمی نماید. 

شادروان علی اکبرمرآت

        لازم به ذکراست: دو عدد دفتراشعارمنحصربه فرد شادروان علی اکبرحامدی نژاد درسال 85 نزد موسسه "ریحانۀ الرسول" به انضمام دوقطعه عکس به امانت سپرده شد تا اشعاراین فرهنگی فرهیخته مانند دیگرکارهای ارزشمند جناب آقای کاظمینی به یادگار بماند واشعارنغز آن شادروان توشه ای معنوی را برای دنیا وآخرت طالبان علم وخرد ومعرفت فراهم نماید.

                       با سپاس فراوان/ بی بی زینب مرآت، 18/7/1390

نظرات ()



دیدار با ملا فاطمه صباغیه
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳٩٠/۱٠/٢٦

برخیز و بیا نشین نشین دل من...

 روز 26 اسفندماه سال 1385 با عده ای ازکارمندان اسناد ملی و خبرنگاران بشارت نو-  سمانه ملا زینلی و مریم دره شیری به دیدارشان رفتیم. ملا فاطمه صباغیه ، بانوی متولد1304 فرزند ابوالقاسم صباغیه و رقیه رحیمیان.

 ملا مثل همیشه خوش برخورد و خنده رو در کنار دخترانش وعروسش منتظرمان بود.ایشان صحبتهای پرمهر خود را چنین آغاز کردند:12ساله بودم که مرا به ازدواج آمیرزاعلی 40ساله درآورند و من هنوز یارای درک زندگی مشترک را نداشتم ،در خاطرم هست مرا به اتاقی فرستادند که مردی در آن نشسته بود و چون چادر به سر نداشتم از پنجره اتاق خود را به بیرون پرت کردم. اما زنها بلافاصله دورم را گرفتند و گفتند تو آبروی ما را بردی دختر! برو داخل اتاق، این مرد با تو محرم است و نباید خود را جلویش بپوشانی!!! و زندگی ما اینگونه آغاز شد.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



یادی از هنرمندان معمار یزد
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸٩/۱٠/٢٠

           

                       استاد فضل ا...محبوبی اردکانی

استادباقرمحبوبی :   پدرم استادفضل ا...فرزندملاباقراستادکار و معمار معروف زمان70سال پیش بود و درساختن سقفهای پردهنه استاد.شاگرد معروفش حسین شاکری شمسی است که خوشبختانه در قیدحیات می باشد.پدر وقتی بعلت قهر برای ادامه کار ساختمان سازی در دبیرستان ایرانشهرحاضر نشد عده ای از مردم در مریم آباد به خانه ما آمدند و یک سینی و یک قندان نقره کنده کاری نفیس از اصفهان برایش آوردند وصورتش را بوسیدند.معروف بود که او سقف هائی تا دهنه ده متری را با خشت خام زده است(سقف تا دهنه 18متر هم زده اند که باید بعد از اتمام کار دیوار،6ماه ساختمان را تعطیل کنند تا دیوارها کاملا نشست کند و بعدا در ساختمان ترک خوردگی ایجاد نشود).از بچه های پدر فقط من دنبال کارش را گرفتم.اولین خانه ای که او بنا کرد در سن 18سالگی اش بود، با بادگیر و بسیارشیک، متعلق بود به ارباب جمشیدی وی سپس خانه عباس امین الرعایا و بعدخانه صداقت زرتشتی که درآن زمان نگهدار آتشکده و روحانی آنجا ومکانش روبروی آتشکده درزمینی به مساحت 4000الی 5000مترمربع ساختمانی بازیربنای2000مترمربع با یک باب آب انبار درکنارخانه ساخت.از دیگر کارهای پدر مسجد توران پشت ، سینما گلشن و خانه خودش در مریم آباد با طاق 7ونیم متری بودکه بعدا عبدالحسین خان امین الرعایا حسن آبادی آنرا خرید و نیز خانه شیکی در خیابان ویلا متعلق به حاجی عباس ریسمانی را ساخت .علومی های محضردار، دائی پدرم بودند، وقتی او یتیم شد وی را از اردکان به یزد آورده وبه مکتب گذاشتند او چند کلاس مکتبی درس خواند و سپس به کارمعماری پرداخت.

 

نظرات ()



استاد حاجی علی اکبر رحمانی خرمشاهی
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸٩/٧/٤

            استاد حاجی علی اکبر رحمانی خرمشاهی

فرزندغلامحسین،مادر،شهربانورحمانی.تولد1/8/1315صادره ازخرمشاه.

بچۀ 5 -6 ساله بودم حدودسالهای1310 و در کار بنائی ایرانشهر بردست ،و ابزار کار را بدست معماران وکارگران  می دادم و رتق و فتق امور در حد یک طفل کار من بود. همه کاره دبیرستان ،مهدی راد سرشت رئیس فرهنگ وقت بود اومرتب سرکشی می کرد و پول می داد. در زمان اتمام کار استاد مندایراهیم رمضانخانی هم آمد. در سال 1337 حدودا 24 ساله  بودم که دیدم دارند تکیه امیرچخماق را خراب کنند، خودرابه مسجد حظیره رسا ندم به آیت الله ش صدوقی وروحانی جلیل القدرسیدعلی محمدوزیری  که آندوبزرگواردرحال ساخت مسجد حظیره بودند گفتم. آنها تلگرافی به بالاترین مقام زدند و اسم مرا زیر تلگراف نوشتند. فردا جواب بنام من آمد که نوشته شده بود شهردار یزد از تخریب تکیه امیرچخماق و گلدسته ها و بازار خودداری نمائید و خیابان را تغییر دهید. به شما امر می کنم امضاء. آنزمان شهردارآقای علی عسکر خان عسکری کامران بودند. در سال 1339 یک منار و قسمتی از تکیه ها توسط من که 26 ساله بودم مرمت شد و یک خارجی

 بنام« ادر»برایم به زبان انگلیسی نامه فرستادکه تصویرآنرا می بینید.

 (مجموعه بنای امیر چخماق در11/10/1330 بشماره  383 بثبت آثارباستانی

 رسیدودر15/3/1337موردبازدید آندره گدارمدیراداره وقت باستان شناسی قرارولزوم نگهداری آن موردتاکید قرارگرفته سپس طی نامه شماره 166مورخ18 /3/ 42 باامضاءحسین علا وزیروآق اولی رئیس هیئت مدیره انجمن آثارملی به دکترپیراسته وزیرکشورتامین بودجه وحفظ آن بنای تاریخی تاکید و در28 /3/ 42 درفرمانداری یزد نشستی بدعوت مهندس پارسااستانداراصفهان،باحضورآقایان مشحون ازباستانشناسی،مصطفوی ازانجمن آثارملی،مهندس ریاضی ازابنیه تاریخی کشور،تربتی فرمانداریزد،رهائی رئیس کل فرهنگ یزد،حقشناس شهرداریزدورئیس زاده متصدی ابنیه یزد ومعارفی معمارازاصفهان ومحمودی معمارازباستانشناسی تشکیل شدو ولزوم نگهداری و.....یادآوری گردید ص40الی 50 سالنامه فرهنگ یزد

  بقلم عباس رئیس زاده رئیس آموزش ابتدائی  و صنایع مستظرفه(باستانشناسی) وقت یزد

           لازم به یادآوریست بنابه صحبتهای سرکارخانم اقدس بقائی یزدی انجمن شهریزد درسال1339نقشی اساسی درحفظ این بنای تاریخی داشت که دفاعیات وحمایتهای آقاصادق کراوغلی سرکارخانم بقائی ازدیگران پررنگتروچشمگیرتر بود.                    (بی بی زینب مرآت)

 

از 7 سالگی شاگرد و بر دست استاد مندابراهیم رمضانخانی درساخت خانه های خشت وگلی کوچه آب انبار مسعودی وآب انبارهاشم خان هم بودم.در 15 سالگی عازم تهران شده مسجد بروجردی ها و مسجد لرزاده را در1334 و در 1344  حسینیه آقا راکه تکیه آن 5مترو20سانت بلندتراز مسجد جامع یزداست ، آنرا ذهنی وبدون نقشه وتمام آجربدون آهن ساختم.دوخانه برای پروفسورحسابی یکی درخیابان ویلاو دیگری در شمران درخیابان پروفسورحسابی ازدیگرکارهایم می باشدکه درآن ازآجرهای چهار گوش یزدی استفاد شد ومهندسش نیزخود دکترحسابی بود درآنزمان دکترحسابی یک دخترویک پسرداشت، یک روزانگشتان پسر پروفسورلای درب اتومبیل ماندوبشدت صدمه دید..ساخت استانداری وتعمیر فرمانداری سابق یزدهم ازکارهایم می باشد.

درمحله تل و عیش آباد و خرمشاه معمارباهنر زیاد بود.استاد محمدواستاد ابوالقاسم مطلب زاده حرف اول رادریزد ازلحاظ معماری می زدند.استاد باقرخیلی هنرمند بودو با استاد بمان هر دو محله تلی بودند.

استاد علی اکبرمحله تلی و استاد کاظم مجیبیان و استاد محمد و من و استاد اصغرطاق زن بودیم. آنها خیلی هنرمند بودند. درعیش آباد مهمترین آنها استاد بمان واستاد باقر و استاد اصغر و حاجی رمضان خرمشاهی بودند. همه هنرمند و طاق پوش بودند. یزدی ها طاق زن های خوبی بودند و تهرانی ها نمی توانستندمانند یزدی هاهنرطاق زنی راانجام دهند. تعمیرمسجد شاه اصفهان – مسجد شاه تهران، بازار وکیل، حمام گنجعلی خان (1320 با کمک همکاران یزدیم ساخته شد)انجام دادم.

 هنر طاق سازی به فن«یزدی بندی»معروف و معماران شهرهای دیگر این هنر را نمی دانستنداستاداحمداشکذری درزمان خودش خیلی معروف بوداوسوادنداشت امابی اندازه هنرمند بود نقشه تهران پارس را خودش کشیدوخودش اجراکرد دورمیدان شهید بهشتی درسال 1311توسط وی تعمیر شدودرساخت دبیرستان ایرانشهرنیزهمکاری داشت.

درسال1362برای تعریض وتغیردرحرم مطهر امام ره ازمعماران سنتی ایران دعوت شدبه آدرس داده شده مراجعه ودر اتاقی به انتظارنشستم همه درحال رفت وآمدبودندچندمعمارآشناهم دیدم بعدازمدتی فردی پرسیدچکاردارید؟نامه رانشانش دادم مراباخودبه اتاق بردکه عده ای دورمیزنشسته ودرموردساختمان حرم مطهربحث میکردندمنهم درگوشه ای نشستم وبه حرفهاگوش می دادم درآخرمهندس علی اکبرزنگنه که طرح واجراباایشان بود به رئیس جلسه آقای دکترتهرانی بااشاره بمن گفت بهتراست ازآن آقاهم سؤال کنیم آقای تهرانی ازروی رفع تکلیف چندسؤال کردندومن پاسخ دادم باهرجواب نوع نگاه ودقت دکترنسبت بمن عوض می شدتقریبا  12 سؤال پرسید سپس ازجایش بلند شد دستهایش راچند بارروسرش کشید به دیگران نگاه کرد ودرفکرفرورفت گفتم آقامیتونم منهم دوسؤال بپرسم،گفت بگو گفتم شمااین بنا رابرای چندسال میخواهید،گفت برای همیشه گفتم پس چرا بامیل گرد وآهن که بایک حرارت ذوب وبایک رطوبت زنگ وبایک اسیدمتلاشی می شود می سازید باید ازخشت وگل وآجروسیمان وبلوک استفاده کنیدتابنایتان بدون انرژی هم تابستان خنک وهم زمستان گرم هم زیبا وهم بادوام باشد.پرسید سؤال دوم گفتم شما تقلیدی کارمی کنید یا ابتکاری؟گفت ابتکاری گفتم پس چراازطرح مدرسه چهارباغ  اصفهان استفاده کردیدآنجامدرسه است واحتیاجات تعدادی طلبه راتامین می کند امااینجا زائرسراست زائرین شبانه روزدررفت آمدندآنها خسته اند همینجا بساط پهن می کنند رختخواب می اندازند ، مانع شوید دلخورمیشوند وقهرمیکنند چیزی نگوئید راه رامی بندند ودست وپاگیرمشوند.گفت چقدرسوادداری ؟گفتم بسختی امضاء می کنم .گفت آقایان درچندین رشته دکترا دارم استاد دانشگاه هم هستم بسیاری ازشماهاهم ،هم ردیف من هستید اماحرفهای این استاد اساسی است یزدیها اگربیسوادشان این است باسوادشان چه میکنند وروبمن ادامه داد استاد حالاچه کنیم گفتم همه این هارا خراب کنید و روی اصول نقشه بکشد وپیاده کنید گفت ازفرداکارت راشروع کن ومن ساختمانهای حسینیه های شرقی وغربی حرم را تغیر و بسبک سنتی ساختم.

 

حاجی محمدرضافیاض 75مقنی قنوات یزد وکسی مطابق اوکارشناس نداریم .....ساله است اطلاعاتش راکه نتیجه یک عمراوست می گیرند وبدون اینکه نامی ازش ببرند بنام خودشان منتشرمی کنند این عمل نادرست دزدی ویاناسپاسی ویاتضیع حقوق دیگران نیست؟ اوودیگران دولت هیچ تلاشی برای بیمه کردنشان انجام نمی دهد امیدوارم این صدا بگوش مسئولین هم برسد وفکری دراین باره بنمائند

 

 دارای5 فرزند2 دخترو3 پسرمی باشم علیمحمد معماروعلیرضاتکنیسین ساختمان وعلی اصغرکارمند شرکت شهید قندی.

نظرات ()



سالروزتولدودومین سال گرد درگذشت استادخدابخش منیری فرهیختۀ عرصۀ فرهنگ یزد 1/7/89
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸٩/٦/۳۱

 شادروان خدابخش منیری فرزند رستم شهریارمنیری در1/7/1293متولد شد پدر سالها درتهران به کار تجارت مشغول و بعدا در یزد کسب آزاد داشت سواد خواندن ونوشتن را بخوبی میدانست و بسیارخوش خط بود بطوریکه این هنر را  به بچه های محله می آموخت و مدتی نیز به شغل آموزگاری اشتغال داشت . مادرش گل نام داشت وهنرآشپزی و کشاورزی را خوب میدانست .دبستان مهرنرسی آبادباکوشش خانواده اودرسال 1312 خورشیدی درنرسی آباددایروسالها بصورت ملی توسط روانشاد منیری وخانواده اش اداره می شد تا اینکه  درسال  1335 به اداره فرهنگ وقت واگذار گردید .

 

 

 

تا سوم ابتدائی دردبستان رستمی نرسی آباد (مؤسس رستم خداداد فرامرز نرسی آبادی ) تحصیل کرد، نحوۀ اداره دبستان درآن زمان بصورت مکتب خانه ای بود،بدین ترتیب که تنها یک میز ویک صندلی برای آموزگاردرکلاس وجود داشت و شاگردان به صورت دایره وار، و درجه بندی دورمیز می ایستادند و هرگاه شاگردی پاسخ معلم را نمی دانست درجه بندی دور میز تغییر میکرد. چهارم و پنجم را در دبستان خسروی و دبیرستان را در کیخسروی یزد گذراند.

   آقای منیری حدودا درسن 17-18سالگی درمطب سررتن تاتا که اولین درمانگاه رایگان عمومی ، ودانش آموزان یزد واقع درخیابان آیت ا..کاشانی فعلی وروبروی آتشکده (درمحل مخابرات)در تابستانها افتخاری و تنها برای رضای خداکارمی کرد.این مرکز توسط همسرآقای رتن تاتا بنام نواز بانو  که از پارسیان زرتشتی مقیم هندوستان بود درسالهای1301 دریزد، بیاد ونام همسرش دایر گردید که در ابتداپزشک ازبمبئی برای مداوا به یزد اعزام می شد. اولین پزشک آقای دکتر جمشید پتل بود وبه ترتیب دکتر گودرز، دکترسهراب ، دکترمنوچهروسونا ودکتر زال  واز مهر 1315 آقایان دکتر خسرو خسروی یزدی، دکترخدارحم رئیس بهرامی ودکتر فرخ جمشیدی درآن محل خدمت کردند . دارو نیز از بمبئی بوسیله کشتی بادبانی به بندرعباس منتقل واز آنجا با شتر به یزد حمل می گردید، پس ازآن زایشگاه بهمن درچهارآذرهزلروسیصدوپانزده توسط گشتاسب خودی کلاه کوچه بیوکی بنام فرزند ناکامش بهمن ساخته وشروع بکارکرد .

آقای منیری درسال20- 1319 در رشتۀ زبان انگلیسی (مقطع کارشناسی) ازدانشگاه تهران به ریاست وقت دانشگاه آقای دکترعیسی صدیق علم فارغ التحصیل شد. از جمله همکلاسیهای ایشان خانمها سیمین دانشور، دختران رام وزیر کشاورزی و خواهر دکتر حکمت وزیر فرهنگ وقت و خواهر دکتر صورتگر و آقایان شهیدی نویسندهء معروف، روستا، مفتاح، فیاض اهل یزد، بازرگان، ستودیان، شادان و مرحوم معصومخانی رئیس فرهنگ یزد درسال های 1327 را می توان نام برد.

1 - نشسته شماره  5- آقای ......شادان 6 – کاظم معصومخانی

2- ایستاده ازپائین ببالا شماره 8  و10  خانم ها ......و.......رام دختران وزیرکشاورزی وقت 9- دکترعیسی صدیق اعلم رئیس داشسرایعا لی 12و13و 14دختران دکترحکمت وزیرفرهنگ وقت 15- خانم.......خواهر دکترحکمت وزیرفرهنگ وقت 16– خانم......صورتگر خواهر دکترصورتگرو 17-خانم دکترسیمین دانشورهمسر جلال آل احمد 

3- شماره  5 –آقای .... ....اهل یزد  8 -  وسط دارای عینک آقای .......فیاض اهل یزد  14- آقای ......بازرگان

4- شماره  8 – آقای ....ستودیان  9- آقای خدابخش منیری ازیزد رشته زبان انگلیسی

. در صورت امکان ما را در شناسایی افراد داخل عکس یاری فرمایید   

اودرسال  1323بعنوان اولین دبیر لیسانس زبان انگلیسی در یزد به استخدام وزارت فرهنگ درآمده و در دبیرستانهای پسرانه محمدطاهری، ایرانشهر، کیخسروی، مارکار، رکنیه، 17شهریور، ایراندخت ،شهنازسابق و... به  تدریس پرداخت.  ودراین سالها در کلاس تابستانی در تهران به استادی یک انگلیسی بنام رولند شرکت وموفق به اخذ گواهینامه شد  .

ویدر 1337 ازطرف ادارۀ فرهنگ یزد بمدت دو ماه درکلاس تابستانی که شورای فرهنگی ایران و انگلیس در شهر همدان با  175  نفر دبیر انگلیسی سراسر ایران و به استادی خانم حاجی سن از انگلستان دایر شده بود شرکت و دورة مقدماتی اعزام به خارج را گذراند وبعد ازامتحان جزء پنج نفری بود که قبول، (4نفر دیگر از شهرهای  مشهد، اهواز، تبریز و کرمان بودند) وبعد ازیک هفته نامه ای  با امضاء آقای دکترمهران وزیر وقت فرهنگ دریافت نمود که ازوی دعوت شده بود تا برای یک دوره تدریس اختصاصی درمؤسسه علوم تربیتی، دردانشگاه 15طبقةکمبریج لندن (که دومین دانشگاه قدیمی ومعتبردنیا با قدمت 800 سال است ودر1209 توسط داروین استفان کشیش منطقه تاسیس شدودر 1284 سنگ بنا 1209 کارگذاشته شد ودانشجویانی چون داروین ونیوتن وفوجی وروزالین فرنکلین (روی اشعه ایکس واتم ) (درآن هنگام زنان حق نداشتند درکنار پسرها باشند ونمی توانستند امتحان دهند رئیس ستادبرگزاری جشن هشتصدمین سال کمبریج گفت مابه 800 سال آینده فکرمی کنیم )عازم انگلستان شد . در فرودگاه انگلستان ازسوی شورای فرهنگی بریتانیا از5 نفرمنتخب دورة مقدماتی شهرهمدان استقبال ، و جهت اسکان، پانسیون و... مورد راهنمائی قرارگرفتند . گذرنامه وجای سکونت آماده بود. مجموع معلمین اعزامی از سراسر دنیا حدود 40 نفر بودند( ازکشورهای هند، پاکستان، اسپانیا ، ژاپن، چین، ایتالیا، اردن، فرانسه، امریکا، انگلیس و....... اما بالاترین آمار اعزامی را ایران بعلت توان مالی و توجه به علم ودانش 5 نفرشرکت کننده داشت  و بقیه کشورها فقط  یک نفر فرستاده بودند).

  اساتید این دوره همه دکتر ویا پروفسورزبان بوده و تازه ترین روشهای تدریس را تعلیم می دادند .وی دردو نوبت برای تدریس به استان ویلز فرستاده شد. بار اول به آموزشگاهی درپولهلی درناحیه کناون شایر ودفعة بعد به شهر تالی سرن درهمان ناحیه .این دانشجوی خلاق و مبتکربرای امتحان خود از فروشگاهی در خیابان آکسفورد که پرچم همه کشورها را از جنس بسیار مرغوب داشت پرچم ایران را خریداری و به مدرسه  برده ، رنگ و مفاهیم آن  را در کلاس و در حضور نورون  و برنارد که از اساتید مهم آن زمان بودند آموزش داد و در پایان کار، نام خود و ایران را زیر پرچم نوشته و آن را درهردو مدرسه به یادگار گذاشت. اما به این مقدار نیز قانع نشد و چند رساله در دوران تحصیل درانگلستان درمورد وضع زندگی کار مدرسه و فرهنگ دو شهر پول هلی وتالیسرن  در استان ویلز نوشت.

بعد از موفقیت در امتحانات بسیار سخت، (زیرا دبیر امریکائی و4 شرکت کنندۀ دیگرایرانی در این کلاس جزء افرادی بودند که نتوانستند نمرۀ قبولی را کسب نمایند)  باشادی از لندن به پاریس رفته از موزه 5 طبقه لوور دیدن و از آنجا به برن پایتخت وچندشهردیگرسویس وسپس به بن مرکز وچندشهردیگرآلمان ودر  آخربه برلن شرقی وغربی ونهایتا به شهرآمستردام باگلهای زیبایش درهلند که شهرت جهانی دارد رفت ودرپایان به وطن مراجعت ومورد استقبال گرم وصمیمی آقای خیابانی رئیس فرهنگ وقت یزدکه میدانست چه افتخار بزرگی این معلم بااستعداد برای شهر وکشور کسب کرده  قرار گرفت.استاد گرچه نیاز مالی به مستمری معلمی نداشت، لیکن عشق و علا قه ا ش موجب شد تا سال53 به امر مقدس تدر یس  ادامه و درآن سال به افتخار بازنشستگی نائل گردد.

        یکی ازخاطرات زیبا وشیرینش این بود که روزی درخیابان آکسفورد ازیک کتابخانه 10جلد کتاب دایره المعارف انگلیسی راخریداری وچون تمام پول کتاب را نداشت مقداری بیعانه را با آدرس خود نزد فروشنده گذاشت تا بعداز چند روز برای پرداخت مابقی وتحویل کتاب مراجعه نماید . بعد از دو روز، صاحب کتابخانه کتابها را با قید بقیه بدهی توسط پست ارسال می دارد  پس از دریافت نامه آقای منیری ناراحت شده ، بلافاصله بدهی خود را می فرستد، اما درهمان روز نامه ای را بامقداری پول دریافت میکند که درآن نوشته شده بود ،نمی دانستم شما وجه را به این زودی می فرستید ما مقداری سود به آن اضافه کرده بویم ، ولی چون بلافاصله پول را فرستادید سود اضافی به شما مسترد می گردد . او این 10جلد کتاب را به دانشگاه یزد درتاریخ .... اهداء نمود

       روانشاد منیری به معلمی عشق می ورزید و مخلصانه در تعلیم و تربیت دانش آموزانش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد . در تمام دوران زندگی ، درخانۀ بزرگ موروثی وکاملا سنتی خود، در حیاط کوچک و سرپوشیدة معروف به نارنجستان و اتاقی از گل و گچ و خشت و آجر با مبلها و صندلیهای کاملا قدیمی و زیرزمینها و کمدهائی مملو از کتاب و نشریات و مدارک معتبر، طاقچه هائی پر از عکسهای خانوادگی، مدرسه ای، دانشگاهی، مذهبی و تقدیرنامه های فراوان و متفاوت علمی فرهنگی و آلبومهای بیشماری از دوران آباء و اجدادی و طفولیت و جوانی و میانسالی و ایام کهنسالی با مقامات مختلف استان، با ابزاری ساده در بافت قدیم محله نرسی آباد یزد زندگی می کرد و بالاترین افتخارش این بود که عمر خود را در راه آموزش و پرورش و ایجاد ساختار فرهنگ آرمانی صرف نموده است و پیوسته این شعر را برای حسن ختام آموزش و نصایح پدرانه خویش به شنونده ا ش یاداور می شد که

              علم با دین و خرد هر سه چو توام گردد           موجب راحت وآسایش عالم گردد

   گرچه همۀ یارانی که گرد هم می آیند هریک به نوعی یادآور خاطرات و منشاء اثرات ارزشمندی هستند لیکن تعدادی از این عزیزان به دلیل پاکباختگی در راه هدف شاخص ترند که باید همت و تلاش درخور  شان و منزلتشان را پاس داشت و صفات نیکویشان را به آگاهی عموم رساند.تا الگوهایی برای جامعه باشند.              پس از آشنایی با این فرهیخته از طریق گردهمائی اساتید و دانش آموختگان مدارس قدیمی یزد این چهره فراموش شده در عرصه فرهنگ و دوستان قدیم، مجددا مطرح شد.

        چه خوب و زیباست که مسئولین ومقامات استان  یاران قدیم را محترم شمرده و به خدماتشان ارج نهاده، ازعلم و دانش و اطلاعات آنان درجهت منافع اجتماعی و شهر بهره کافی برند. خوشبختانه وجود این خصیصه نیکو در ضمیر آگاه آقای مهندس زابلی ریاست محترم وقت سازمان آموزش وپرورش یزد موجب شد تا به پیشنهاد مطرح شده مبنی برعیادت ازاستاد بلافاصله  پاسخ مثبت داده و موفق شدیم در تاریخ 10/7/85 به همراهی تنی چند از همکاران فرهنگی به منزلشان رفته و از ایشان دیدن، و بعد از ملاقاتی کوتاه که موجب انبساط  خاطر و شور و شعف وی گردید همگی برای بازدید دبیرستان خدابخش منیری و نصب عکس ایشان در کنار لوح یادبود رهسپار آموزشگاه شویم. آنروزنه تنها برای منیری سالمند بلکه برای من وخبرنگاران خبرگزاری ایسنا، خاتم، بشارت نو، کارکنان همراه مهندس زابلی و نیز کارکنان و دانش آموزان دبیرستان خدابخش منیری روزی فراموش نشدنی و خاطره انگیز بود، زیرا در آن لحظات زیبا به معلمی که با همت، دلسوزی، شایستگی و لیاقت خود بر گرانبهاترین گنجها یعنی قلوب بسیاری از همکاران، شاگردان و فرهنگ دوستان دست یافته بود ارج نهاده شد تائید این مدعا حضور بسیاری از همکاران و شاگردان او منجمله آقایان دکتر مجیبیان و دکتر مرتاض و... در مراسم مختلف درگذشتش بود.

        (لازم به ذکر است که آقای دکترغلامرضا محمدی رئیس وقت سازمان اسناد ملی استان یزد هم با اولین پیشنهاد، به اتفاق آقای مهندس ملک ثابت مشاورمحترم استاندار و رئیس روابط عمومی استانداری در تاریخ 19/2/84 شخصا به منزل استاد رفته، اقدام به تهیه فیلم، عکس و ضبط خاطرات شیرین و ماندگار و قیمتی از ایشان نموده و نیز جهت آرشیو شفاهی وی را به سازمان اسناد  دعوت نمودند.)

 امروز خوشبختانه رسانه های گروهی، نیز تلاش میکنند تا آنگونه که شایسته و در خور شأن و منزلت چنین انسانهای شریفی است قدردانی نموده و حرکت ارزنده وتجربیات واندوخته های معنویشان را به آگاهی عموم برسانند.دراین راستا باهمت وتلاش همه جانبة ادرات ذیربط وزرتشتیان محترم یزد،هفتمین همایش یاد یاران درتاریخ 26/3/85 درمحل دبیرستان پسرانة مارکاربرگزارو بسیاری ازاستادان، آموزگاران پزشکان، مهندسان ، مسئولان جامعه،پیشه وران ودیگرسالخوردگان ومیانسالان که روزی استادوشاگرد در آموزشگا ه های مارکاربودندباهم دیدار نمودند ، دیداری که شاید هرگز متصورنبود.

          استادمنیری، دمهری ،وبسیاری ازمهربانان که اکنون دربین مانیستندودیگرنخواهندآمد ،درآنروز همراه با دیگران ازخاطرات گذشتة صحبت می کردندواکثریت یاران وهمکلاسان خودرامی جستند .آنها با شادمانی وسرافرازی یکباردیگر پشت میزونیمکت کلاس نشستندوحتی تعدادی ازآنان دوباره بربالای سکوی افتخارمدرسه قرارگرفتند و باردیگرخودرادربرابر چشم مشتاقانشان قراردادند تاسرآغازی باشد برای آشنائیهای بیشتر،استمراردوستی های محکمترومروری زیبا بردورة خوش گذشته معلمی ودانش آموزی خود.

       منیری میدانست که ثروت اندوزی و پرداختن به خواسته های دنیوی و رسیدن به هوای نفسانی و تلاش در جهت رفاه شخصی نه تنها پسندیده نیست بلکه در تمامی ادیان و مسا لک مطرود و مذموم است و آنچه نام انسان ها را زنده و جاوید می سازد پیشگامی در حرکات عام ا لمنفعه اجتماعی نظیر خیریه های سراسر دنیا است که نتیجه عمل خداپسندانه گذشتگانی است که به آن اعتقاد داشته و انجام آن را به آیندگان توصیه نموده اند. ولذا با چنین تفکر انسان دوستانه ای بود که درسال1372 اقدام به ساختن یک باب مدرسه با مساحت 3000مترمربع وبازیر بنای 500مترمربع نمود که بنام وی نامگذاری گردید. اوبه این مقدار بسنده نکرده ودروصیت نامه محکم و متقن خود یادآور می شود که « کلیه مکاتبات ادرای، کتب، اسناد، عکسها و بعضی ازاشیاء و....دراطاق پذیرائی منزل بصورت موزه نگهداری شود و برای شادی روح من و دیگر در گذشتگان این خانواده در نظافت و نگهداری ان کوشش گردد.»

امیداست با توجه به مقیم بودن برادرش آقای مهندس شادپورمنیری درآلمان که طبق موارد مندرج در وصیت نامه فرزند خوانده ایشان بوده و همچنین سه خواهرشان که در هندوستان ساکن اندونیزاقوام ودوستان محترم وی، بمنظور احترام به اهداف و خواسته های آن شادروان توسط افراد ذیصلاح و به همت دوستان و نیک اندیشان محترم زرتشتی آنگونه که صلاح می دانند به خواستة استاد زیر نظر افرادی دلسوز و واجد شرایط، جامة عمل پوشند تا به موارد مندرج در وصیت نامه، توجه ویژه ای مبذول و از میراث ملی نگهداری و آنگونه که مد نظر استاد بود در خدمت فرهنگ و فرهنگ دوستان قرارگیرد. باشد که اقدام به وصایای آن معلم فرزانه زنهاری باشد برای آنان که بعرصه علم وادب عشق می ورزند و مترصدند تا راهکاری برای جاودانی نامشان و آثارخیری برای جامعه شان به یادگار بگذارند.

       این پیرعرصِۀآموزش و پرورش درپنج سال پایان خدمت ریاست دبیرستان ومدرسه راهنمائی پسرانه مارکاررا بعهده داشت.وی علاوه برفعالیتهای آموزشی درکارهای فرهنگی اجتماعی وملی ومذهبی محل سکونت خود شرکت و در، دو، دوره ریاست انجمن زرتشتیان نرسی آبادو در ساال های قبل از 80 عضوء انجمن زرتشتیان رادر نرسی آباد یزد بعهده داشت

  وی درساعت 9 صبح  روز یکشنبه 24/6/87 در سن 93 سالگی برحمت ایزدی پیوست وبسیاری از دوستان، همکاران و شاگردانش را متاثر و داغدار نمود، روح و روانش شاد باد.                      نام نیکو گر بماند ز آدمی               به کزو ماند سرای زرنگ    

باتشکرازجناب اسفندیارمرادیان درویرایش واصلاح مطالب

 

با احترام بی بی زینب مرآت

                                                                     

نظرات ()



شرح حال پیشکسوت فرهنگی سرکارخانم ایران کارگر
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸٩/٦/٢٧

سرکار خانم صدیقه(ایران) کارگر رشتی       تاریخ دیدار 16/2/89 به اتفاق آقای حسین سماوات و خانم رکسانا راهبریان ازندای یزد

                      در 6/10/1310 در محله میدانشاه متولدشدم پدرم علی به شغل تجارت فرش اشتغال و دارای مدرک مکتبی بودند و مادرم منور به شغل خیاطی در محلۀ میدانشاه مشغول ودارای سوادخواندن . مادر مرحوم دکتر محمدعلی قبنی بنام خانم بی بی زهرا قتینی علاوه بر خیاطی به بچه های محله قرآن یاد می دادندکه من مدتی از آموزش ایشان بهره بردم. البته ملای دیگری دور تراز ایشان به نام ملا بی بی سکینه هم بودند. دبستان را در سال 1317 در مدرسه شاهدخت در محله لب خندق به مدیری بی بی خجه امیر و معلمی کلاس اول خانم مهران گذراندم که ایشان را هرگز فراموش نمی کنم. خانم شایسته طامهری هم آنجا بودند، بعد از چند ماهی عده ای ازماراکه نزدیک به آموزشگاه نوبنیاد مختلط همت به مدیریت خانم پری مومنی بودیم فرستادند . آموزگاران آنجا نوش آفرین حاتمی، ملوک ملکی، شایسته طامهری و نصرت نواب پور بودند و همکلاسانم نورسته همدانیان و جلال اشتری (ایشان خیلی بازیگوش بودند) و پسری به نام اقتصادی هم باماهمکلاس بودند. در 1324 وارد دبیرستان ایراندخت به مدیریت عشرت نصیریان و به ناظمی خانم فرح انگیزمشتاق شدم که   در محله پشت حمام پارس نزدیک کوچه برخوردار و به مالکیت آقای حسین اسدی بود. بعد از اخذ مدرک سیکل اول در سال 1327 به دانشسرای مقدماتی رفتم که در همان محل دبیرستان ایراندخت ومدیر دانشسرا هم عشرت نصیریان و ناظم خانم فرح انگیز مشتاق بودند.

       حدوداً تا سال 49 به معاون ناظم گفته می شد، دبیران دانشسرا خانم ها نورسته راحتیان، افسر محمدی، نیره متحده و فیروزه فرهمندو آقایان فضل ا... بشارت سید ولی ا... خاتمی وعبدالعلی صابری صفائی، سروش کسری زاده، ابوالقاسم قلمسیاه، محمود کریمی اردکانی( همسر خانم محمدی و پدر شهلا کریمی ، این خانواده فرهنگی بسیار منظم و جدی و فعال بودند)بودند. در خرداد سال 1330 به اخذدیپلم دانشسرا نائل شدم. همان سال دانشسرا منحل گردید و ما آخرین دوره شاگردان دانشسرا بودیم . از مهر 1330 با ماهی 96 تومان به استخدام فرهنگ وقت به ریاست آقای ابوالقاسم عدالت و به دبیری دبیرستان ایراندخت درآمدم. حقوق ماه مهر به صندوق بازنشستگی واریز می شد و در پایان سال بعد 5 یا 6 ماه ،تمام حقوق را یکجا می دادند (آنوقت ها بانک هم نبود و حدود 840 تومان در شب عید حقوق گرفتم که پول زیادی بود و همه متعجب شده بودند و همسایه ها در مورد اینکه دختر فلانی معلم شده و پول کلانی گرفته صحبت می کردند حتی مادرم از ترس دزد وحشت زده بود و هرشب جای پول ها را عوض می کرد) همکارانم در ایراندخت آقایان عبدالحسین آیتی بی اندازه فاضل و دانشمنددر ادبیات- دکتر جعفر علیم مروستی فوق العاده با سواد و با حافظه ای قوی دکتر ابوالقاسم قلمسیاه ناظم دبیرستان ایرانشهر و دبیر ایراندخت نابغه زمان و استاد مسلم در علم فیزیک (ایشان به تندی و با مهارت وبسیار زیبا با دو دست در روی تخته مطلب می نوشتند و همه را متعجب می کردند و می گفتند اگر من نفوذی در دانشگاه دولتی داشتم ، طوری کتاب شیمی آلی را می نوشتم تا در زندگی راهگشایتان باشد.

آقای تقی حجت باسواد و با نفوذ بیان خارق العاده و دبیر شیمی خانم عصمت الملوک نقیب زاده (میرخضر شاهی سابق) ناظم ودبیردروس مختلف.

  همکلاسانم در دبیرستان ایراندخت شایسته اخوان، شوکت فارغ، فرخنده رضوی، شعاعیه تجلی فخری وکیلی و طاهره ربانی و طاهره ایقانی و... بودند.

        در سال 1330 اولین دبیرستان دخترانه یزد به نام ایزد پیمان به مدیریت میس آیدین منحل و شاگردانش با تعدادی از بچه های ایراندخت در همان محل با تغییر نام به دبیرستان اشرف که در محله نظرکرده واقع بودتأسیس شد (تابلو دبیرستان اشرف هنوز هست و من با دیدن آن ساعت ها به تماشایش می نشینم و به یاد خاطرات خوش آن روزها لذت می بردم.

(این دبیرستان فعلاً انبار آموزش و پرورش است) در مدرسه ایزد پیمان در خانه ای به مالکیت خانم میس آیدین اتاق بزرگی به نام نمازخانه بود که میس آیدین در آن هر صبح ابتدا قرآن و دعا و سپس انجیل و مسائل مذهبی خود را انجام می داد (او بعد از تغییر نام ایزد پیمان به اشرف به اصفهان رفت اما همه ساله برمیگشت و سنگی که نام مادرش روی آن نوشته شده بود اصرار داشت که در نمازخانه نصب شود و بالاخره در سال احتمالاً 1338 خانم زکیه حائری زاده به پاس خدمات فرهنگی اش به فرهنگ یزد آن سنگ را نصب کردند (بانوآرمنو آیدین پدرش از ارامنه اصفهان و مادرش به نام ایزابلا ایرلندی بود و هر دو معلم بودند اودر1300از میس مورانگلیسی مدرسه را تحویل گرفت و سپسمؤسس دبیرستان دخترانه ایزد پیمان در یزد شد اولین دبیرستان دختران در یزد در سال1382 توسط خانمی انگلیسی بنام الینه وخانم برایتی برای زرتشتیان تاسیس شد)آیدین تمایل زیادی داشت تا نام مادرش را روی مدرسه جدید التاسیسش بگذارد اما دولت وقت بجهت غیرایرانی بودن اسم موافقت نکرده و او نام ایزدپیمان را که هم در معنی و هم درتلفظ به ایزابلا نزدیک بود انتخاب نمود.((وی در سال ١٣٠۶ بهشت آیین اصفهان(دبیرستان دخترانه)را تاسیس کرد. او دو سال قبل از آن در کرمان مدیر مدرسه بود." برگرفته از اینترنت*)) بی بی زینب مرآت نقل از ص28 فرهنگ یزد 28-1327)

     در ایراندخت مربی شیرخورشید هم بودم و کارهای پیشگیری و درمانی و کمک های اولیه خوبی به دانش آموزان علاقمند عضواین جمعیت آموزش می دادم، یکروز در ماه مبارک رمضان در نمازخانه مشغول تلاوت قرآن بودیم، آقای فضل الله بشارت که بازرس بودند وارد شدند و چون ماها را مشغول ختم قرآن دیدند گفتند بهترین کارها یاد خدا و اجرای مسائل و دستورات دینی است و شماها کار خیلی خوبی می کنید، خاطره دیگری هم از زمان محصلیم ازایشان دارم، روزی درکلاس مطالبی را برای یادداشت می گفتندومن نشسته بودم.گفتند چرا نمی نویسی؟ گفتم قلم ندارم گفتند خودنویس مرا بگیرومواظبش باش خراب نکنی گرفتم و دوباره نشستم، گفتند حالا چرا نمی نویسی گفتم خودنویستان خراب است و به ایشان پس دادم ایشان در جلسه بعد به من گفتند پسرم مهدی در خانه بمن گفت پدر چطور گفتید کارگر خودنویستان را خراب کرده اینکه خوب می نویسد.

   در 1337با آقای اصغر براتی پور و کارمند درمانگاه نیکوپورازدواج کردم که حاصل آن سه فرزند بود و دختر کوچکم رویا در سن 16سالگی خداوند در یک آزمایش سخت بعد از 8 سال مبارزه با بیماری مغزی اوراپس گرفت.

دختر بزرگم ویدا دبیر آموزش و پرورش و ژیلا خانه دار است معتقدم مجموعه ای از خوشی ها و تلخی هاست که زندگی را شکل داده، مفهوم بخشیده و تلاش پرحاصلی را برای کمک به همنوعان خود فراهم مکند . از خداوند منان میخواهم تا بتوانم بعد از 79 سال زندگی افتخارآمیز باز هم بعنوان فرد کوچکی در اعتلای فرهنگ و توسعه نسل جدید خود کوشا باشم. از شما هم که در هفته معلم بدیدنم آمدید ممنون و سپاسگزارم،

     استخدام مهر 1330 بازنشستگی مهر 1360 با 29 سال و 11ماه و 26روز کار3سال اول استخدام دبیر دروسی چون خانه داری و نقاشی و فیزیک و شیمی و تاریخ و ادبیات و خیاطی بودم.در سال 1334ناظم دبیرستان با هفته ای 6ساعت تدریس تا سابقه آموزشی برایم منظور گرددر سال 57خانم فرنگیس صدریه باز نشسته ومن به مدیریت دبیرستان اشرف منصوب شدم      

    عده ای از دانش آموزانی که افتخار معلمی آنان را داشته و امروز به وجودشان مفتخرم:

خانم ها: 1- دکتر فاطمه نقدی م اطفال 2- دکتر ملکه انوریه دندانپزشک 3- دکتر شهزاد طبسی دندانپزشک 4- دکتر مینو مجاهدی دندانپزشک 5- دکتر لقاء مشکی باف م کودکان 6- دکتر بتول توکلی م زنان 7- عالیه ثوابی تحصیلات خارج ازکشور

من در زمان ریاست علی اصغرعدالت استخدام و رؤسای بعدیم عزت الله بهاری غلامرضا رهائی، حسین بهشتی، سید علی مهدویان، مجلسی سلطانزاده و علی اکبر رئوف بودند.بایدبگویم من درمدرسه اشرف تحصیل کردم همانجامعلم شدم به پست ناطمی وسپس ریاست مدرسه ارتقاءپیداکردم وسرانجام درهمین مدرسه بازنشسته شدم آیاحق دارم ساعتها به یادگذشته هابه تابلوئی که از7سالگی تابازنشستگی هروز جلوچشمانم بودبشینم ونگاه کنم؟؟؟شماخود قضاوت کنید!!!!       

     نظر دو نفر از دانش آموزان این بانوی فرهیخته: 

خانم دکترشهناز آرام  

متخصص زنان، در سال 53دیپلم گرفتم وپزشکی عمومی رادرسال 60 ازدانشگاه اصفهان وسال 65 موفق به اخذ تخصص ازدانشگاه اصغهان شدم درحال حاضرعلاوه برطبابت ،عضوهیئت علمی واستاددانشگاه شهید بهشتی اصفهان می باشم

    از1347 الی 1353 افتخار شگردی خانم کارگر را داشتم . ایشان  ناظم دبیرستان اشرف و بسیارجدی و پر تلاش ودلسوز برای بچه ها بودند جدیت صداقت ونطم در زندگی راازایشان فراگرفتم وهیچوقت خوبیهایشان را فراموش نمی کنم یکباردرزمان دانشجوئی درمدرسه بدیدنشان رفتم که متاسفانه بعلت بازنشستگی موفق بدیدار نشدم امایکروزبطورکاملا غیرمنتظره دریک عروسی زیارتشان کردم وبه آرزویم رسیدم برایشان طول عمرو شادی وسلامتی ازخدای بزرگ خواهانم.

خانم دکتر مینو مجاهدی 

متخصص جراحی وبیماریهای لثه و اپیلمنت.استادیار دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان   

سرکار خانم ایران کارگر معاونت محترم دبیرستان اشرف شخصیتی برجسته ،فرهیخته ، مهربان ، دلسوز ، توا نا ، مدیر و مدبر وآشنا به امور آموزشی و عاطفی دانش آموزان دبیرستان بودند. همواره یاد و نام ایشان  در خاطر  من و خاطرات دبیرستانم باقی است .بزرگداشت سرور عزیزم سرکار خانم کارگر را ارج نهاده هر چند که نمی تواند بیان کننده تمام زحمات  این استاد عزیز باشد از خداوند مهربان  طول عمر با عزت و سلامتی برای ایشان از درگاه خداوند آرزومندم. 

     

نظرات ()



مارکار
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸٥/۳/٢۸

همشاگردیهای دیروز ، میهمان شادروان مارکار بودند. 

موسسه یاد یاران یزد در هشتاد و چهارمین سال تاسیس بنای زیبا و به یاد ماندنی مجموعه آموزشی مارکار یزد ، یاد این خیر اندیشمند و بلند آوازه ،پشوتن جی مارکار را در جمع دانش آموزان و دبیران سالهای 1301 تا 1345 به نحو باشکوهی گرامیداشت.

بی بی زینب مرآت مدیرعامل موسسه یاد یاران یزد ، هفتمین همایش فرهیختگان عرصه علم و ادب را در دبیرستان مارکار یزد در حالی برگزار کرد که طی تلاشی پیگیر از شهریور 84 لغایت خرداد 85 ، بیش از 1200 نفر مدعوین متشکل از دانشوران و دبیران(به مدیریت آقایان هورمزد فرخانی اولین مدیر در سال 1301 و دومین مدیر آقای خدابخش منیری از سال 1303 به مدت 10 سال) بعد از گذشت نزدیک به 80 سال باردیگر گردهم جمع شدند.

 مدیرعامل موسسه یاد یاران یزد ، هماهنگ کننده این لحظه های باشکوه و به یاد ماندنی ، هدف از برگزاری این همایش را ایجاد شادی و نشاط بین همکلاسیها ، استادان و کادر دفتری مدرسه ،انسجام یک جمع پراکنده و استفاده بهینه از ذخایر معنوی ، علمی و فرهنگی به نفع شهر و کشور ذکر کرد.وی اذعان داشت: درگیریهای روزمره زندگی ماشینی  منجر به خمودگی و افسردگی می گردد و با توجه به اهمیت عزت نفس ، و نیاز هر انسانی به تعالی روح ، رهایی از یکنواختی و مرور خاطرات شیرین گذشته ما را برآن داشت تا با برگزاری این همایش و زنده کردن یاد و خاطره روزهای خوش دوران تحصیل ، دیدار مجدد همکلاسان و دبیران و تجلیل از بزرگان و کلیه پیش کسوتانی که بهترین سالهای عمرخود را بی هیچ چشم داشتی صرف خدمت به  فرهنگ و رشد و اعتلای فرهنگ دوستان نموده اند؛ بپردازیم.

گفتنی است شادروان پشوتن جی مارکار از خانواده زرتشتیان پارسیانی بود که بعد از حمله اعراب از ایران به هند و بمبئی مهاجرت کرده بودند ولی عشق به ایران و هموطنان ایرانی این خیر بلندآوازه را برآن داشت تا اقدام به ساختن و افتتاح  مجموعه آموزشی ، برج ساعت مارکار یزد و مجسمه فردوسی تهران در سال 1313 نماید.

لازم به ذکر است مجموعه آموزشی مارکار متشکل از پذیرشگاه،پرورشگاه،دبستان،راهنمایی و دبیرستان دخترانه و پسرانه بوده است و در حال حاضر تنها دبستان ، راهنمایی و دبیرستان این مجموعه آموزشی فعال می باشد.

اسفندیار مرادیان که دانش آموز سال 1322 این آموزشگاه بوده است و بعد از فراغت از تحصیل ،سمت سرپرستی و مدیریت پذیرشگاه  و پرورشگاه

را برعهده داشته است؛ گفت : پرورشگاه این مجموعه برخلاف اذهان عموم،خوابگاهی شبانه روزی برای اسکان دانش آموزان اطراف شهر و

بی بضاعت با همه امکانات ،بدون پرداخت شهریه بوده است.

شایان ذکر است تشکل غیردولتی یادیاران یزد که در تاریخ 7/3/81 به شماره 339 به ثبت رسیده است،تاکنون اقدام به برگزاری گردهمایی

 دانش آموزان و اساتید دبیرستانهای دخترانه شاهدخت سابق، پسرانه ایرانشهر، دخترانه شهناز سابق، دخترانه ایراندخت سابق و دبستان

 مختلط همت ، و هنرستان دخترانه محمدطاهری نموده است.

شایان ذکر است : کل هزینه های همایش آموزشگاههای مارکار توسط انجمن زرتشتیان تهران پرداخت گردیده و کارهای ستادی به عهده این انجمن بوده است.

تهیه وتنظیم : لعیا همدانیان 

 

 

نظرات ()



همشاگردی سلام ۶/۶/۸۴ همایش هنرستان محمد طاهری
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸٤/٦/۱۳

همشاگردی سلام

 

بیش از هفتصد نفر از دانش آموزان ، دبیران و کادر آموزشی هنرستان محمد طاهری یزد بعد از گذشت بیش از 40 سال بار دیگر طی مراسمی نمادین گردهم آمدند.

بی بی زینب مرآت مدیرعامل ستاد یاد یاران یزد و هماهنگ کننده این مراسم به یاد ماندنی با بیان اینکه درگیریهای زندگی ماشینی منجر به خمودگی و افسردگی می گردد و با توجه به اهمیت عزت نفس ، و نیاز هر انسانی به تعالی روح ، رهایی از یکنواختی و مرور خاطرات شیرین گذشته ؛ گفت : این ستاد ششمین گردهمایی خود را در حالی برگزار کرد که طی کمتر از 6 ماه تلاش پیگیر ، بیش از هفتصد نفر از دانش آموزان و کادر آموزشی هنرستان دخترانه محمد طاهری به مدیریت سرکار خانم اقدس بقایی و معاونت خانم شکوفه مروستی در طول سالهای 1342 تا 1363، بعد از ظهر سه شنبه  مورخ 1 شهریور ماه 84 در سالن سینما دانش آموز یزد گرد هم آمدند.

وی افزود:از جمله اهداف برگزاری این همایش ، زنده کردن خاطرات روزهای خوش دوران تحصیل ، دیدار مجدد همکلاسان و دبیران و تجلیل از کلیه پیش کسوتانی می باشد که بهترین سالهای عمر خود را بی هیچ چشم داشتی صرف خدمت به فرهنگ و رشد و اعتلای فرهنگ دوستان نموده اند.

شایان ذکر است این تشکل تا کنون اقدام به برگزاری گردهمایی دانش آموزان و اساتید نموده که از مهمترین آنها می توان، دبیرستان دخترانه شاهدخت سابق،دبستان مختلط همت،دبیرستان پسرانه ایرانشهر،دبیرستان دخترانه شهناز سابق(فاطمیه 1 فعلی) و دبیرستان ایراندخت سابق (مهدیه فعلی) را نام برد.

گفتنی است تشکل غیر دولتی یاد یاران یزد در تاریخ 7/3/1381 به شماره 339 به ثبت رسیده است.

 

تهیه وتنظیم :همدانیان 

 

  

نظرات ()



اطلاعیه
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸۳/۱٠/۱٥

همایش دبیرستان مهدیه فعلی( ایراندخت سابق ) در تاریخ ۸ / ۱۱ / ۱۳۸۳ ساعت ۳ بعد از ظهر در سالن تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد برگزار می گردد .

نظرات ()



گزارش اولین همایش یادیاران
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸۳/۸/۱۳

 

مهمترین رخداد زندگی انسانها خاطراتند و لذت بخش ترین آنها خاطرات نوجوانی و جوانی است . به اعتقاد همه زندگی زیباست و با سرعت در جریان . پای صحبت میانسالان همیشه این جمله به گوش می رسد : چه زود گذشت ... ؛

 و حسرت روزهای رفته ولو به سختی و مشقت در ذهن هاست .

نقل مجلس خاطرات است و لذت بردن از شنیدن آنها در میان ایام گذشته روزهای خوش مدرسه و بودن با همشاگردیها بیشترین سهم دوران گذشته را به خود اختصاص داده . هیچ لحظه ای ، قشنگ تر از دیدن دوستان و همکلاسیهای ایام جوانی نیست و هیچ ارتباط کلامی مخلص تر و صمیمی تر از اینگونه برخوردها وجود ندارد و در یک کلام اینکه آدمیان با خاطرات خود زندگی می کنند و امید به آینده موجب تلاش و ادامه زندگی است . می خواستم کاری کنم تا همکلاسیهای سی و هشت سال پیشم را ببینم . تصور آنکه همه آنها را در یک مکان گرد هم آورم حالم را دگرگون کرد و رؤیای انجام این کار تمامی فکرم را مشغول ساخته بود .

بقدری از این فکر خوشحال و راضی بودم که به یک آن و با قاطعیت مصمم شدم تا علی رغم همه دشواریها اینکار را انجام دهم و بالاخره پس از هفت ساعت کار مداوم که بیشترین ان با تلفن بود همه آنها را که 38 سال پیش با هم قدم به دبیرستان دخترانه گذاشته بودیم یافتم و وعده دیدار را گرفتم و علاوه بر همشاگردیها دبیران خود را نیز با خبر ساختم .

روز 16 تیرماه 1380 شاید نقطه عطف زندگی تمام دعوت شدگان به این نشست پر عظمت و مملو از صفا بود . اکثر یاران دبیرستانی همدیگر را نمی شناختند . جای پای گذر زمان بر چهره ها و آثار بجامانده آن صورتهای صاف و صیقلی را که در اوج شباب بودند در هم کوبیده و این دگرگونی موجب عدم شناخت در اولین برخورد بود . ولی این ناشناسی با یک معرفی ساده تبدیل به آشنائی دیرینه می شد. همدیگر را به آغوش گرفتن و صمیمانه احوالپرسی کردن در آن روز غوغائی را در سالن بر پا کرده بود .

سی و هشت سال ندیدن و از هم بی خبر بودن و اینک دنیایی از ناگفته ها در این مجال اندک غیرممکن و بلوا و آشوبی زیباتر از این نمیشد .

هیچکس به سخنران و برنامه توجه نداشت . راستی چه نیازی است و انگیزه آن کدام که ارتباط انسانها تا این حد پیچیده می گردد . همه اینها تا چندی قبل حتی به چنین صحنه ای و دیداری فکر نمی کردند و شاید اگر این تجدید دیدار میسر نمیگشت می رفت تا برای همیشه فراموش گردد و اینک گله مند از لینکه وقت کم است و شوق دیدار ناتمام و تمنای تکرار در وجود همه و این اولین دیدار را بنام "یـــاد یــــاران" نام نهادند که آغازین فصل جدیدی در میان دیدارها باشد .

بعدها که دیگران شنیدند همه تشویق کردند و آفرین گفتند که این حرکت زیباترین زیبائیها و مصفاترین صفاهاست . دیداری ساده ولی پر معنی به دور از تمامی مسائل مادی ، اجتماعی ، سیاسی و هر گونه غرض ورزی و دبیران محترم سرشار از غرور سرشار از غرور که در ذهن گذشتگان جائی داشته و این رشته الفت برقرار نیست مگر به حرمت کلاس و مدرسه .

می خواهم از همه تشکر کنم . به خصوص از آنهائی که میئولیت داشتند و می توانستند براحتی این تقاضای دیدار را رد کنند ولی به انسانیت و عاطفه احترام گذاشته و ما را تا سر حد امکان یاری دادند . من امیدوارم این حرکت زیبا به همت و حمایت ادیبان و اریبان و صاحب نظران خطه پر آوازه یزد تداوم یابد و ستاد یاد یاران رسمیت یافته و کار خود را در یک طیف نسبتا گسترده آغاز نماید .

باشد که این جمعیت فراگیرترین جمعیت های غیر دولتی گشته و تمامی آحاد مردم را در بر گیرد . چرا که گذشته ها ، ساختار زندگی انسانها و یادوارهای آن ، مورد تمنای تمامی مردمان زمین است . باشد که چنین بـاد /

 

مؤسسه یاد یاران یزد

بی بی زینب مرآت

 

                                                                                            

 

نظرات ()



گزارش راه اندازی م{سسه یادیاران یزد
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸۳/٤/٢۳

  بی بی زینب مرآت ، بازنشسته سازمان آموزش و پرورش استان یزد موفق شد مؤسسه یاد یاران یزد را که دارای فعالیت فرهنگی و معنوی است در سال ۱۳۸۰ طی شماره  ۳۳۹ - ۷/۳/۱۳۸۰ به ثبت برساند .

این مؤسسه در مدت فعالیت خود توانسته است یاران قدیم (دیپلمه های سال ۱۳۱۰ تا سال ۱۳۵۸) را که حدود نیم قرن و حتی بیشتر ، از دوران شیرین و پر خاطره ایام تحصیلشان در آموزشگاههای یزد میگذرد و اکنون خود در قالب شخصیتهای اجتماعی عرصه دار میباشند را در هفت دوره به شرح زیر گرد هم جمع نماید .

1-    دبیرستان شاهدخت سابق یزد از سال 1342 الی 1348

2-    دبستان مختلط همت از سال 1327 الی 1337

3-    دبیرستان ایرانشهر یزد از سال 1310 الی 1349

4-    دبیرستان شهناز سابق یزد از سال 1342 الی 1358

5-    دبستان شاهدخت سابق یزد از سال 1324 الی  134

6-    تربیت معلم شاهدخت سابق یزد در سال

7-    دبستان افشار در سال 1362 و 1363

 

بر آنیم تا این استقبال های پر شور را استمرار بخشیم ... .

 

 

نظرات ()



خــوش باش دمی
نویسنده: بی بی زینب مرآت - ۱۳۸۳/۳/٧

می نوش که عمر جاودانی این است

خود حاصلت از دور جــوانی این است

هنگام گل و گل است و یـــاران سرمست

خــوش باش دمی که زندگانــی این است ... .

نظرات ()